به گزارش “راهبرد انرژی“، تلاقی جنگ، خشکسالیهای طولانی، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی و دههها سیاستگذاری نادرست، امنیت آبی ایران را با چالشی کمسابقه روبهرو کرده است؛ بحرانی که پیامدهای آن از کاهش ذخایر سدها و فرونشست زمین تا تشدید نارضایتیهای اجتماعی گسترش یافته و بدون اصلاحات ساختاری، میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
جنگ؛ تهدیدی تازه برای زیرساختهای حیاتی آب
جنگ، علاوه بر تلفات انسانی و خسارتهای اقتصادی، میتواند زیرساختهایی را هدف قرار دهد که ادامه زندگی روزمره به آنها وابسته است. در این میان، تأسیسات آبرسانی، شبکههای انتقال آب، نیروگاهها و سامانههای تأمین انرژی از جمله بخشهایی هستند که آسیبدیدن آنها میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده درگیریها داشته باشد.
گزارشها و تصاویر منتشرشده از حملات اخیر، نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای آب و انرژی در ایران را افزایش دادهاند. انتشار تصاویری از سوختن کانالها و مجاری آب در پی حمله به انبارهای نفتی مجاور در تهران، این پرسش را مطرح کرد که آلودگی ناشی از حوادث نظامی تا چه اندازه میتواند منابع آب و محیطزیست شهری را تحت تأثیر قرار دهد.
همچنین گزارشهایی درباره حمله به تأسیسات آبشیرینکن در جزیره قشم و یک تأسیسات آبی در بحرین منتشر شده است؛ رویدادهایی که در صورت تأیید جزئیات آنها، بار دیگر اهمیت حفاظت از زیرساختهای حیاتی آب در جریان درگیریهای نظامی را برجسته میکنند.
در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، تأمین آب شهرها به مجموعه محدودی از سدها، ایستگاههای پمپاژ، خطوط انتقال و تأسیسات آبشیرینکن وابسته است. این تمرکز، اگرچه ممکن است در شرایط عادی بهرهبرداری را آسانتر کند، در زمان جنگ آسیبپذیری سامانه را افزایش میدهد. تخریب یک تأسیسات، قطع برق یا اختلال در سامانههای کنترل و ارتباطات میتواند زنجیرهای از مشکلات را در تأمین آب ایجاد کند.
ایران، با توجه به وابستگی گسترده به منابع آب سطحی و زیرزمینی و سهم محدود آبشیرینکنها در تأمین آب مورد نیاز کشور، با شرایطی متفاوت از برخی کشورهای جنوبی خلیج فارس روبهروست. در نتیجه، حفاظت از سدها، چاهها، شبکههای انتقال و تصفیهخانهها و همچنین جلوگیری از آلودگی منابع آب، اهمیتی حیاتی دارد.
با این حال، باید میان خسارتهای مستقیم جنگ و مشکلات ساختاری ناشی از سالها بهرهبرداری ناپایدار از منابع آب تفاوت قائل شد. جنگ میتواند بحران موجود را تشدید کند، اما ریشههای کمآبی ایران بسیار قدیمیتر از درگیریهای اخیر است.
تغییرات اقلیمی؛ خشکسالی طولانی در اقلیمی گرمتر
ایران در سالهای اخیر با دورههای طولانی خشکسالی، افزایش دما و کاهش یا بینظمی بارشها مواجه بوده است. تداوم این شرایط، در کنار افزایش تقاضا برای آب، فشار بر منابع سطحی و زیرزمینی را بیشتر کرده است.
بر اساس تحلیلهای منتسب به گروه پژوهشی « نسبتدهی رویدادهای شدید آبوهوایی جهان» (World Weather Attribution)، تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی میتواند احتمال وقوع برخی دورههای خشکسالی شدید در منطقه را افزایش دهد. در ارزیابی این پدیدهها، باید سهم تغییرات اقلیمی از نوسان طبیعی آبوهوا و سایر عوامل مؤثر بر کمآبی بهصورت علمی بررسی شود.
