به گزارش “راهبرد انرژی“، دونالد ترامپ در ابتدا تصور میکرد میتواند جمهوری اسلامی ایران را ظرف چند هفته تحت فشار قرار دهد و به اهداف خود برسد، اما اکنون چشمانداز پایان جنگ تغییر کرده است. رئیسجمهوری آمریکا از ادامه درگیری تا پس از انتخابات میاندورهای این کشور در ماه نوامبر سخن گفته؛ با اینحال، برخی گزارشها از احتمال تداوم جنگ برای چند سال دیگر حکایت دارند.
روزنامه آلمانی «دیپرسه» در گزارشی به قلم توماس زایبرت، با اشاره به ارزیابیهای مطرحشده در دولت آمریکا، نوشته است که برخی مشاوران ارشد ترامپ حتی احتمال ادامه جنگ تا پایان دوره ریاستجمهوری او در ژانویه ۲۰۲۹ و فراتر از آن را بررسی میکنند.
بر اساس این گزارش، جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و شماری دیگر از مقامهای دولت ترامپ درباره احتمال مقاومت طولانیمدت ایران و ادامه درگیری برای سالهای آینده با رئیسجمهوری آمریکا گفتوگو کردهاند.
فشار نظامی و اقتصادی بر تهران
دولت ترامپ همزمان با حملات هوایی، محاصره دریایی و اعمال تحریمهای جدید، تلاش میکند فشار بر تهران را افزایش دهد. نیروی دریایی آمریکا نیز در تلاش است با اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز، از اختلال بیشتر در جریان تجارت انرژی و افزایش قیمت نفت جلوگیری کند.
در مقابل، ایران با حملات موشکی و پهپادی و تهدید علیه نفتکشها، کشتیهای جنگی و پایگاههای آمریکا در منطقه پاسخ میدهد. گزارشهای رسانههای آمریکایی نیز از آسیب دیدن شماری از جنگندههای آمریکایی در جریان حمله اخیر به یک پایگاه این کشور در اردن خبر دادهاند.
ایران همچنان بخشی از توان موشکی خود را حفظ کرده است
به نوشته این گزارش، با وجود استفاده گسترده از موشکها و پهپادهای ایرانی از زمان آغاز جنگ در ماه فوریه، ارزیابیهای مطرحشده در رسانههای آمریکایی نشان میدهد ایران در ماه ژوئن همچنان حدود ۷۰ درصد از ذخایر موشکی و ۴۰ درصد از پهپادهای خود را در اختیار داشته است.
همچنین منابع نظامی مدعی شدهاند که ایران پس از شکست توافق اصولی با آمریکا در ماه ژوئن، روند تولید تسلیحات خود را افزایش داده است. منابع دولتی آمریکا نیز از تولید موشکهای ضدکشتی جدید توسط ایران خبر دادهاند.
در همین حال، گزارشهایی درباره انتقال تجهیزات نظامی پیشرفته از چین به ایران منتشر شده است. ماجرای بهدامافتادن یک پهپاد زیرآبی آمریکایی نیز بهعنوان یکی از مواردی مطرح شده که میتواند در جنگ تبلیغاتی و اطلاعاتی دو طرف مورد استفاده قرار گیرد.
تنگه هرمز؛ محور اصلی تقابل
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط این رویارویی است. ایران با اتکا به موقعیت جغرافیایی خود در سواحل این آبراه و توان موشکی و دریایی، تلاش میکند کنترل و نفوذ خود بر این مسیر حیاتی انرژی را حفظ کند.
روزنامه «کیهان» نیز به نقل از سخنگوی سپاه پاسداران گزارش داده است که تنگه هرمز برای ایران یک مزیت راهبردی محسوب میشود و هرگونه حمله آمریکا میتواند با حملات متقابل بیشتری از سوی ایران پاسخ داده شود.
تداوم ناامنی در هرمز، علاوه بر پیامدهای نظامی، مستقیماً بازار جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت نفت در هفتههای اخیر و عبور آن از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه، یکی از نخستین نشانههای این نگرانی در بازار انرژی است. در همین حال، گلدمن ساکس افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۲۰ دلار را نیز محتمل دانسته است.
آمادهسازی داخلی برای جنگ طولانی
گزارش دیپرسه همچنین به اقدامات داخلی ایران برای مواجهه با یک جنگ طولانی اشاره میکند. از جمله، طرحهایی برای استفاده از ایستگاههای مترو تهران بهعنوان پناهگاه در شرایط حملات هوایی مطرح شده است.
همزمان، بر اساس گزارش ایران اینترنشنال، حضور نیروهای امنیتی و نظامی در خیابانهای شهرهای ایران افزایش یافته است. افزایش اخیر قیمت بنزین نیز در شرایطی صورت گرفته که تجربه افزایش قیمت سوخت در سالهای گذشته با اعتراضات گسترده همراه شده بود.
تحریمها و محدودیتهای اقتصادی
ترامپ تلاش دارد از طریق محاصره دریایی و تحریمهای جدید، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد تا تهران از مواضع خود عقبنشینی کند. با این حال، گزارش دیپرسه تأکید میکند که تحقق این هدف در کوتاهمدت با موانعی روبهرو است.
تجربه چند دههای ایران در مواجهه با تحریمها و همچنین مخالفت برخی کشورها با همراهی کامل با تحریمهای جدید آمریکا، از جمله عواملی است که میتواند اثربخشی این سیاست را محدود کند.
چین نیز بنا بر این گزارش قصد ندارد به طور کامل در تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران مشارکت کند. از سوی دیگر، ادامه ارتباطات اقتصادی و حملونقل منطقهای ایران با کشورهایی مانند امارات نشان میدهد که فشار اقتصادی لزوماً به معنای قطع کامل ارتباطات تجاری تهران با منطقه نیست.
تغییر مسیر تجارت انرژی خلیج فارس
ادامه جنگ میتواند پیامدهای بلندمدتی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس داشته باشد. اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی ناامن باقی بماند، صادرکنندگان نفت و گاز منطقه ناچار خواهند بود بخش بیشتری از تجارت انرژی خود را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند.
برخی خطوط لوله جایگزین در حال توسعه هستند، اما ظرفیت این مسیرها محدود است و بخشی از پروژههای جدید نیز هنوز به بهرهبرداری نرسیدهاند.
به این ترتیب، آنچه در ابتدا بهعنوان جنگی با هدف دستیابی سریع به یک نتیجه سیاسی و نظامی تصور میشد، اکنون در برخی ارزیابیها به سناریوی یک درگیری طولانیمدت تبدیل شده است؛ سناریویی که در صورت تحقق، نهتنها ایران و آمریکا، بلکه امنیت منطقه و مسیرهای تجارت جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.