جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ – Friday 17 July 2026

ساعت: ۱۰:۴۸

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و قطع زنجیره ارزش در صنایع نفت و انرژی

یکی از اهداف کلیدی و مهم جنگ تحمیلی سوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران قطع زنجیره ارزش در صنعت نفت، گاز و برق است. این موضوع از این‌جهت حائز اهمیت است که این اقدام به مراتب تأثیرگذارتر از تخریب و آسیب صرف به مراکز صنعتی و نظامی بوده و می‌تواند بسته به انتخاب اهداف مورد حمله قرارگرفته، ارتباط صنایع پایه و اساسی با پایین‌دست در کشور را با مشکل روبه‌رو سازد.
فرهاد محمدی/ کارشناس اقتصاد انرژی

به گزارش “راهبرد انرژی“، یکی از اهداف کلیدی و مهم جنگ تحمیلی سوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران قطع زنجیره ارزش در صنعت نفت، گاز و برق است. این موضوع از این‌جهت حائز اهمیت است که این اقدام به مراتب تأثیرگذارتر از تخریب و آسیب صرف به مراکز صنعتی و نظامی بوده و می‌تواند بسته به انتخاب اهداف مورد حمله قرارگرفته، ارتباط صنایع پایه و اساسی با پایین‌دست در کشور را با مشکل روبه‌رو سازد. در مقابل ایران نیز با کنترل هوشمند در تنگه هرمز، واردات کالا و صادرات نفت، محصولات پتروشیمی مانند کود شیمیائی، اوره، گاز هلیوم، ال ان جی، ال پی جی  و میعانات گازی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و مواد معدنی مورد نیاز صنایع جهان به‌ویژه برای صنایع فولاد و هوش مصنوعی با توجه به شرایط جنگی موجود را تحت کنترل درآورده است.

این در حالی است که افزایش قیمت نفت و گاز به خاطر محدودیت‌های عبور نفت و میعانات گازی از تنگه هرمز علاوه بر حذف روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی با سهمی بین ۲۰ درصد مصرف کل انرژی جهان، قیمت انرژی را تا کنون به میزان ۲۴ درصد، کود شیمیایی را بیش از ۳۰ درصد و قیمت اوره را تا ۶۰ درصد افزایش داده است؛ بعلاوه زنجیره ارزش در سمت مصرف‌کنندگان انرژی و مواد معدنی از جمله فولاد در بازارهای جهانی را با مشکل روبرو کرده و بدین‌ترتیب امنیت اقتصادی، صنعتی، غذایی و رشد اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و جهان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، علاوه بر خسارت به تأسیسات نظامی و اماکن دولتی،آموزشی، بیمارستانی و مسکونی، در زنجیره ارزش پتروشیمی و فولاد با هدف قراردادن یوتیلیتی‌ها در ماهشهر و عسلویه و پتروشیمی بندر امام در ماهشهر و تأسیسات فولاد در اصفهان و خوزستان گسست و توقف ایجادشده و تولید دوسوم پتروشیمی کشور و ۱۵ هزار بنگاه پایین‌دست پتروشیمی و همچنین شرکت‌های دانش‌بنیان با مشکل مواجه شده است. حاصل این تجاوزها در صنعت پتروشیمی، کاهش صادرات و عرضه داخلی از تولید سالانه ۲۴ میلیارد دلاری این صنعت در بالادست خواهد بود. دولت برای جبران مشکل به وجود آمده باید علاوه بر توسعه صنعت بازیافت به عنوان یکی از راهکارهای مهم برای کاهش فشار بر منابع اولیه، ورود مواد اولیه برای بنگاه‌های پایین‌دست پتروشیمی تسهیل کند تا تعهدات شرکت‌های پایین‌دست انجام شود و این بنگاه‌ها سرپا بمانند.

