منافع واشنگتن در این است که اطمینان حاصل کند کنترل هر دو تنگه کاملاً از دسترس پکن خارج میماند – چه از طریق حضور نظامی مستقیم، چه از طریق هرگونه توافق نهایی با ایران، یا از طریق ترکیبی از این دو.
در تحلیل «محاصره نفتی»، یک دوگانه غلط مدام تکرار میشود: یا گفته میشود اگر تولید نفت ایران متوقف شود، بخش قابلتوجهی از نفت برای همیشه در زمین حبس میشود و عملا از دست میرود؛ یا در طرف مقابل ادعا میشود هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و هر زمان اراده کنیم، تولید ظرف مدت کوتاهی به سطح قبلی برمیگردد. هردو نگاه، فاصله قابلتوجهی با واقعیت دارند.
راهبرد «چمنزنی» که ذاتاً تضمینکننده تداوم حملات ادواری است، قویترین انگیزه را برای دستیابی به سلاح هستهای به عنوان آخرین ضامن بازدارندگی به رهبران ایران تقدیم میکند.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فرصتی مهم برای روسیه و چین ایجاد کرده است. مسکو و پکن این درگیری را فرصتی میبینند تا منافع آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن را تضعیف کنند. هر دو کشور مشتاقاند از این جنگ برای فرسایش قدرت آمریکا، کسب اطلاعات درباره سامانههای نظامی آن و تضعیف نظم بینالمللی تحت رهبری واشنگتن بهره ببرند. آنها طیفی گسترده از گزینهها—دیپلماتیک و نظامی، آشکار و پنهان—را در اختیار دارند و تا اینجا نیز تا حدی موفق بودهاند.
تحلیل پیشرو بر مبنای آخرین دادههای استراتژیک سال ۲۰۲۶، بررسی رقابتهای کریدوری در غرب آسیا و انطباق آن با مدلهای محاسباتی پیشرفته تنظیم شده است. این گزارش به بررسی ایده ایجاد کریدور گازی “قطر-ایران-ترکیه” و وزن ژئوپلیتیک آن میپردازد.