به گزارش “راهبرد انرژی“،تشدید دوباره درگیری میان آمریکا و ایران، بازار جهانی انرژی را بار دیگر با یک پرسش اساسی مواجه کرده است: آیا نفت میتواند بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند؟
تام کول، تحلیلگر OilPrice، در گزارش اول سپتامبر خود هشدار داده است که حملات جدید آمریکا و ایران نگرانی درباره طولانیشدن درگیری در خاورمیانه را افزایش داده و تداوم اختلال در تنگه هرمز میتواند فشار صعودی قابلتوجهی بر قیمت نفت وارد کند.
تنگه هرمز؛ نقطه آسیبپذیر بازار جهانی نفت
اهمیت تحولات اخیر فقط به افزایش قیمت نفت محدود نمیشود. تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و هرگونه اختلال پایدار در عبور نفتکشها میتواند هزینه حملونقل، بیمه و ریسک تأمین انرژی را بهطور همزمان افزایش دهد.
حمله به دو نفتکش حامل نفت عربستان در مسیر خروج از تنگه هرمز، این نگرانی را تشدید کرده است. بر اساس گزارش رویترز، نفتکشهای Sidr و Senegal Prosperity که هرکدام حدود دو میلیون بشکه نفت عربستان حمل میکردند، با پرتابههای ناشناس هدف قرار گرفتند. هنوز مسئولیت این حملات بهطور قطعی مشخص نشده است.
این اتفاق از منظر بازار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حتی اگر حجم واقعی نفت از دسترفته محدود باشد، افزایش «ریسک ادراکشده» میتواند قیمت نفت، نرخ کرایه نفتکشها و هزینه بیمه حملونقل دریایی را افزایش دهد.
نفت ۱۰۰ دلاری؛ سناریو یا واقعیت؟
در چنین شرایطی، عبور نفت از مرز ۱۰۰ دلار بیش از آنکه صرفاً به میزان کاهش عرضه بستگی داشته باشد، به مدت و دامنه بحران هرمز وابسته است.
قیمت برنت در معاملات اول سپتامبر تا محدوده میانی ۹۰ دلار افزایش یافت و WTI نیز به بالای ۹۰ دلار رسید. رویترز قیمت پایانی برنت را ۹۴.۶۵ دلار و WTI را ۹۰.۲۲ دلار گزارش کرد.
بنابراین فاصله بازار با نفت ۱۰۰ دلاری دیگر چندان زیاد نیست. اما برای رسیدن پایدار به این سطح، بازار به یک اختلال واقعی و مداوم در عرضه یا عبور نفتکشها نیاز دارد؛ صرفاً افزایش تنش سیاسی الزاماً برای تثبیت قیمت بالای ۱۰۰ دلار کافی نیست.
نفت گران و یک پارادوکس بزرگ
یکی از نکات مهم بحران فعلی این است که نفت گران در کوتاهمدت برای تولیدکنندگان نفت جذاب است، اما در بلندمدت میتواند به ضرر تقاضای جهانی تمام شود.
افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل، تولید، سفر هوایی و مصرف سوخت را بالا میبرد. از سوی دیگر، افزایش نرخ بهره و بازده اوراق قرضه نیز هزینه تأمین مالی را افزایش میدهد.
تام کول در گزارش خود اشاره میکند که افزایش بازده اوراق قرضه، همزمان با نگرانی از تداوم تورم ناشی از انرژی، میتواند هزینه استقراض خانوارها و شرکتها را افزایش داده و در نهایت به کاهش تقاضا منجر شود. در بخش انرژی نیز هزینه تأمین مالی پروژههای بزرگ اکتشاف، حفاری، خطوط لوله و توسعه میادین افزایش مییابد.
بنابراین بازار نفت با یک پارادوکس مواجه است:
نفت گرانتر در کوتاهمدت درآمد تولیدکنندگان را افزایش میدهد، اما اگر طولانی شود میتواند با کاهش رشد اقتصادی، تقاضای نفت را تحت فشار قرار دهد.
بازده اوراق قرضه؛ تهدیدی که نباید نادیده گرفت
در شرایط فعلی، بازار انرژی نمیتواند تحولات بازار بدهی را نادیده بگیرد.
افزایش بازده اوراق قرضه به معنای گرانتر شدن پول است. خانوارها برای خرید خودرو و مسکن هزینه بیشتری پرداخت میکنند و شرکتها نیز برای سرمایهگذاری و توسعه پروژههای جدید با هزینه مالی بالاتری مواجه میشوند.
برای صنعت نفت، این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا پروژههای بالادستی معمولاً سرمایهبر و بلندمدت هستند. بنابراین افزایش نرخ بهره میتواند حتی در شرایط نفت ۱۰۰ دلاری، سرعت سرمایهگذاری جدید در صنعت نفت و گاز را کاهش دهد.
کاهش استاندارد مصرف سوخت در آمریکا؛ نشانهای معنادار
در همین شرایط، دولت دونالد ترامپ در حال حرکت به سمت کاهش استانداردهای مصرف سوخت خودروهای آمریکا است.
بر اساس گزارش رویترز، پیشنهاد جدید میتواند میانگین مصرف سوخت ناوگان خودروهای آمریکا در سال ۲۰۳۱ را به ۳۴.۵ مایل بر گالن برساند؛ در حالی که هدف دولت بایدن ۵۰.۴ مایل بر گالن بود.
