به گزارش “راهبرد انرژی“،در حالیکه برخی رسانهها تلاش دارند انتصابات اخیر در نفت پاسارگاد را با فضاسازیهای سیاسی و حاشیهای زیر سؤال ببرند، سهامداران و فعالان صنعت قیر و بازار سرمایه معتقدند آنچه امروز بیش از هر چیز موجب نگرانی برخی جریانها شده، بازگشت نگاه تخصصمحور به مدیریت این مجموعه بزرگ اقتصادی است.
نفت پاسارگاد بهعنوان بزرگترین تولیدکننده قیر خاورمیانه، مجموعهای نیست که بتوان آن را محل آزمونوخطا یا کارآموزی مدیران کمتجربه قرار داد. تجربه سالهای گذشته در برخی بنگاههای بزرگ اقتصادی کشور از جمله نفت پاسارگاد نشان داده انتصاب مدیران بی تجربه و فاقد شناخت عملیاتی از صنعت، در نهایت چیزی جز کاهش بهرهوری، تضعیف بازارهای صادراتی و آسیب به منافع سهامداران و بازنشستگان به همراه نداشته است.
در همین چارچوب، حضور چهرههایی مانند محسن ورزشکار که سالها در حوزه بازرگانی قیر، صادرات و تجارت فرآوردههای نفتی فعالیت داشته، از نگاه بسیاری از کارشناسان صنعت، نه تهدید بلکه یک ظرفیت تخصصی برای صیانت از منافع سهامداران و بازنشستگان محسوب میشود. شناخت دقیق بازار قیر، مشتریان منطقهای و پیچیدگیهای تجارت بینالملل، موضوعی نیست که بتوان آن را در جلسات تئوریک یا پشت میز مدیریت آموخت.
نکته قابلتوجه آنکه برخلاف برخی ادعاهای مطرحشده، بر اساس الزامات و محدودیتهای قانونی و مقررات مرتبط با قانون تجارت، محسن ورزشکار همزمان فعالیت اجرایی در سایر شرکتها ندارد و طرح برخی شبهات در این خصوص، فاقد وجاهت حقوقی و حرفهای است؛ موضوعی که اساساً در فرآیند انتصابات شرکتهای بزرگ، بدیهی و قابل بررسی است.
همچنین انتخاب بهنام طاهرنیا بهعنوان سرپرست نفت پاسارگاد، برای بخشی از فعالان صنعت و ذینفعان این شرکت، نشانهای از حرکت به سمت ثبات، مدیریت حرفهای و استفاده از مدیران دارای تجربه اجرایی تلقی شده است؛ رویکردی که میتواند در شرایط حساس فعلی، به تقویت جایگاه صادراتی و ارتقای عملکرد عملیاتی شرکت کمک کند.
در این میان، منابع آگاه تأکید دارند که انتصابات اخیر با نظر و بررسی کمیتههای تخصصی و بر مبنای سوابق حرفهای افراد انجام شده و برخلاف فضاسازیهای رسانهای، رویکرد شهیدیپور در تاپیکو در ماههای اخیر، مبتنی بر استفاده از نیروهای متخصص، آشنا با صنعت و دارای کارنامه اجرایی بوده است.
همچنین بخشی از هجمههای اخیر را باید در چارچوب به خطر افتادن منافع برخی جریانها و کوتاه شدن دست ذینفعانی تحلیل کرد که طی سالهای گذشته از فضای غیرشفاف یا تصمیمات غیرتخصصی بهرهمند بودهاند. طبیعی است با پررنگ شدن نگاه تخصصی و حرفهای در مدیریت شرکتهای بزرگ، مقاومتها و حاشیهسازیهایی نیز شکل بگیرد.
واقعیت این است که امروز بیش از هر زمان دیگری، منافع بازنشستگان و سهامداران در گرو حضور مدیران حرفهای، صنعتفهم و آشنا با اقتضائات واقعی بازار است، نه تداوم آزمونوخطاهایی که هزینه آن را در نهایت بدنه سهامداری و ذینفعان پرداخت میکنند.