به گزارش “راهبرد انرژی“،در ۳ می، دونالد ترامپ در شبکههای اجتماعی خود اعلام کرد که دستور داده است ایالات متحده اسکورت کشتیها را در تنگه هرمز آغاز کند.
ساعاتی بعد، ایران اعلام کرد که دو موشک به سمت یک شناور نظامی آمریکایی که قصد عبور از تنگه را داشت، شلیک کرده است. ایالات متحده این ادعا را تکذیب کرد؛ اما آنها چند هفته پیش نیز عقبنشینی دو ناوشکن در تنگه را پس از دریافت دستور از شناورهای ایرانی تکذیب کرده بودند، واقعیتی که بعداً با انتشار فایلهای صوتی از سوی طرف ایرانی ثابت شد.
شانس فعلی ترامپ برای دستور به کشتیهای آمریکایی جهت اسکورت شناورها در تنگه چقدر است؟ من معتقدم این اقدام میتواند به شکلی بد، بسیار بد، به پایان برسد و مرا به یاد عملیاتی میاندازد که در آن دو هواپیمای C-130 به همراه هلیکوپترها هدف قرار گرفته و از دست رفتند.
خط ساحلی ایران در مجاورت تنگه حدود ۳۵۰ کیلومتر امتداد دارد که مملو از مواضع در سنگرها و غارهایی است که به پرتابگرهای موشک و پهپاد مجهز شدهاند. عرض تنگه در محل عبور، بین ۳۵ تا ۸۰ کیلومتر و دارای آبهای کمعمق است.
ناوگروههای ضربت هواپیمابر (CSG) آمریکا حتی شناورهای اختصاصی مورد نیاز برای عملیات اسکورت در این تنگه را در اختیار ندارند. فرستادن ناوشکنها به آنجا، با توجه به وضعیت فعلی، جنونآمیز است و احتمالاً توسط فرماندهان رد خواهد شد.
نرخ موفقیت سیستمهای دفاعی «آرلی برک» (Arleigh Burke)، مانند هر سیستم ضد موشکی دیگر، به شدت به فاصله بستگی دارد. پرتابههایی که از فاصله تنها چند ده کیلومتری شلیک میشوند، این شانس را کاهش میدهند؛ زیرا مرکز فرماندهی زمان کمتری برای تحلیل، پیشبینی رفتار و ایجاد پایگاه داده برای این موشکها جهت رهگیری قاطعانه در اختیار دارد.
در فاصله چند ده کیلومتری، پنجره پردازش بسیار کوتاه میشود و شانس رهگیری به شدت سقوط میکند.
من کاملاً واضح میگویم: تلاش برای باز کردن اجباری تنگه با استفاده از ناوشکنهای «آرلی برک»، خطر بالای یک فاجعه را به همراه خواهد داشت. حتی اگر این حرکت با انواع پهپادهای مسلح و هواپیماهای شناسایی همراه باشد، ریسکها همچنان عظیم باقی میمانند.
تهدیدات طیف گستردهای را شامل میشوند؛ از پهپادها (زیرسطحی، سطحی و هوایی) گرفته تا قایقهای تندرو، زیردریاییهای کوچک (میدجت) و دهها پرتابگر ضد کشتی که در طول تنگه پراکنده شدهاند.
در جریان اعزام گروه ضربت علیه حوثیها در دریای سرخ — در مواجهه با تهدیدی که به مراتب کوچکتر از تهدید هرمز بود — جوزف «پاپی» گزیبوفسکی، ملوان ناو یواساس کارنی، نبرد را وحشتناک توصیف کرد و خاطرنشان کرد:
«دروغ گفتهام اگر بگویم وحشتزده نبودم. این واقعیترین نبردی است که نیروی دریایی از زمان جنگ جهانی دوم به خود دیده است.» او تأکید کرد که ملوانان با وحشت عظیمی روبرو بودند و اغلب تنها چند ثانیه برای واکنش به موشکهای ورودی زمان داشتند، در حالی که با فرسودگی شدید عاطفی و جسمی دست و پنجه نرم میکردند.
استقرار کشتیها برای بازگشایی تنگه چیزی نیست که بتوان با بیانیههای تاثیرگذار، سیاسیاش کرد. این کاری است که واقعاً ابزار مناسب آن در دسترس نیست و در حال حاضر نمیتواند بدون تعداد قابل توجهی تلفات و بازگشت به جنگ تمامعیاری که هفتهها پیش شاهدش بودیم، اجرا شود.