این تصمیم از منظر بازار نفت اهمیت دارد؛ زیرا در صورت اجرای آن، مصرف سوخت خودروها در بلندمدت میتواند بالاتر از سناریوی قبلی باقی بماند و روند کاهش تقاضای نفت در بخش حملونقل را کندتر کند.
در واقع، سیاست انرژی آمریکا در حال ایجاد یک تناقض جالب است: از یک سو تلاش برای افزایش تولید نفت و کاهش هزینه انرژی و از سوی دیگر کاهش الزامات بهرهوری سوخت.
پالایشگاههای تگزاس و ریسک همزمان انرژی
همزمان با افزایش تنشهای ژئوپلیتیک، صنعت نفت آمریکا با یک ریسک طبیعی نیز روبهرو شد.
طوفان گرمسیری Edouard در اول سپتامبر به سواحل منطقه تگزاس و لوئیزیانا رسید و مناطق مهم انرژی در اطراف Beaumont و Port Arthur را تحت تأثیر قرار داد. مرکز ملی طوفان آمریکا از وزش باد شدید و بارندگی سنگین در جنوبشرقی تگزاس خبر داد.
اهمیت این موضوع برای بازار نفت آن است که هرگونه اختلال در پالایشگاهها، بنادر، پایانههای صادراتی یا زیرساختهای انرژی خلیج مکزیک میتواند فشار مضاعفی بر بازار فرآوردههای نفتی آمریکا وارد کند.
ونزوئلا؛ جایگزین سریع برای نفت خاورمیانه نیست
در چنین شرایطی، دولت آمریکا تلاش کرده است با افزایش دسترسی به منابع نفتی ونزوئلا، بخشی از ریسک عرضه را مدیریت کند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی دولت آمریکا، توافق جدید با ونزوئلا شامل توسعه ۱۷ میدان نفتی با حدود ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده است.
با این حال، نباید انتظار داشت این منابع در کوتاهمدت جایگزین نفت مختلشده خلیج فارس شوند.
افزایش تولید ونزوئلا نیازمند سرمایهگذاری عظیم، بازسازی زیرساختها، توسعه چاهها و زمان است. گزارش S&P Global نیز از برنامه سرمایهگذاری نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار و هدف افزایش تولید این مجموعه به بیش از یک میلیون بشکه در روز خبر داده است.
بنابراین ونزوئلا میتواند بخشی از استراتژی بلندمدت امنیت انرژی آمریکا باشد، اما نمیتواند در کوتاهمدت مشکل ناشی از اختلال در تنگه هرمز را حل کند.
هند، روسیه و شتاب انرژیهای پاک
یکی دیگر از پیامدهای مهم نفت گران، افزایش انگیزه کشورهایی مانند هند برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر شوکهای نفتی است.
هرچه قیمت نفت و گاز برای مدت طولانیتری بالا بماند، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، برق، ذخیرهسازی انرژی و بهرهوری اقتصادی جذابتر میشود.
به همین دلیل بحران هرمز را نباید فقط یک بحران نفتی دانست. این بحران میتواند در بلندمدت به یک شتابدهنده برای تغییر ترکیب سبد انرژی جهان تبدیل شود.
آیا بحران تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد یافت؟
پیشبینی ادامه جنگ تا سال ۲۰۲۷ هنوز یک سناریو است، نه یک واقعیت قطعی.
اما بازار انرژی مجبور است این سناریو را در محاسبات خود لحاظ کند. اگر ناامنی در تنگه هرمز طولانی شود، سه اتفاق میتواند همزمان رخ دهد:
اول؛ افزایش ریسک عرضه و قیمت نفت.
دوم؛ افزایش هزینه حملونقل، بیمه و سرمایهگذاری انرژی.
سوم؛ تشدید تلاش مصرفکنندگان بزرگ برای کاهش وابستگی به نفت و گاز خاورمیانه.
در چنین شرایطی، نفت ۱۰۰ دلاری ممکن است فقط آغاز یک بحران بزرگتر باشد؛ بحرانی که در آن مسئله اصلی دیگر صرفاً «قیمت نفت» نیست، بلکه امنیت انرژی، امنیت کشتیرانی، تورم، سرمایهگذاری و آینده ژئوپلیتیک انرژی جهان به یکدیگر گره میخورند.
جمعبندی
آنچه امروز در تنگه هرمز رخ میدهد، یک شوک معمولی بازار نفت نیست. بازار با ترکیبی از ریسک نظامی، اختلال احتمالی در مسیرهای کشتیرانی، افزایش هزینه حملونقل، نرخ بهره بالا و نگرانی از تورم مواجه است.
به همین دلیل، نفت ۱۰۰ دلاری دیگر یک سناریوی دور از دسترس نیست.
اما سؤال مهمتر این است:
اگر نفت به ۱۰۰ دلار برسد، آیا اقتصاد جهانی میتواند هزینه آن را تحمل کند؟
پاسخ این پرسش، بیش از آنکه به میزان ذخایر نفتی جهان وابسته باشد، به مدت بحران در تنگه هرمز و توان اقتصاد جهانی برای سازگارشدن با یک شوک انرژی جدید بستگی دارد.