به گزارش “راهبرد انرژی“، طرح جایگزینی کارت هوشمند سوخت با کارتهای بانکی در حالی بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است که تجربه اختلال در سامانههای بانکی و اهمیت تداوم سوخترسانی در شرایط بحران، پرسشهایی جدی درباره تبعات این تغییر ایجاد کرده است.
مساله فقط تغییر یک ابزار پرداخت نیست. کارت سوخت طی سالهای گذشته به یکی از ابزارهای مدیریت مصرف، کنترل سهمیه و مقابله با قاچاق فرآوردههای نفتی تبدیل شده است. بنابراین هرگونه تغییر در این سامانه باید با بررسی دقیق آثار آن بر امنیت سوخت، حملونقل، مدیریت بحران و پدافند سایبری انجام شود.
کارت سوخت؛ تجربهای که نباید نادیده گرفته شود
محمد میرزائی، از مدیران باسابقه صنعت نفت که در مراحل اولیه اجرای طرح کارت هوشمند سوخت نقش داشته است، در پیامی خطاب به دولت، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد صنعت نفت، بر اهمیت حفظ این زیرساخت تأکید کرده است.
به گفته میرزائی، سیستم کارت هوشمند سوخت پس از مطالعات و اجرای آزمایشی، نخستین بار در اواخر سال ۱۳۷۳ در زاهدان به کار گرفته شد و پس از آن به تدریج در سراسر کشور توسعه یافت. تجربه اجرای این طرح، به گفته او، نشان داد که کارت هوشمند میتواند در مدیریت مصرف و کاهش قاچاق فرآوردههای نفتی مؤثر باشد.
وی همچنین تأکید کرده است که اجرای این طرح، برخلاف تصور موجود، هزینه بسیار سنگینی به کشور تحمیل نکرد و در راهاندازی آن از ظرفیت بخش خصوصی نیز استفاده شد.
نگرانی اصلی کجاست؟
موضوع اصلی در جایگزینی کارت سوخت با کارت بانکی، میزان وابستگی فرآیند سوختگیری به زیرساختهای بانکی و ارتباطی است.
در مدل پیشنهادی، اطلاعات هویتی مصرفکننده و تراکنش سوختگیری باید از طریق شبکههای بانکی و سامانههای مرتبط ثبت و تأیید شود. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در شبکه بانکی یا ارتباطات میتواند بر فرآیند سوختگیری اثر بگذارد.
این نگرانی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کشور در شرایط بحران یا جنگ قرار داشته باشد. در چنین شرایطی، تداوم دسترسی مردم و بخش حملونقل به سوخت، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از الزامات امنیت انرژی و مدیریت بحران کشور محسوب میشود.
تجربه اختلال در سامانههای بانکی
در تیرماه ۱۴۰۵ نیز اختلالهایی در برخی سامانههای کارتمحور بانکی رخ داد. بر اساس اطلاعیه منتشرشده از سوی شرکت خدمات انفورماتیک و گزارشهای رسانهای، این اختلالها به حملات سایبری نسبت داده شد.
این تجربه، فارغ از منشأ و ابعاد دقیق آن، یک پرسش مهم را مطرح میکند: اگر در آینده فرآیند سوختگیری کشور به شکل گستردهای به شبکه بانکی وابسته شود و اختلال مشابهی رخ دهد، چه سازوکاری برای تداوم سوخترسانی وجود خواهد داشت؟
پاسخ به این پرسش باید پیش از اجرای سراسری طرح روشن شود، نه پس از وقوع یک بحران.
سوخترسانی در شرایط جنگی
تجربه جنگهای گذشته نشان داده است که زیرساختهای انرژی باید در برابر اختلالهای مختلف، از حمله نظامی گرفته تا حملات سایبری و قطع ارتباطات، تابآوری داشته باشند.
کاهش تولید برخی فرآوردههای نفتی، آسیب به تأسیسات پالایشی یا محدودیتهای حملونقل در شرایط بحرانی میتواند عرضه سوخت را تحت فشار قرار دهد. در چنین وضعیتی، وجود یک سامانه مستقل و قابل اتکا برای مدیریت سهمیه و توزیع سوخت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این منظر، پرسش درباره کارت بانکی یا کارت سوخت نباید صرفاً از زاویه سهولت پرداخت یا کاهش هزینههای اجرایی بررسی شود. مسئله مهمتر، تداوم سوخترسانی در شرایط اضطراری است.