در حوزه صنعت برق نیز آمریکا و اسرائیل اگرچه نیروگاه‌های ایران را تا کنون مورد هدف قرار نداده‌اند اما آسیب و اخلال در زنجیره تولید، انتقال و مصرف صنعتی و تجاری و خانگی را مدنظر داشتند. همچنین خسارت به محیط‌زیست کشور و زیرساخت‌هایی مانند جاده‌ها پل‌ها و راه‌های ارتباطی و مواصلاتی در ایران که چند نمونه از آن را در جنگ تحمیلی سوم شاهد بودیم ممکن است در صورت ادامه جنگ از اهداف آتی آن‌ها باشد. در این زمینه ایران با اعمال مدیریت مصرف و صرفه‌جویی در برق، استفاده از شبکه برق کشورهای همسایه و تسریع در پروژه‌های انرژی خورشیدی تا حدودی می‌تواند از شرایط فعلی و کمبودهای قبل از جنگ عبور کند.

جنگ نامتقارن و تحمیلی توسط ترامپ و نتانیاهو موجب شد که ایران برای بازدارندگی با استفاده از موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک خود، تنگه هرمز در را تحت مدیریت و کنترل خود درآورده و با هماهنگی از کشتی‌های عبوری بعضاً مبلغی به عنوان حق ترانزیت دریافت کند تا بتواند شرایط جنگی را پشت سر بگذارد، هرچند ایران می‌تواند پس از اتمام جنگ مبالغی برای حفاظت محیط‌زیست و لایروبی و پاک‌سازی مسیر دریایی و پوشش بیمه‌ای با همکاری شرکت‌های بیمه‌‎ای با همکاری از کشتی‌های عبوری درخواست کند و سازوکار تازه‌ای در این تنگه برای حفظ امنیت خود و کشورهای خلیج‌فارس با تعامل با آن‌ها برقرار کند. بدیهی است کاهش یا توقف صادرات نفت از تنگه هرمز که 20 درصد نفت موردنیاز جهان را تأمین‌ می‌کند به ضرر مصرف‌کنندگان انرژی بوده و تداوم قطع صادرات میعانات گازی و ال.پی.جی، مواد معدنی و هلیوم از کشورهای منطقه خلیج‌فارس موجب تشدید بحران انرژی شده و جهان را با اختلال در زنجیره تولید روبه‌رو می‌کند.

هم‌زمان محاصره دریایی آمریکا در دهانه دریای عرب نیز اگرچه موجب اختلال در صادرات نفت و واردات ایران می‌شود اما صادرات نفت به کشورهایی مانند هند، چین، ژاپن و کره‌جنوبی که خریداران عمده نفت‌خام از کشورهای این منطقه و واردات ایران کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را تحت‌الشعاع قرار داده و نمی‌تواند به مدت طولانی ادامه یابد.

نکته حائز اهمیت آن است که خسارات وارده به زیرساخت‌های صنعتی به‌ویژه پتروشیمی، فولاد و نظامی ایران و شرکت‌های دانش‌بنیان و مراکز تحقیقاتی دانشگاه‌ها با توجه به مشکلات تأمین سرمایه و دستیابی به فناوری‌های روز و اعمال تحریم‌ها از جمله چالش‌های اساسی برای کشورمان به شمار می‌رود و خسارات وارده با توجه به شرایط اقتصادی فعلی و نیازهای فنی و اجرایی برای رفع آن در کوتاه‌مدت قابل جبران نیست و قطعاً به زمان نیاز دارد و نباید ساده‌انگارانه به آن نگاه کرد.

در پایان باید تأکید کرد به‌کارگیری مدیریت هوشمندانه و کارآمد در تمام ابعاد نظامی، اقتصادی و اجتماعی و انسجام ‌در حل مشکلات ساختاری و اقتصادی جامعه و اعتمادسازی دولت برای این مهم می‌تواند شرایط گذار از این مرحله دشوار را برای ایران فراهم کند.

منبع: ژورنال گستره انرژی/ شماره 158

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی