به گزارش “راهبرد انرژی“، حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز در ۱۷ تیرماه در میانه اجرای تفاهم ایران و آمریکا برای کاهش تنش، پرسشهای مهمی درباره نحوه تصمیمگیری در ساختار سیاسی و نظامی ایران ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که اکنون، با انتشار گزارش جدید نیویورکتایمز، ابعاد تازهای پیدا کردهاند.
بر اساس گزارش این روزنامه، در جریان حملات ماه ژوئیه، سه کشتی تجاری هدف قرار گرفتند که یکی از آنها یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع قطر بود. این حملات در نهایت به ازسرگیری درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا انجامید. منابعی که نیویورکتایمز با آنها گفتوگو کرده، مدعی شدهاند که مسعود پزشکیان پس از اطلاع از حملات، با فرمانده کل سپاه تماس گرفت و درباره این اقدام توضیح خواست. به گفته همین منابع، فرمانده سپاه اعلام کرده بود که نه دستور حمله را صادر کرده و نه از آن پیش از وقوع اطلاع داشته است.
این روایت، یک پرسش اساسی را مطرح میکند: تصمیم حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز در چه سطحی گرفته شد و چه کسانی مسئول آن بودند؟
روایتهای متفاوت از یک حمله
در روزهای پس از حمله، روایتهای متفاوتی درباره مسئولیت این عملیات مطرح شد. آمریکا حملات به کشتیهای تجاری را به ایران نسبت داد و در واکنش، حملات هوایی جدیدی علیه اهدافی در ایران انجام داد. گزارشهای همزمان رسانههای بینالمللی نیز از حمله به سه کشتی تجاری و افزایش دوباره تنش در تنگه هرمز خبر دادند.
در مقابل، مقامهای ایرانی روایت متفاوتی از وقایع ارائه کردند و تهران آمریکا را به نقض تفاهم موجود متهم کرد. در همین شرایط، عباس عراقچی برای کاهش تنش و ادامه رایزنیهای دیپلماتیک به عمان رفت.
اهمیت ماجرا فقط در خود حمله نیست؛ بلکه در این پرسش نهفته است که آیا تصمیمی با چنین پیامدهای نظامی و اقتصادی میتوانسته بدون هماهنگی کامل میان نهادهای اصلی تصمیمگیر اتخاذ شده باشد یا خیر.
ادعای نقش حسین طائب
مهمترین بخش گزارش اخیر نیویورکتایمز به نقش حسین طائب مربوط میشود.
این روزنامه به نقل از سه مقام ایرانی مدعی شده است که تحقیقات دولت و نیروهای امنیتی ایران، ردپای تصمیم حمله به سه کشتی را به حسین طائب رسانده است. بر اساس همین روایت، طائب از ابتدا با توافق با آمریکا مخالف بوده و به رهبر جدید ایران گفته است که پایان جنگ و پذیرش توافق، اشتباه بوده است.
البته این ادعاها بر اساس منابع ناشناس مطرح شدهاند و در گزارش نیویورکتایمز نیز بهعنوان اطلاعات حاصل از گفتوگو با مقامهای ایرانی ارائه شدهاند، نه اسنادی که بهصورت عمومی منتشر شده باشد.
طائب در اظهارات اخیر خود گفته است که با مذاکره مخالف نیست، اما مذاکرهای که به گفته او به چشمپوشی از حقوق ایران یا پذیرش خواستههای طرف مقابل منجر شود، قابل قبول نیست.
«آتش به اختیار» یا تصمیم سازمانی؟
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش نیویورکتایمز، روایت مربوط به نحوه صدور دستور حمله است.
بر اساس این گزارش، هنگامی که پزشکیان درباره مسئول حمله به سه کشتی پرسوجو کرد، به او گفته شد که فرماندهان میدانی اختیار داشتهاند در صورت نقض محدوده تحت کنترل ایران، بدون انتظار برای دریافت مجوز جدید از فرماندهی مرکزی اقدام کنند.
اگر این روایت درست باشد، موضوع فقط یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه پرسشی درباره زنجیره فرماندهی و حدود اختیارات نیروهای میدانی مطرح میشود.
