به گزارش “راهبرد انرژی“، حمله نظامی آمریکا به ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، نه صرفاً یک بحران منطقهای، که نمایش متمرکز و بیپروای ماهیت هژمونی طلب واشنگتن است. این جنگ که از ترور هدفمند فرماندهان به درگیری تمامعیار منطقهای تغییر ماهیت داده، دو ضربه راهبردی مهلک به پکن وارد کرده است: امنیت انرژی (با توجه به تامین ۵۳ درصد نفت خام چین از خاورمیانه) و شبکه شراکت راهبردی در ابتکار کمربند و جاده.
➖ از منظر پکن، این جنگ آزمونی برای نیات درازمدت راهبردی آمریکاست. واشنگتن با حمله به ایران و ونزوئلا (دو شریک کلیدی انرژی چین)، سیاست انهدام شبکه منابع جهانی چین را به صورت هماهنگ دنبال میکند.
➖ بسته شدن تنگه هرمز، تهدیدی وجودی برای اقتصاد چین و تضعیف مستقیم ستونهای ابتکار کمربند و جاده (با ۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم چین در ایران) محسوب میشود. این اقدام نشان داد که آمریکا برخلاف ادعای عقبنشینی، همچنان مصمم به استفاده از نیروی قهریه با شدت بالا برای تغییر رژیمها و کنترل گلوگاههای راهبردی جهان است.
➖ فراتر از اقتصاد، این جنگ کابوس امنیتی «جنگل هستهای» را برای پکن در مرزهایش زنده کرده است. تضعیف آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ارسال این پیام که مذاکره بیفایده است و فقط بمب اتم ضامن بقاست، میتواند کره شمالی را به گسترش زرادخانه اتمی و ژاپن و کره جنوبی را به سوی هستهای شدن سوق دهد. این یعنی احاطه شدن چین توسط همسایگان مسلح به سلاح اتمی؛ کابوسی امنیتی که پکن از آن وحشت دارد.
➖ از سوی دیگر، این جنگ آسیبپذیریهای داخلی خودِ هژمونی آمریکا را نیز برملا ساخت:
۱. شکاف سیاسی داخلی: چهرههای شاخص جنبش «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) با یادآوری شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر خروج از جنگهای خارجی، علیه او موضع گرفتهاند. افزایش تورم و بهای انرژی در آستانه انتخابات کنگره، به کابوسی برای جمهوریخواهان بدل شده است.
۲. آمادگی نظامی ناکافی: مصرف نزدیک به ۱۰۰۰ موشک تاماهاوک و فشار بر زنجیره تامین دفاعی، در برابر مقاومت نامتقارن مؤثر ایران (پهپادها و موشکهای زیرزمینی) و استفاده هشداردهنده از هوش مصنوعی خودمختار در میدان نبرد، توهم «پیروزی سریع» را نقش بر آب کرد.
۳. انزوای متحدان: برخلاف گذشته، متحدان ناتو نه تنها همراهی نکردند، بلکه فرانسه و اسپانیا جنگ را نقض آشکار حقوق بینالملل خواندند. حتی انگلیس نیز از ارائه پایگاه به آمریکا خودداری کرد. این بیاعتنایی، فروپاشی ائتلافهای سنتی واشنگتن را فریاد میزند.
➖ در نهایت، فاجعه انسانی (از جمله کشتار ۱۶۰ کودک در حمله به مدرسهای در ایران) نشان داد که بیتوجهی آمریکا به حقوق بینالملل و حاکمیت ملی کشورها، مشکلی را حل نمیکند؛ بلکه تنها آتش بینظمی و آشوب جهانی را شعلهورتر میسازد. این جنگ، سند سقوط اخلاقی و راهبردی هژمونی بیقرار آمریکایی است