چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ – Wednesday 15 July 2026

ساعت: ۲۲:۲۵

آیا تنگه هرمز آخرین سنگر ژئوپلیتیک ایران است!؟

حفظ موقعیت ایران در تنگه هرمز تنها با شعار و تقابل ممکن نیست، بلکه مستلزم ایجاد موازنه‌ای هوشمند میان قدرت بازدارندگی و تعامل سیاسی است. اگر این فرصت نیز مانند بسیاری از ظرفیت‌های پیشین از دست برود، ایران ممکن است آخرین اهرم مؤثر ژئوپلیتیکی خود را نیز تضعیف‌شده ببیند
سید علی حسینی/تحلیلگر ارشد امنیت یین المللی

به گزارش “راهبرد انرژی“، در دهه‌های گذشته، ایران یکی پس از دیگری اهرم‌های راهبردی خود را از دست داده است؛ اهرم‌هایی که می‌توانستند کشور را به بازیگری تعیین‌کننده در اقتصاد و سیاست منطقه‌ای و جهانی تبدیل کنند. از بازار انرژی گرفته تا کریدورهای ترانزیتی، از ظرفیت عظیم معادن تا موقعیت ممتاز بنادر و جزایر، بسیاری از فرصت‌های تاریخی یا قربانی تحریم‌ها شدند یا در سایه سوءمدیریت، فقدان فناوری و ناتوانی در شکل‌دهی به همکاری‌های منطقه‌ای از دست رفتند. اکنون به نظر می‌رسد تنگه هرمز به عنوان آخرین سنگر ژئوپلیتیکی ایران باقی مانده است؛ نقطه‌ای که همچنان می‌تواند در معادلات جهانی نقش‌آفرین باشد، البته اگر با عقلانیت و دیپلماسی فعال مدیریت شود. بشر هم طبق معمول وقتی همه فرصت‌ها را می‌سوزاند، تازه یاد «آخرین سنگر» می‌افتد. سنت قدیمی تمدن‌هاست.

ایران می‌توانست با استفاده از ظرفیت عظیم نفت و گاز، وابستگی متقابل میان خود و جهان ایجاد کند.
فروش هدفمند نفت و کنترل بخشی از بازار انرژی می‌توانست ابزاری برای اثرگذاری سیاسی و اقتصادی باشد. اما تحریم‌ها، فرسودگی زیرساخت‌ها وعقب‌ماندگی فناوری در استخراج و تولید، این مزیت را به تدریج تضعیف کرد.

در حوزه گاز نیز، با وجود در اختیار داشتن یکی از بزرگ‌ترین ذخایر جهان، ایران نتوانست به بازیگری مؤثر در بازار ال‌ان‌جی تبدیل شود و کشورهای منطقه و فرامنطقه را به خود وابسته سازد.

در کنار این ناکامی، پروژه‌های ترانزیتی و کریدورهای مواصلاتی نیز به جایگاه مورد انتظار نرسیدند. ایران می‌توانست چهارراه انتقال انرژی و تجارت میان آسیای میانه، قفقاز، خلیج فارس و آب‌های آزاد باشد. عبور خطوط انرژی از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از مسیر ایران، می‌توانست جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را تثبیت کند. اما رقبا با سرعت بیشتری عمل کردند و ایران در بسیاری از طرح‌های منطقه‌ای یا حذف شد یا نقش حاشیه‌ای یافت.

از سوی دیگر، ظرفیت عظیم معادن، بنادر و جزایر ایرانی نیز کمتر از حد انتظار در خدمت توسعه ملی قرار گرفت. بنادر جنوبی ایران می‌توانستند به مراکز بزرگ تجارت و ترانزیت منطقه تبدیل شوند و کریدور شمال ـ جنوب را به شکلی مؤثر فعال کنند.

همچنین توسعه جزایر ایرانی می‌توانست هم به تقویت اقتصاد دریامحور و هم به تثبیت امنیت سرزمینی کشور کمک کند، اما این فرصت‌ها نیز تا حد زیادی مغفول ماند.جزیره قشم با توجه به موقعیت خاص اش می توانست سوخت رسانی به کشتی ها را با گردش مالی بیست میلیارد یورو برای ایران داشته باشد.

▫️در چنین شرایطی، تنگه هرمز اکنون مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران محسوب می‌شود؛ گذرگاهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه تنش در آن، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، استفاده از این موقعیت نیازمند رویکردی هوشمندانه است. تنگه هرمز نه صرفاً یک ابزار تهدید، بلکه می‌تواند بستری برای تعامل، مذاکره و کسب امتیاز در چارچوب منافع ملی باشد.

نگرانی اصلی آن است که بی‌تحرکی دیپلماتیک و فقدان تعامل مؤثر با کشورهای منطقه و قدرت‌های مصرف‌کننده انرژی، زمینه شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران را فراهم کند. حتی اگر برخی قطعنامه‌ها در نهادهای بین‌المللی با وتوی قدرت‌هایی مانند چین و روسیه متوقف شوند، اصل شکل‌گیری اجماع سیاسی علیه ایران می‌تواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند دیپلماسی فعال، انعطاف منطقی و بازتعریف روابط منطقه‌ای و بین‌المللی خود است. حفظ موقعیت ایران در تنگه هرمز تنها با شعار و تقابل ممکن نیست، بلکه مستلزم ایجاد موازنه‌ای هوشمند میان قدرت بازدارندگی و تعامل سیاسی است. اگر این فرصت نیز مانند بسیاری از ظرفیت‌های پیشین از دست برود، ایران ممکن است آخرین اهرم مؤثر ژئوپلیتیکی خود را نیز تضعیف‌شده ببیند؛ و تاریخ، طبق عادت تلخش، معمولاً برای کشورهایی که فرصت‌های استراتژیک را جدی نمی‌گیرند، فرصت جبرانی زیادی باقی نمی‌گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی