به گزارش “راهبرد انرژی“، با افزایش ناامنی در تنگه هرمز، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بیش از گذشته به دنبال مسیرهایی هستند که بتوانند صادرات انرژی خود را بدون عبور از این آبراه حیاتی ادامه دهند. تردد نفتکشها در این مسیر با ریسک فزایندهای همراه شده و برخی کشتیها برای کاهش احتمال شناسایی و هدف قرار گرفتن، در نزدیکی سواحل عمان و در ساعات شب حرکت میکنند و حتی فرستندههای خود را خاموش میکنند.
پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد. اما با افزایش تنشها و حملات به کشتیها، حجم عبور انرژی از این مسیر به شکل محسوسی کاهش یافته است.
با توجه به مواضع تهران، بعید به نظر میرسد مسئله امنیت هرمز در کوتاهمدت حل شود. مقامهای ایرانی بارها بر اهمیت راهبردی این آبراه و نقش ایران در تأمین امنیت آن تأکید کردهاند. همین شرایط، کشورهای نفتخیز منطقه را وادار کرده است میلیاردها دلار برای ایجاد مسیرهای جایگزین سرمایهگذاری کنند؛ هرچند کارشناسان معتقدند هیچیک از این مسیرها نمیتواند به طور کامل جایگزین تنگه هرمز شود.
عربستان؛ تکیه بر دریای سرخ
عربستان سعودی در میان کشورهای منطقه از موقعیت مناسبتری برای کاهش وابستگی به هرمز برخوردار است. این کشور از خط لوله شرق به غرب برای انتقال نفت به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ استفاده میکند. ظرفیت این مسیر در حال حاضر حدود ۷ میلیون بشکه در روز است و ریاض به دنبال افزایش ظرفیت آن و توسعه مسیرهای انتقال فرآوردههای نفتی است.
این خط لوله برای عربستان تنها یک زیرساخت صادراتی نیست؛ بلکه در شرایط بحران میتواند نقش یک «مسیر نجات» را ایفا کند و بخشی از صادرات نفت این کشور را بدون عبور از هرمز به بازارهای جهانی برساند.
با این حال، مسیر دریای سرخ نیز از تهدیدات امنیتی مصون نیست. نفوذ منطقهای ایران و حملات حوثیها به کشتیهای مرتبط با اسرائیل و کشورهای غربی، امنیت کشتیرانی در دریای سرخ و بابالمندب را تحت تأثیر قرار داده است. تأسیسات نفتی عربستان نیز پیش از این هدف حملات قرار گرفتهاند و همین مسئله نشان میدهد انتقال ریسک از هرمز به مسیرهای جایگزین، لزوماً به معنای حذف ریسک نیست.
امارات؛ فُجیره بهعنوان مسیر جایگزین
امارات متحده عربی نیز تلاش کرده است وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد. خط لولهای که نفت را از مناطق تولیدی به بندر فجیره در دریای عمان منتقل میکند، امکان صادرات بخشی از نفت امارات بدون عبور از هرمز را فراهم کرده است.
ابوظبی همچنین در حال بررسی توسعه ظرفیتهای صادراتی و انتقال انرژی در فجیره است؛ بندری که به دلیل قرار گرفتن خارج از محدوده اصلی تنگه، اهمیت استراتژیک ویژهای برای امارات دارد.
در حوزه گاز نیز شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، برنامههایی برای سرمایهگذاری میلیاردها دلاری در توسعه تجارت گاز و ایجاد ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع در سواحل شرقی این کشور دارد. با این حال، برخی از این پروژهها هنوز در مرحله بررسی و تصمیمگیری نهایی قرار دارند.
قطر؛ بیشترین وابستگی به هرمز
شرایط برای قطر دشوارتر است. بخش عمده صادرات انرژی این کشور بهویژه گاز طبیعی مایع، برای رسیدن به بازارهای جهانی ناگزیر از عبور از تنگه هرمز است.
ایجاد مسیرهای جایگزین برای قطر نیازمند سرمایهگذاری سنگین در خطوط لوله، پایانههای صادراتی و زیرساختهای دریایی است. یکی از گزینهها میتواند ایجاد مسیرهایی به سمت دریای سرخ باشد؛ اما چنین طرحی علاوه بر هزینه اقتصادی بالا، به همکاری کشورهای همسایه و ثبات سیاسی منطقه نیز نیاز دارد.
به همین دلیل، قطر در مقایسه با عربستان و امارات، گزینههای محدودتری برای کاهش وابستگی به هرمز در اختیار دارد.
کویت؛ جستوجوی مسیرهای جدید
کویت نیز به دنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر اختلال در تنگه هرمز است و گزینههایی برای اتصال به مسیرهای صادراتی عربستان و استفاده از ظرفیتهای دریای سرخ یا فجیره را بررسی میکند.
با این حال، ایجاد یک شبکه گسترده از مسیرهای جایگزین صرفاً به سرمایهگذاری در خطوط لوله محدود نمیشود. همکاری منطقهای در زمینه بنادر، راهآهن، کریدورهای تجاری و زیرساختهای انتقال انرژی نیز ضروری است.
تنگه هرمز همچنان غیرقابل جایگزین است
کشورهای خلیج فارس میتوانند بخشی از صادرات خود را از طریق خطوط لوله و بنادر جایگزین منتقل کنند، اما واقعیت این است که هیچکدام از این مسیرها در کوتاهمدت ظرفیت جایگزینی کامل تنگه هرمز را ندارند.
از سوی دیگر، هر مسیر جایگزین نیز آسیبپذیریهای خاص خود را دارد؛ دریای سرخ و بابالمندب با تهدیدات امنیتی روبهرو هستند و خطوط لوله و پایانههای نفتی نیز میتوانند هدف حملات قرار گیرند.
بنابراین، آنچه اکنون در خلیج فارس در حال شکلگیری است، نه حذف تنگه هرمز، بلکه تلاش برای کاهش وابستگی به آن است. کشورهای منطقه میخواهند در صورت تداوم بحران، حداقل بخشی از صادرات انرژی خود را از مسیرهای دیگری عبور دهند.
اما تحقق یک شبکه پایدار و گسترده از مسیرهای جایگزین، بیش از آنکه یک مسئله صرفاً فنی یا اقتصادی باشد، به همکاری سیاسی کشورهای منطقه وابسته است؛ همکاریای که با توجه به رقابتهای موجود میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و نگرانیهای امنیتی آنها، هنوز چشمانداز روشنی ندارد.