افزایش دما بهتنهایی نیز پیامدهای مهمی دارد. هنگامی که هوا گرمتر میشود، میزان تبخیر از سطح خاک، رودخانهها، دریاچهها و مخازن سدها افزایش مییابد. در چنین شرایطی، حتی اگر بخشی از بارشهای سالانه جبران شود، مقدار آبی که در نهایت برای مصرف در دسترس باقی میماند، ممکن است کمتر از انتظار باشد.
پیشبینیهای اقلیمی برای بخشهای مختلف ایران نیز از احتمال افزایش موجهای گرما و تغییر الگوی بارش در دهههای آینده حکایت دارند. در برخی مناطق، بارشهای شدید و کوتاهمدت ممکن است بیشتر شود؛ اما چنین بارشهایی لزوماً به معنای تقویت منابع آب زیرزمینی نیستند. اگر شدت بارندگی از ظرفیت نفوذ آب در خاک فراتر رود، بخش زیادی از آن به رواناب تبدیل میشود و حتی میتواند سیلاب و فرسایش خاک را به دنبال داشته باشد.
بنابراین، مسئله فقط کاهش بارندگی نیست؛ تغییر زمان، شدت و پراکندگی بارشها نیز برنامهریزی برای تأمین پایدار آب را دشوارتر میکند. در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب باید بر اساس واقعیتهای اقلیمی جدید انجام شود، نه بر مبنای الگوهایی که در گذشته شکل گرفتهاند.
سوءمدیریت منابع آب و مناقشه بر سر «مافیای آب»
تغییرات اقلیمی بهتنهایی نمیتواند ابعاد بحران آب ایران را توضیح دهد. دههها برداشت بیش از ظرفیت تجدید منابع، توسعه کشاورزی آببر، گسترش شهرها و اجرای طرحهای عمرانی بدون ارزیابی کافی از محدودیتهای آبی، نقش مهمی در شکلگیری وضعیت کنونی داشتهاند.
ایران از جمله کشورهایی است که با افت گسترده سطح آبهای زیرزمینی مواجه شده است. برداشت مداوم از سفرههایی که فرصت کافی برای تغذیه مجدد ندارند، به کاهش ذخایر آب، افزایش هزینه استخراج و در بسیاری از مناطق به فرونشست زمین منجر شده است.
تهران و دشتهای پیرامونی آن نمونهای نگرانکننده از این وضعیت هستند. فرونشست زمین میتواند به ساختمانها، جادهها، خطوط ریلی و شبکههای انتقال آب و گاز آسیب برساند. از سوی دیگر، کاهش ذخایر سدها و افزایش مصرف در دورههای گرم سال، تأمین آب پایتخت را با دشواری بیشتری مواجه میکند.
در کنار عوامل طبیعی، ساختار مصرف آب نیز نیازمند بازنگری جدی است. بخش کشاورزی حدود ۹۰ درصد برداشت یا مصرف آب کشور را به خود اختصاص میدهد؛ هرچند برآورد دقیق این سهم به روش محاسبه، دوره زمانی و تعریف مصرف آب بستگی دارد. در بسیاری از مناطق، روشهای آبیاری کمبازده، الگوی کشت نامتناسب با ظرفیت منابع محلی و نبود سازوکارهای مؤثر برای کنترل برداشت، فشار بر منابع آبی را تشدید کردهاند.
کشت محصولات آببر در مناطق خشک و نیمهخشک، از جمله در شرایطی که منابع آب تجدیدپذیر محدودند، این پرسش اساسی را مطرح میکند که سیاستهای کشاورزی تا چه اندازه با ظرفیت واقعی سرزمین سازگار بودهاند.
از سوی دیگر، پس از انقلاب ۱۳۵۷، سرمایهگذاری گستردهای در ساخت سدها، کانالهای انتقال آب و طرحهای مهندسی منابع آب انجام شده است. بخشی از این پروژهها اهدافی مانند تأمین آب شرب، کنترل سیلاب و توسعه کشاورزی را دنبال میکردند؛ اما منتقدان میگویند در برخی موارد، پیامدهای زیستمحیطی، هزینههای اقتصادی و محدودیت منابع آب به اندازه کافی در تصمیمگیریها لحاظ نشده است.
