به گزارش “راهبرد انرژی“، صنعت جهانی پتروشیمی در آستانه یکی از بزرگترین دورههای بازآرایی خود طی چند دهه اخیر قرار گرفته است. رشد کند تقاضا، مازاد ظرفیت تولید، تشدید رقابت، فشارهای ژئوپلیتیک و الزامات محیطزیستی موجب شده است بسیاری از شرکتهای بزرگ دیگر نتوانند با ساختارهای سنتی به فعالیت ادامه دهند. در چنین شرایطی، ادغام و تملک (M&A) به مهمترین ابزار برای افزایش رقابتپذیری، کاهش هزینهها و تضمین بقای بلندمدت تبدیل شده است.
بررسی تازه گروه مشاوره BCG نشان میدهد موج جدید ادغامها صرفاً یک واکنش مقطعی به رکود بازار نیست، بلکه بخشی از تحول ساختاری صنعت پتروشیمی جهان محسوب میشود. شرکتها با خرید یا ادغام رقبای خود تلاش میکنند دسترسی مطمئنتری به خوراک، فناوری، بازارهای مصرف و زنجیره ارزش پیدا کنند و در برابر نوسانات آینده تابآورتر شوند.
بر اساس این گزارش، آینده صنعت پتروشیمی احتمالاً در یکی از سه مسیر زیر شکل خواهد گرفت:
1-برتری تولیدکنندگان برخوردار از مزیت خوراک و بازارهای بزرگ مصرف؛
2-تسلط شرکتهای ملی نفت و گاز از طریق یکپارچهسازی زنجیره ارزش؛
3-شکلگیری قطبهای منطقهای در نتیجه افزایش سیاستهای حمایتگرایانه.
در هر سه سناریو، شرکتهایی که نتوانند مقیاس فعالیت، دسترسی به خوراک، فناوری یا بازار خود را ارتقا دهند، با خطر کاهش سودآوری و حتی خروج از بازار روبهرو خواهند شد.
صنعتی که دیگر شبیه گذشته نیست
رونق کوتاهمدت پس از همهگیری کرونا نتوانست مشکلات ساختاری صنعت پتروشیمی را برطرف کند. طی سالهای اخیر ظرفیتهای جدید، بهویژه در چین، خاورمیانه و آمریکای شمالی، با سرعتی بسیار بیشتر از رشد تقاضا توسعه یافتهاند؛ موضوعی که باعث ایجاد مازاد عرضه گسترده در بازار جهانی شده است.
در نتیجه، نرخ بهرهبرداری بسیاری از واحدهای تولید اتیلن و پروپیلن به پایینترین سطوح یک دهه اخیر رسیده و پیشبینی میشود این وضعیت در سالهای آینده نیز ادامه یابد. استمرار مازاد عرضه، رقابت بر سر قیمت را تشدید کرده و حاشیه سود تولیدکنندگان را به شدت کاهش داده است.
در چنین فضایی، شرکتهایی که از مزیت خوراک ارزان، مقیاس بزرگ تولید یا دسترسی مستقیم به بازارهای مصرف برخوردار نیستند، بیش از سایرین تحت فشار قرار گرفتهاند.
افت محسوس سودآوری شرکتهای پتروشیمی
شاخصهای مالی نیز این تغییرات را بهخوبی نشان میدهند. میانگین بازده سرمایه بهکارگرفتهشده (ROCE) شرکتهای بزرگ پتروشیمی جهان از حدود ۸ درصد در سال ۲۰۱۹ به نزدیک ۴ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است. همچنین حاشیه درآمد قبل از بهره، مالیات و استهلاک (EBITDA) این شرکتها از حدود ۱۷ درصد به نزدیک ۱۲ درصد سقوط کرده است.
کاهش سودآوری، توان شرکتها را برای سرمایهگذاری در توسعه فناوری، پروژههای کاهش انتشار کربن و تکمیل زنجیره ارزش محدود کرده و ارزش سهام آنها را نیز تحت فشار قرار داده است. در فاصله سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، بازده کل سهامداران شرکتهای پتروشیمی به طور متوسط منفی بوده؛ در حالیکه بازارهای مالی آمریکا طی همین دوره رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند.
این شکاف نشان میدهد سرمایهگذاران دیگر نگاه گذشته را به صنعت پتروشیمی ندارند و انتظار دارند شرکتها با اصلاح ساختار، افزایش بهرهوری و اجرای برنامههای ادغام، ارزشآفرینی جدیدی ایجاد کنند.
چرا ادغام به مهمترین ابزار رقابت تبدیل شده است؟
فشارهای بیسابقه بر سودآوری باعث شده است شرکتهای پتروشیمی دیگر نتوانند صرفاً با کاهش هزینه یا افزایش بهرهوری به رقابت ادامه دهند. اکنون بسیاری از مدیران صنعت، ادغام و تملک را بهعنوان ابزاری برای بازتعریف جایگاه رقابتی خود به کار گرفتهاند؛ ابزاری که امکان دسترسی همزمان به خوراک، بازار، فناوری و زنجیره ارزش را فراهم میکند.