نگرانی مدیران باسابقه صنعت نفت
میرزائی و شماری از بازنشستگان و مدیران باسابقه صنعت نفت معتقدند تصمیمگیری درباره تغییر نظام سهمیهبندی سوخت باید با استفاده از تجربه کارشناسان این صنعت انجام شود.
به اعتقاد آنان، رشد مصرف سوخت، افزایش قاچاق فرآورده و محدودیتهای تولید و حملونقل، مسائلی نیستند که صرفاً با تغییر کارت سوخت به کارت بانکی حل شوند.
در واقع، اگر هدف سیاستگذار کاهش قاچاق و کنترل مصرف است، باید مجموعهای از عوامل از جمله کیفیت خودروها، شدت مصرف سوخت، قیمتگذاری، حملونقل عمومی، نظارت بر زنجیره توزیع و اختلاف قیمت داخلی و کشورهای همسایه را همزمان مورد بررسی قرار داد.
آیا کارت بانکی مشکل مصرف و قاچاق را حل میکند؟
تغییر ابزار سهمیهبندی به خودی خود نمیتواند تضمینکننده کاهش مصرف یا قاچاق باشد.
یکی از مشکلات اصلی اقتصاد سوخت ایران، مصرف بالای خودروها و فرسودگی ناوگان حملونقل است. در کنار آن، اختلاف قیمت سوخت در ایران با کشورهای همسایه، انگیزه اقتصادی برای قاچاق ایجاد میکند.
بنابراین اگر سیاستگذار قصد دارد مصرف و قاچاق را کنترل کند، باید سراغ ریشههای این مشکلات برود؛ از اصلاح تدریجی الگوی مصرف و ارتقای بهرهوری خودروها گرفته تا توسعه حملونقل عمومی و اصلاح سازوکار توزیع.
ضرورت احتیاط در تصمیمگیری
در شرایطی که کشور با محدودیتهای اقتصادی، فشارهای خارجی و ریسکهای امنیتی مواجه است، تغییر زیرساختهای حیاتی باید با احتیاط بیشتری انجام شود.
کارت هوشمند سوخت ممکن است مانند هر سامانه دیگری نیازمند اصلاح، بهروزرسانی و کاهش هزینههای اجرایی باشد؛ اما میان «اصلاح کارت سوخت» و «وابسته کردن سوخترسانی به شبکه بانکی» تفاوت مهمی وجود دارد.
پیش از اجرای طرح جایگزینی، لازم است سناریوهای مختلف اختلال، از قطعی شبکه بانکی و اینترنت گرفته تا حملات سایبری و قطع ارتباطات، شبیهسازی شود و مشخص باشد در صورت وقوع بحران، مردم و ناوگان حملونقل چگونه و از چه مسیری سوخت دریافت خواهند کرد.
تصمیمی که نیازمند نظر کارشناسان نفت و امنیت سایبری است
تصمیم درباره آینده نظام سهمیهبندی سوخت، تصمیمی صرفاً بانکی یا اقتصادی نیست. این تصمیم با امنیت انرژی، حملونقل، مدیریت بحران و حتی امنیت ملی ارتباط دارد.
به همین دلیل، پیشنهاد میشود پیش از اجرای هر طرح جدید، دیدگاه مدیران و کارشناسان باسابقه صنعت نفت، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، متخصصان فناوری اطلاعات و کارشناسان امنیت سایبری بهصورت جدی در فرآیند تصمیمگیری لحاظ شود.
اگر قرار است کارت بانکی جایگزین کارت سوخت شود، باید ابتدا مشخص شود که در شرایط عادی چه مزیتی ایجاد میکند و مهمتر از آن، در شرایط بحرانی چگونه میتوان بدون وابستگی کامل به شبکه بانکی، سوخترسانی کشور را ادامه داد.
امنیت سوخت را نمیتوان پس از وقوع بحران آزمایش کرد. هر تغییری در این حوزه باید پیش از اجرا، در سختترین سناریوهای ممکن آزموده شود.