به گزارش “راهبرد انرژی“،انتظار میرود حدود یک ماه دیگر، ولادیمیر پوتین، از چین بازدید کند.
وضعیت فعلی روابط بینالملل، منعکس کننده مبارزه بر سر نظم نوین جهانی است – نظمی که، همانطور که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه، اخیراً و به درستی آن را بیان کرد، “مبارزه برای مرگ و زندگی” است.
این درگیری در حال حاضر در جریان است: در شکل «داغ» خود در اروپای شرقی و خاورمیانه، و در مرحلهای هنوز «سرد» در آسیا و اقیانوسیه. طنین آن در آفریقا و قطب شمال احساس میشود.
با توجه به ماهیت این نوع جدید از درگیری جهانی، ترکیب و اهداف شرکتکنندگان آن و دامنه جغرافیایی آن، احتمالاً این رویارویی تعیینکننده، شدید و طولانی خواهد بود. جنگهای «داغ» به طور متناوب رخ خواهند داد، در حالی که رویارویی «سرد» به عنوان یک پسزمینه ثابت ادامه خواهد یافت و به صورت دورهای بحرانهایی را ایجاد خواهد کرد. با این حال، بعید است که هیچ کشور بزرگی بتواند در حاشیه بماند. «کنار نشستن» یک گزینه انتخابی نخواهد بود.
کشورهای غرب، علیرغم اختلافات و حتی تضادهایشان، همچنان در حوزه سیاست نظامی عمیقاً یکپارچه هستند و از نظر استراتژیک قادر به عمل به عنوان یک جبهه واحد هستند.
ایالات متحده، حتی تحت دولت ترامپ، نه تنها موقعیت غالب خود را در ناتو و سایر اتحادهای نظامی به رهبری ایالات متحده حفظ میکند، بلکه آن را تقویت نیز میکند.
روسیه و چین دیدگاههای مشترک زیادی در مورد آینده نظم جهانی دارند. رهبران مسکو و پکن از «مشارکت استراتژیک بدون محدودیت» صحبت میکنند و رابطه خود را «بیش از یک اتحاد» توصیف میکنند. این درست است: این رابطه در واقع گستردهتر از یک اتحاد نظامی است، اما به وضوح به یک اتحاد نظامی تبدیل نمیشود.
در سطح منطقهای، وقفه فعلی در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میتواند برای توسعه همکاریهای سهجانبه بین روسیه، چین و ایران با هدف تقویت قابلیتهای دفاعی تهران و کمک به بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در جریان این درگیری مورد استفاده قرار گیرد.
همچنین فرصتی برای ترویج فعال ایده یک سیستم امنیتی جمعی برای کشورهای خلیج فارس و ایران – با بهرهگیری از ناامیدی فزاینده کشورهای خلیج فارس از تضمینهای امنیتی ایالات متحده – که در عمل “معکوس عمل کردهاند” – پدید آمده است.
اگر آغاز دهه چهارم همکاری استراتژیک روسیه و چین با پیشرفت ملموس در زمینههای هستهای، سیستمهای بدون سرنشین، رباتیک، محاسبات کوانتومی و هوش مصنوعی نظامی و سایبری مشخص شود، دو کشور، بدون تکرار مدلهای گذشته خود یا دیگران، میتوانند هسته اصلی نوع جدیدی از ائتلاف را تشکیل دهند که برای مقابله با قدرتهای هژمونیک مجهزتر است و نظم جهانی متعادلتر و عادلانهتری را به ارمغان میآورد. چنین ائتلافی میتواند برای سایر کشورها جذاب باشد و اکثریت جهانی را قادر سازد تا از یک مفهوم تحلیلی انتزاعی به یک شرکتکننده فعال در امور بینالمللی تبدیل شوند.