به گزارش “راهبرد انرژی“،این پرسش که آیا تقابل آمریکا با ایران و ونزوئلا را باید صرفاً در چارچوب منافع مستقیم واشنگتن دید یا بخشی از رقابت بزرگتر این کشور با چین است، به یکی از موضوعات مهم ژئوپلیتیک انرژی تبدیل شده است.این پرسش که آیا تقابل آمریکا با ایران و ونزوئلا را باید صرفاً در چارچوب منافع مستقیم واشنگتن دید یا بخشی از رقابت بزرگتر این کشور با چین است، به یکی از موضوعات مهم ژئوپلیتیک انرژی تبدیل شده است.
برخی صاحبنظران معتقدند تغییر موازنه سیاسی در ونزوئلا و فشار بر جمهوری اسلامی ایران، در بلندمدت میتواند بخشی از راهبرد آمریکا برای محدود کردن نفوذ چین در بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی باشد. از این منظر، چین نیز تحولات ونزوئلا و ایران را با دقت دنبال میکند و ترجیح میدهد پیش از اتخاذ تصمیمهای پرهزینه، میزان موفقیت و هزینههای سیاست آمریکا را ارزیابی کند.
چین در سالهای گذشته با طیفهای مختلف سیاسی و اقتصادی ایران ارتباط داشته و از تحولات داخلی کشور نیز شناخت قابلتوجهی پیدا کرده است. در چنین شرایطی، مهمترین مسئله برای پکن حفظ منافع بلندمدت خود در ایران، خلیج فارس و بازار جهانی انرژی است؛ نه الزاماً ورود مستقیم به مناقشه میان تهران و واشنگتن.
چرا آمریکا با چین کنار نمیآید؟
رقابت آمریکا و چین تنها یک رقابت تجاری نیست؛ بخش مهمی از آن به انرژی، فناوری، زیرساخت و امنیت زنجیرههای تأمین مربوط میشود.
چین طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در زیرساختهای انرژی، بهویژه انرژی هستهای، انجام داده است. در مقابل، آمریکا با وجود برخورداری از بزرگترین ناوگان نیروگاههای هستهای جهان، با مشکل فرسودگی بخشی از نیروگاهها، افزایش هزینه ساخت پروژههای جدید و پیچیدگیهای نظارتی و مالی مواجه است.
بر اساس گزارشهایی که درباره صنعت هستهای دو کشور منتشر شده، چین در دهه گذشته دهها گیگاوات به ظرفیت هستهای خود افزوده، در حالی که آمریکا در همین دوره تنها تعداد محدودی پروژه جدید را به بهرهبرداری رسانده است. نیروگاه Vogtle در جورجیا نمونهای از مشکلات ساخت نیروگاههای جدید در آمریکاست؛ پروژهای که با تأخیر و افزایش قابلتوجه هزینه روبهرو شد.
این تفاوت فقط یک مسئله فنی نیست. توانایی ساخت سریع و اقتصادی نیروگاه، بخشی از قدرت صنعتی و ژئوپلیتیک آینده کشورهاست.
چین توانسته است با اتکا به زنجیره تأمین داخلی، تجربه ساخت مداوم و حمایت مالی و صنعتی دولت، زمان احداث نیروگاههای جدید را کاهش دهد. در مقابل، آمریکا با افزایش هزینه سرمایه، محدودیت نیروی متخصص، فرآیندهای پیچیده نظارتی و تجربههای ناموفق در برخی پروژههای بزرگ مواجه است.
انرژی؛ میدان اصلی رقابت آینده
اهمیت این موضوع با رشد سریع مصرف برق در بخشهایی مانند هوش مصنوعی، مراکز داده و صنایع پیشرفته بیشتر شده است. بنابراین رقابت آینده آمریکا و چین فقط بر سر نفت و گاز نخواهد بود؛ بلکه بر سر توان تولید برق، فناوری هستهای، انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی انرژی و کنترل زنجیرههای تأمین نیز خواهد بود.
از این منظر، تحولات ایران و ونزوئلا را نمیتوان جدا از معادلات بزرگتر انرژی جهان تحلیل کرد. هر دو کشور دارای منابع عظیم نفت و گاز هستند و هرگونه تغییر در مناسبات سیاسی آنها میتواند بر بازار جهانی انرژی و همچنین منافع چین تأثیر بگذارد.
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: چین لزوماً برای جلوگیری از سیاست آمریکا وارد رویارویی مستقیم با واشنگتن نخواهد شد. پکن ممکن است ترجیح دهد آمریکا هزینههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی سیاستهای خود را بپردازد و در نهایت، برای مدیریت بحرانهای جدید، به همکاری و امتیازدهی به چین نیاز پیدا کند.
بنابراین، رقابت آمریکا و چین را باید در افقی فراتر از بحرانهای روزمره سیاسی دید. مسئله اصلی، تعیینکننده قدرت در اقتصاد و انرژی قرن بیستویکم است.