اصطلاح «مافیای آب» نیز در ادبیات انتقادی این حوزه برای اشاره به شبکههای احتمالی ذینفع از پروژههای عمرانی، قراردادها و تصمیمهای مرتبط با منابع آب به کار میرود. با این حال، اثبات وجود شبکههای سازمانیافته فساد یا تعیین مسئولیت اشخاص و نهادها، به شواهد مستند و بررسی مستقل نیاز دارد.
مسئله اساسی این است که ساخت سد، بهخودیخود به معنای افزایش پایدار منابع آب نیست. اگر تخصیص آب بیش از ظرفیت حوضه آبریز باشد یا حقابههای زیستمحیطی و تغذیه آبخوانها نادیده گرفته شوند، حتی زیرساختهای بزرگ نیز نمیتوانند امنیت آبی را تضمین کنند. مخازن کمعمق نیز در اقلیم گرم و خشک ممکن است با تلفات قابل توجه ناشی از تبخیر مواجه شوند.
بحران آب؛ از مسئله زیستمحیطی تا تهدید اجتماعی
کمآبی در ایران دیگر صرفاً موضوعی فنی یا زیستمحیطی نیست. پیامدهای آن بر کشاورزی، اشتغال، سلامت عمومی، مهاجرت، هزینه زندگی و روابط میان استانها اثر میگذارد و به همین دلیل، به یکی از مسائل مهم اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شده است.
در استانهایی مانند خوزستان و در شهرهایی مانند اصفهان، اعتراضها و نارضایتیهای مرتبط با آب در سالهای گذشته نشان دادهاند که کاهش دسترسی به منابع آبی میتواند به مسئلهای حساس در روابط میان مردم و نهادهای مسئول تبدیل شود. اختلاف بر سر تخصیص آب، کاهش حقابه کشاورزان، خشکشدن تالابها و آسیب به معیشت جوامع محلی، همگی میتوانند دامنه این نارضایتیها را گسترش دهند.
در تهران نیز ترکیب رشد تقاضا، محدودیت منابع، کاهش ذخایر برخی مخازن و وابستگی شبکه به زیرساختهای گسترده، ضرورت برنامهریزی دقیقتر را برجسته کرده است. با این حال، بهکاربردن تعابیری مانند «روز صفر آب» باید با احتیاط صورت گیرد؛ زیرا تحقق چنین وضعیتی به میزان ذخایر، الگوی مصرف، شرایط بارش، ظرفیت انتقال و اقدامات مدیریتی بستگی دارد و نمیتوان آن را بدون دادههای بهروز قطعی دانست.
تداوم بحران همچنین میتواند پیامدهای نابرابر اجتماعی داشته باشد. خانوارهای کمدرآمد، کشاورزان کوچک و ساکنان مناطقی که دسترسی محدودتری به زیرساختهای جایگزین دارند، معمولاً توان کمتری برای مقابله با افزایش هزینهها یا اختلال در تأمین آب دارند.
از این منظر، امنیت آبی فقط به میزان آب موجود وابسته نیست؛ بلکه به چگونگی توزیع آن، کیفیت خدمات عمومی و توانایی جامعه برای سازگاری با شرایط جدید نیز ارتباط دارد.
جنگ، تحریمها و دشوارتر شدن اصلاحات
مدیریت بحران آب به سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به فناوری، نوسازی شبکههای فرسوده و اصلاح سیاستهای کشاورزی نیاز دارد. جنگ و نااطمینانی اقتصادی میتوانند تأمین مالی این اقدامات را دشوارتر کنند. تحریمها نیز، بسته به نوع محدودیتها و مسیرهای تأمین، ممکن است هزینه دسترسی به تجهیزات، فناوریهای پیشرفته و منابع مالی را افزایش دهند.
در چنین شرایطی، دولت با مجموعهای از اولویتهای رقیب روبهرو میشود: بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، تأمین نیازهای فوری مردم، حفظ تولید و اشتغال و سرمایهگذاری برای کاهش آسیبپذیری در آینده.
