این توافق شاید تنها یک توقف موقت باشد، نه یک صلح پایدار؛ و هنوز معلوم نیست مذاکرات ۳۰ روزه هستهای بتواند به توافقی واقعی و بلندمدت منجر شود یا فقط «وقفهای با ظاهری بهتر» ایجاد کند.
گوادر در سال ۲۰۲۵، ۸۳۰۰ TEU (معیار استاندارد کشتیرانی) را جابجا کرد، به این معنی که نمیتواند با بندر کراچی رقابت کند، چه برسد به جبل علی که در سال ۲۰۲۵، ۱۶.۵ میلیون TEU را جابجا کرد. گوادر میتواند همزمان فقط به دو یا سه کشتی خدمات ارائه دهد.
بزرگترین برنده این شوک نفتی، ایالات متحده است؛ کشوری که بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، نهتنها ضربه اقتصادی جنگ آغازشده توسط خود و اسرائیل را مهار کرده، بلکه با تزریق روزانه میلیونها بشکه نفت و سوخت به بازار، درآمدهای بادآوردهای بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار به دست آورده است.
جنگ ایران به آزمونی استرسزا برای آینده اقتصادی کشورهای خلیج فارس تبدیل شده؛ کشورهایی که برای خود شهرتی بهعنوان مراکز مالی جهانی و قطبهای گردشگری و فناوری ساخته بودند.
تداوم جنگ اگر بدون راهبرد سیاسی و اقتصادی ایران باشد، ممکن است به جای فرسایش آمریکا، به بازتولید شکل تازهای از هژمونی آمریکا کمک کند. هژمونیای که نه الزاماً با اشغال سرزمین، بلکه با مدیریت بحران، کنترل ریسک، تحریم شبکهها، افزایش هزینه عبور و تبدیل مسیرهای جهانی به پرونده امنیتی عمل میکند.