در این میان، ایران نیز صرفاً یک موضوع امنیتی یا سیاسی برای آمریکا و چین نیست؛ ایران بخشی از معادله انرژی، ژئوپلیتیک و مسیرهای تجاری آینده آسیاست.
به همین دلیل، هرگونه تحلیل درباره آینده ایران بدون توجه به رقابت راهبردی آمریکا و چین و تحولات ساختاری بازار جهانی انرژی، تصویری ناقص از شرایط پیشرو ارائه خواهد کرد.
چین در سالهای گذشته با طیفهای مختلف سیاسی و اقتصادی ایران ارتباط داشته و از تحولات داخلی کشور نیز شناخت قابلتوجهی پیدا کرده است. در چنین شرایطی، مهمترین مسئله برای پکن حفظ منافع بلندمدت خود در ایران، خلیج فارس و بازار جهانی انرژی است؛ نه الزاماً ورود مستقیم به مناقشه میان تهران و واشنگتن.
چرا آمریکا با چین کنار نمیآید؟
رقابت آمریکا و چین تنها یک رقابت تجاری نیست؛ بخش مهمی از آن به انرژی، فناوری، زیرساخت و امنیت زنجیرههای تأمین مربوط میشود.
چین طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در زیرساختهای انرژی، بهویژه انرژی هستهای، انجام داده است. در مقابل، آمریکا با وجود برخورداری از بزرگترین ناوگان نیروگاههای هستهای جهان، با مشکل فرسودگی بخشی از نیروگاهها، افزایش هزینه ساخت پروژههای جدید و پیچیدگیهای نظارتی و مالی مواجه است.
بر اساس گزارشهایی که درباره صنعت هستهای دو کشور منتشر شده، چین در دهه گذشته دهها گیگاوات به ظرفیت هستهای خود افزوده، در حالی که آمریکا در همین دوره تنها تعداد محدودی پروژه جدید را به بهرهبرداری رسانده است. نیروگاه Vogtle در جورجیا نمونهای از مشکلات ساخت نیروگاههای جدید در آمریکاست؛ پروژهای که با تأخیر و افزایش قابلتوجه هزینه روبهرو شد.
این تفاوت فقط یک مسئله فنی نیست. توانایی ساخت سریع و اقتصادی نیروگاه، بخشی از قدرت صنعتی و ژئوپلیتیک آینده کشورهاست.
چین توانسته است با اتکا به زنجیره تأمین داخلی، تجربه ساخت مداوم و حمایت مالی و صنعتی دولت، زمان احداث نیروگاههای جدید را کاهش دهد. در مقابل، آمریکا با افزایش هزینه سرمایه، محدودیت نیروی متخصص، فرآیندهای پیچیده نظارتی و تجربههای ناموفق در برخی پروژههای بزرگ مواجه است.
انرژی؛ میدان اصلی رقابت آینده
اهمیت این موضوع با رشد سریع مصرف برق در بخشهایی مانند هوش مصنوعی، مراکز داده و صنایع پیشرفته بیشتر شده است. بنابراین رقابت آینده آمریکا و چین فقط بر سر نفت و گاز نخواهد بود؛ بلکه بر سر توان تولید برق، فناوری هستهای، انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی انرژی و کنترل زنجیرههای تأمین نیز خواهد بود.
از این منظر، تحولات ایران و ونزوئلا را نمیتوان جدا از معادلات بزرگتر انرژی جهان تحلیل کرد. هر دو کشور دارای منابع عظیم نفت و گاز هستند و هرگونه تغییر در مناسبات سیاسی آنها میتواند بر بازار جهانی انرژی و همچنین منافع چین تأثیر بگذارد.
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: چین لزوماً برای جلوگیری از سیاست آمریکا وارد رویارویی مستقیم با واشنگتن نخواهد شد. پکن ممکن است ترجیح دهد آمریکا هزینههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی سیاستهای خود را بپردازد و در نهایت، برای مدیریت بحرانهای جدید، به همکاری و امتیازدهی به چین نیاز پیدا کند.
بنابراین، رقابت آمریکا و چین را باید در افقی فراتر از بحرانهای روزمره سیاسی دید. مسئله اصلی، تعیینکننده قدرت در اقتصاد و انرژی قرن بیستویکم است.
در این میان، ایران نیز صرفاً یک موضوع امنیتی یا سیاسی برای آمریکا و چین نیست؛ ایران بخشی از معادله انرژی، ژئوپلیتیک و مسیرهای تجاری آینده آسیاست.
به همین دلیل، هرگونه تحلیل درباره آینده ایران بدون توجه به رقابت راهبردی آمریکا و چین و تحولات ساختاری بازار جهانی انرژی، تصویری ناقص از شرایط پیشرو ارائه خواهد کرد.