از سوی دیگر، نیویورکتایمز نوشته است که قرارگاه خاتمالانبیا برخلاف رویه معمول، پس از حملات ۱۷ تیرماه مسئولیت عملیات را بهطور رسمی بر عهده نگرفت.
پزشکیان کجا بود؟
در زمان وقوع این حادثه، پزشکیان برای شرکت در مراسم تشییع رهبر پیشین ایران در عراق حضور داشت. گزارش نیویورکتایمز میگوید او پس از اطلاع از حمله، سفر خود را نیمهتمام گذاشت و به تهران بازگشت.
این روزنامه همچنین مدعی شده است که میان مقامهای سیاسی و نظامی ایران درباره نحوه مدیریت جنگ و توافق با آمریکا اختلافهای جدی شکل گرفته بود. به نوشته این گزارش، برخی فرماندهان نظامی خواهان ادامه و حتی گسترش رویارویی بودند، در حالیکه برخی مقامهای سیاسی درباره پیامدهای چنین رویکردی هشدار میدادند.
اختلاف بر سر ادامه جنگ
گزارش نیویورکتایمز تصویری از دو دیدگاه متفاوت در ساختار تصمیمگیری ایران ارائه میکند.
یک دیدگاه، بازگشت به مسیر مذاکره و تلاش برای احیای تفاهم با آمریکا را دنبال میکرد. دیدگاه دیگر بر افزایش فشار نظامی، هدف قرار دادن منافع آمریکا در منطقه و افزایش هزینههای جنگ برای واشنگتن تأکید داشت.
این گزارش مدعی است که در میان فرماندهان نظامی نیز درباره ادامه جنگ اختلاف نظر وجود داشته است. بر اساس همین روایت، طرحهایی برای افزایش حملات ایران و گروههای متحد آن در منطقه و حتی هدف قرار دادن تأسیسات نفتی کشورهای منطقه مطرح شده بود؛ طرحهایی که به گفته منابع مورد استناد نیویورکتایمز، برخی مقامهای سیاسی نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بودند.
هزینه جنگ برای مردم
فارغ از اختلاف روایتها درباره مسئولیت حمله، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: ادامه درگیری نظامی هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی ایجاد میکند.
محدود شدن فعالیت اقتصادی، افزایش هزینه دارو و درمان، مشکلات بیمهای، دشواری دسترسی برخی بیماران به دارو و تجهیزات پزشکی و فشار بیشتر بر خانوارها، بخشی از نگرانیهایی است که در چنین شرایطی مطرح میشود.
از این منظر، مسئله جنگ فقط به میدان نظامی محدود نمیشود. هر تصمیمی که موجب طولانیتر شدن درگیری شود، میتواند پیامدهایی در بازار انرژی، تجارت خارجی، حملونقل، تأمین دارو و معیشت خانوارها ایجاد کند.
ضرورت شفافسازی
اکنون پرسش اصلی افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری روشن است:
چه کسی دستور حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را صادر کرد؟ زنجیره فرماندهی چه بود و آیا همه نهادهای مسئول در جریان این تصمیم قرار داشتند؟
گزارش نیویورکتایمز بخشی از پاسخ احتمالی به این پرسشها را بر اساس گفتوگو با مقامهای ایرانی و اعضای سپاه مطرح کرده است، اما تا زمانی که اسناد رسمی یا تحقیقات مستقل منتشر نشود، نمیتوان همه این ادعاها را واقعیت قطعی تلقی کرد.
در چنین شرایطی، شفافیت میتواند اهمیت بیشتری از روایتسازی داشته باشد. افکار عمومی حق دارد بداند تصمیمی که میتواند به ازسرگیری جنگ، اختلال در عبور و مرور کشتیها، افزایش قیمت انرژی و تشدید فشار اقتصادی منجر شود، دقیقاً در چه سطحی اتخاذ شده و مسئولیت آن بر عهده چه کسانی بوده است.
در نهایت، پاسخ روشن به این پرسشها نهتنها برای مشخص شدن مسئولیت حمله به کشتیها، بلکه برای فهم چگونگی تصمیمگیری درباره جنگ و صلح و آینده اقتصاد ایران اهمیت دارد.