در واقع، موج جدید ادغامها با هدف بزرگتر کردن شرکتها شکل نگرفته، بلکه هدف آن ساخت شرکتهایی است که بتوانند در بازاری با حاشیه سود پایین و رقابت شدید، همچنان سودآور باقی بمانند.
پنج مزیت اصلی ادغام در صنعت پتروشیمی
۱- تضمین دسترسی به خوراک
خوراک همچنان مهمترین مزیت رقابتی در صنعت پتروشیمی است. شرکتهایی که به منابع ارزان نفت و گاز دسترسی مستقیم دارند، هزینه تولید پایینتر و حاشیه سود بالاتری خواهند داشت.
به همین دلیل، بسیاری از شرکتها در سالهای اخیر با خرید داراییهای نفت و گاز یا مشارکت در پروژههای بالادستی، امنیت تأمین خوراک خود را افزایش دادهاند.
۲- ورود به بازارهای جدید
ادغام، سریعترین مسیر ورود به بازارهای مصرف است. بهجای ساخت کارخانه جدید، شرکتها با خرید سهام یا داراییهای موجود، به شبکه فروش، مشتریان و زیرساختهای توزیع دسترسی پیدا میکنند.
سرمایهگذاری شرکتهای خاورمیانهای در چین و هند نمونهای از همین راهبرد است؛ راهبردی که علاوه بر توسعه بازار، تقاضای بلندمدت برای خوراک صادراتی را نیز تضمین میکند.
۳-دستیابی به فناوری
رقابت آینده تنها بر سر ظرفیت تولید نخواهد بود؛ فناوری نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
بسیاری از شرکتها با خرید تولیدکنندگان مواد پیشرفته یا پلیمرهای مهندسی، به دانش فنی، سبد محصولات جدید و بازارهای با ارزش افزوده بالاتر دست یافتهاند؛ اقدامی که هزینه تحقیق و توسعه را نیز کاهش میدهد.
۴- تنوعبخشی به سبد محصولات
وابستگی کامل به محصولات کالایی، سودآوری شرکتها را در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر میکند.
از اینرو، بسیاری از شرکتهای بزرگ تلاش میکنند با ادغام، سهم محصولات تخصصی، مواد شیمیایی پیشرفته و پلیمرهای مهندسی را در پرتفوی خود افزایش دهند تا درآمد پایدارتری ایجاد کنند.
۵- تکمیل زنجیره ارزش
یکی از مهمترین روندهای سالهای اخیر، حرکت به سمت یکپارچگی عمودی است.
شرکتهای بزرگ نفت و گاز با سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی تلاش میکنند سهم بیشتری از ارزش افزوده زنجیره را در اختیار بگیرند و وابستگی خود را به بازار سوخت کاهش دهند. این روند بهویژه در کشورهای دارای منابع عظیم هیدروکربوری با سرعت بیشتری دنبال میشود.
موج جدید معاملات آغاز شده است
آمارها نشان میدهد صنعت شیمیایی و پتروشیمی وارد مرحله تازهای از ادغام شده است. بر اساس بررسیهای BCG، صدها معامله در سالهای اخیر انجام یا اعلام شده و بسیاری از شرکتها به جای توسعه ظرفیت جدید، خرید داراییهای موجود را در اولویت قرار دادهاند.
نمونههای شاخص این روند عبارتاند از:
- ادغام Borealis و Borouge و تشکیل شرکت Borouge Group International؛
- برنامه خرید شرکت Nova Chemicals با ارزشی حدود ۱۳.۴ میلیارد دلار؛
- واگذاری برخی داراییهای پتروشیمی اروپا توسط شرکتهای بزرگ به سرمایهگذاران مالی؛
- ادامه خروج تدریجی شرکتهای غربی از داراییهای کمبازده و تمرکز بر کسبوکارهای با ارزش افزوده بالاتر.
با اینحال، روند ادغام در همه بخشهای صنعت یکسان نیست. بیشترین ظرفیت برای تجمیع همچنان در پتروشیمیهای کالایی دیده میشود؛ جایی که مازاد عرضه، سودآوری پایین و رقابت شدید، شرکتها را ناگزیر به بازآرایی ساختار خود کرده است.
آینده صنعت پتروشیمی؛ سه سناریوی محتمل
بررسیهای گروه مشاوره بوستون نشان میدهد آینده صنعت پتروشیمی احتمالاً در یکی از سه مسیر زیر رقم خواهد خورد. هرچند هیچیک از این سناریوها بهتنهایی محقق نخواهند شد، اما روندهای فعلی نشان میدهد عناصر هر سه سناریو در حال شکلگیری است.
سناریوی نخست؛ برندگان، صاحبان خوراک و بازار
در این سناریو، مزیت رقابتی بیش از هر عامل دیگری به دسترسی به خوراک ارزان و بازارهای بزرگ مصرف وابسته خواهد بود.
