به گزارش “راهبرد انرژی“، طی جنگ دوم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با بسته شدن تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، انتقال نفت و میعانات گازی از کشورهای حاشیه خلیجفارس (تأمینکننده 20 درصد تولید روزانه نفت و فرآورده جهان) متوقف و بر توازن انرژی در جهان اثر گذاشت و مصرفکنندگان نفت و فرآوردههای نفتی را با مشکلات متعدد روبرو کرد. با تشدید جنگ، عرضه نفتخام و میعاناتگازی کاهش و با افزایش ریسک حملونقل و بیمه کشتیها، قیمت فرآوردههای پالایشی و محصولات پتروشیمی از جمله کود اوره از خلیجفارس روند صعودی یافت، بهطوریکه که آثار آن را مصرفکنندگان در آسیا، اروپا و آمریکا بهخوبی لمس کردند.
به دنبال آن علاوه بر انتقال 7 تا 8 میلیون بشکه نفت خام عربستان و امارات متحده عربی از طریق خطوط لوله به جای تنگه هرمز، راهکار کشورهای OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) و همچنین چین، با آزادسازی قسمتی قابلتوجهی از ذخایر استراتژیک نفت، صرفهجویی و کاهش تقاضا به طور موقت توانستند کمتر90 درصد پیامدهای سوء عدم عرضه انرژی از تنگه هرمز به کشورهای خود را کاهش دهند، اما این بحران زودگذر نبوده و ادامه خواهد داشت. جبران کسری ذخایر نفت آمریکا و اروپا حداقل به سه ماه زمان نیاز دارد تا ذخایر استراتژیک آنها با ورود نفت تازه جبران شود. افزایش قیمت انرژی، فشار قابلتوجهی بر سبد هزینه خانوارها در کشورهای مصرفکننده وارد کرده و در آمریکا این موضوع میتواند پیامدهای سیاسی نیز داشته باشد چرا که برخی جریانهای سیاسی که از ترامپ حمایت میکنند اکنون به سیاستهای جنگی او انتقاداتی را وارد کردهاند و این جنگ را به سود مردم آمریکا نمیدانند. به علاوه افزایش قیمت انرژی، محدودیت عرضه و طولانی شدن مسیر انتقال نفت و گاز به کشورهای اروپایی و آسیایی، هزینه تولید و زنجیره ارزش و حملونقل را افزایش میدهد و رکود تورمی در این کشورها ایجاد کند.
اختلاف ایران با نظام بینالملل در مورد وضعیت حقوقی تنگه هرمز که از دید نظام بینالملل جزء دریای آزاد بوده و از دید مسئولان ایرانی آبهای سرزمینی ایران محسوب میشود، موجب تشدید تنشهای نظامی آمریکا و متحدانش در خلیجفارس شدهاست. به نظر می رسد با توجه به نپیوستن ایران به کنوانسیونهای دریایی (١٩۵٨ و 1٩٨٢) در این خصوص تا کنون، باید شق سومی برای حل این مشکل اندیشیده شود تا جریان انرژی از این منطقه به جهان با وقفه روبرو نشود.
به نظر میرسد با تحولات به وجود آمده طی جنگ، شرایط تنگه هرمز دیگر مانند قبل نخواهد بود، حتی اگر جنگ پایان یابد احتمال بازگشت به شرایط پیش از جنگ کم خواهد بود. اگر ایران در این جنگ بتواند دست برتر را حفظ کند و نظام حقوقی جدیدی در مورد این تنگه مورد قبول طرفین جنگ قرار گیرد، آنگاه ایران میتواند از تنگه هرمز بهعنوان یک ابزار مدیریتی و راهبردی در آینده استفاده کند. در این شرایط ایران قواعد جدیدی برای عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری تعریف خواهد کرد و امنیت عبور و مرور برای انتقال نفت و میعانات گازی با همکاری کشورهای خلیجفارس و مدیریت مشترک ایران و عمان در دو طرف این تنگه حفظ خواهد شد. درصورتیکه ایران از ظرفیتهای اقتصادی تنگه هرمز نیز بهرهبرداری کند میتواند تا حدودی وضعیت بحرانی اقتصاد و صنعت کشور را مدیریت و حربه اعمال تحریمهای نفتی و پتروشیمی را تضعیف کند.
ایران تا پیش از محاصره مجدد دریایی و بر اساس تفاهمنامه امضاشده بین رؤسای جمهور آمریکا و ایران حدود 80 میلیون بشکه نفت میعانات و فرآوردههای نفتی را به فروش رساند و بیش از 30 میلیون بشکه نفت خام میدان هنوز از تنگه هرمز خارج نشده است و همین مقدار یا بیش از آن بر روی آبها بهصورت شناور وجود دارد که باید امکان فروش یابد. طولانی شدن جنگ، اقتصاد نابسامان و شکننده ایران را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد و با آسیب دیدن زیرساختها بهویژه در جنوب کشور، جبران آن با توجه به نبود سرمایهگذاری، شرایط سختی را متوجه ایران خواهد کرد و تولید و فروش نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی با امکانات فعلی و عدم رفع تحریمها تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. به علاوه از سال گذشته با شروع جنگ علیه ایران بیش از 3 هزار واحد صنعتی بزرگ و کوچک دچار آسیب و خسارت کلی و جزئی شدهاند و به بیش از 4200 مگاوات برق تولیدی آنها شامل نیروگاهها و انرژی تجدیدپذیر (خورشیدی) آسیب وارد شده است که دولت باید برای جبران و تأمین آن اقدام لازم انجام دهد.
صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد ایران برای جبران صدمات جنگ و بازگشت به تولید علاوه بر ترمیم کوتاه مدت به بازسازی و نوسازی در میانمدت با بهرهگیری از سرمایه و فناوریهای روز دنیا نیاز دارند و این مهم با ارتباط سازنده با صاحبان دانش و فناوری در جهان و ارتقای نیروی متخصص داخلی مقدور خواهد شد.