با وجود این محدودیتها، به تعویق انداختن اصلاحات میتواند هزینههای آتی را افزایش دهد. تعمیر نشتیهای شبکه شهری، کنترل برداشت از چاهها، اصلاح الگوی کشت، بازنگری در تخصیص آب و حفاظت از آبخوانها، اقداماتی هستند که در کنار پروژههای بزرگ عمرانی میتوانند به کاهش فشار بر منابع کمک کنند.
راه نجات؛ عبور از مدیریت بحران به حکمرانی پایدار آب
مقابله با بحران آب ایران به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد و نمیتوان آن را صرفاً با ساخت سدهای بیشتر، انتقال آب از حوضهای به حوضه دیگر یا توسعه تأسیسات آبشیرینکن حل کرد.
نخستین گام، شفافیت در اطلاعات مربوط به منابع و مصارف آب است. انتشار منظم دادههای مربوط به ذخایر سدها، سطح آبهای زیرزمینی، برداشت چاهها و میزان مصرف در بخشهای مختلف، امکان ارزیابی مستقل سیاستها و سنجش نتایج اقدامات را فراهم میکند.
گام دوم، اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی است؛ بخشی که سهم عمدهای از برداشت آب کشور را به خود اختصاص میدهد. این اصلاحات باید با توجه به شرایط اقتصادی کشاورزان، امنیت غذایی، ظرفیت واقعی هر منطقه و ارزش اقتصادی و زیستمحیطی آب انجام شود. صرفاً جایگزین کردن روش آبیاری، بدون کنترل برداشت و اصلاح الگوی کشت، لزوماً به کاهش مصرف واقعی آب در مقیاس حوضه آبریز منجر نمیشود.
گام سوم، حفاظت از منابع زیرزمینی و مقابله مؤثر با برداشت غیرمجاز است. آبخوانها ذخایری راهبردیاند که احیای آنها در بسیاری از مناطق به زمان طولانی نیاز دارد و برخی خسارتهای ناشی از فرونشست زمین نیز ممکن است برگشتناپذیر باشند.
گام چهارم، افزایش تابآوری زیرساختهای آب در برابر جنگ، قطع برق، حملات سایبری و حوادث طبیعی است. ایجاد مسیرهای جایگزین تأمین آب، حفاظت از تأسیسات حیاتی، تأمین برق پشتیبان و تقویت سامانههای پایش و هشدار میتواند احتمال اختلال گسترده در خدمات آبرسانی را کاهش دهد.
در نهایت، اصلاح حکمرانی آب بدون مشارکت جوامع محلی، کارشناسان مستقل، کشاورزان و نهادهای نظارتی دشوار خواهد بود. تصمیمگیری درباره آب باید بر پایه دادههای علمی، ارزیابی هزینه و فایده و پاسخگویی نهادهای مسئول انجام شود؛ نه صرفاً بر اساس ملاحظات کوتاهمدت سیاسی یا اقتصادی.
بحران آب ایران حاصل تلاقی عوامل طبیعی و انسانی
بحران آب ایران حاصل تلاقی چند عامل است: تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای طولانی، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، سیاستهای نامتناسب با ظرفیت طبیعی سرزمین و آسیبپذیری زیرساختها در برابر جنگ و اختلالات اقتصادی. سهم و شدت هر یک از این عوامل در مناطق مختلف یکسان نیست، اما همزمانی آنها خطر بحرانهای گستردهتر را افزایش میدهد.
جنگ ممکن است خسارتها را تشدید کند و منابع مالی لازم برای اصلاحات را محدود سازد؛ تغییرات اقلیمی نیز فشار بر منابع آب را افزایش میدهد. با این حال، آینده امنیت آبی ایران صرفاً به میزان بارندگی یا پایان درگیریها وابسته نیست. کیفیت تصمیمهای مدیریتی، نحوه تخصیص منابع، کنترل برداشت و میزان سرمایهگذاری در سازگاری با اقلیم جدید نیز تعیینکننده هستند.
اگر آب بهعنوان یک منبع راهبردی و محدود مدیریت نشود، هزینههای آن فقط در خشکشدن رودخانهها و افت ذخایر سدها خلاصه نخواهد شد؛ بلکه در معیشت مردم، امنیت غذایی، سلامت شهرها و پایداری اقتصادی کشور نیز نمایان میشود.