آمریکا با اتکا به گاز شیل، خاورمیانه با منابع کمهزینه نفت و گاز و چین و هند با بازارهای عظیم داخلی، سه قطب اصلی صنعت پتروشیمی خواهند بود.
در مقابل، شرکتهایی که نه مزیت خوراک دارند و نه بازار مصرف گسترده، به تدریج سهم خود را از دست خواهند داد یا ناچار به ادغام با بازیگران بزرگتر میشوند.
سناریوی دوم؛ سلطه شرکتهای ملی نفت
با کاهش تدریجی رشد مصرف سوختهای فسیلی، بسیاری از شرکتهای ملی نفت تلاش خواهند کرد ارزش افزوده بیشتری را در زنجیره پتروشیمی ایجاد کنند.
در این الگو، مرز میان پالایشگاه و مجتمع پتروشیمی کمرنگتر میشود و شرکتهای بزرگ نفتی از طریق سرمایهگذاری، خرید و ادغام، زنجیره ارزش خود را از تولید نفت خام تا محصولات شیمیایی تکمیل خواهند کرد.
هدف این راهبرد، کاهش وابستگی درآمدها به فروش سوخت و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر است.
سناریوی سوم؛ ظهور قطبهای منطقهای
اگر تنشهای ژئوپلیتیک و سیاستهای حمایتگرایانه تشدید شود، تجارت جهانی مواد شیمیایی محدودتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، هر منطقه تلاش میکند زنجیره ارزش خود را در داخل تکمیل کند و تنها چند شرکت بزرگ، نقش تأمینکننده اصلی آن منطقه را بر عهده خواهند گرفت.
در این سناریو، ادغام دیگر یک انتخاب نخواهد بود، بلکه به پیششرط بقا تبدیل میشود.
پیام ادغام و تملک برای صنعت پتروشیمی ایران
صنعت پتروشیمی ایران از یک مزیت مهم برخوردار است؛ دسترسی به خوراک نسبتا ارزان. اما تجربه جهانی نشان میدهد خوراک ارزان، بهتنهایی برای حفظ رقابتپذیری کافی نیست.
امروز شرکتهای بزرگ دنیا همزمان روی پنج محور سرمایهگذاری میکنند:
1-افزایش میزان تولید؛
2-تکمیل زنجیره ارزش؛
3-توسعه بازارهای صادراتی؛
4-دستیابی به فناوری؛
5- ادغام داراییها برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری.
در ایران، اگرچه طی دو دهه گذشته هلدینگهای بزرگی شکل گرفتهاند، اما هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت صنعت بهصورت پراکنده اداره میشود. تعدد شرکتهای کوچک و متوسط، همپوشانی در تولید برخی محصولات، رقابت داخلی در بازارهای صادراتی و نبود مدیریت یکپارچه در برخی زنجیرههای ارزش، موجب شده بخشی از مزیت خوراک کشور به ارزش افزوده پایدار تبدیل نشود.
از این منظر، تجربه جهانی یک پیام روشن دارد: موج بعدی رقابت، رقابت میان شرکتهای بزرگ و یکپارچه خواهد بود، نه میان واحدهای منفرد.
ادغام هدف نیست؛ ابزاری برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینه، توسعه فناوری و تقویت قدرت چانهزنی در بازارهای جهانی است. اگر این فرآیند با مطالعات دقیق اقتصادی و رقابتی انجام شود، میتواند جایگاه صنعت پتروشیمی ایران را در بازارهای منطقهای و بینالمللی تقویت کند.
در مقابل، ادغامهای صرفاً اداری یا مبتنی بر ملاحظات غیرتجاری، بدون ایجاد همافزایی عملیاتی و مالی، احتمالاً ارزش اقتصادی پایداری ایجاد نخواهند کرد.
نتیجه
صنعت جهانی پتروشیمی وارد مرحلهای شده است که در آن اندازه، یکپارچگی زنجیره ارزش، فناوری و دسترسی به بازار بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده مزیت رقابتی هستند. موج جدید ادغام و تملک نیز پاسخی به همین واقعیت است؛ پاسخی که از اروپا و آمریکای شمالی تا خاورمیانه و آسیا در حال گسترش است.
برای ایران نیز این تحولات صرفاً یک روند بینالمللی نیست، بلکه هشداری راهبردی است. مزیت خوراک، اگر با توسعه فناوری، تکمیل زنجیره ارزش، مدیریت یکپارچه و حضور مؤثر در بازارهای جهانی همراه نشود، بهتنهایی نمیتواند جایگاه رقابتی کشور را حفظ کند.
به همین دلیل، آینده صنعت پتروشیمی ایران بیش از آنکه به توسعه ظرفیتهای جدید وابسته باشد، به ارتقای بهرهوری، ایجاد همافزایی میان شرکتها و سرمایهگذاری در حلقههای با ارزش افزوده بالاتر وابسته خواهد بود؛ مسیری که تجربه شرکتهای پیشرو جهان نیز آن را تأیید میکند.