به گزارش “راهبرد انرژی“،عربستان سعودی در میانه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران (موسوم به خشم حماسی)، در موقعیت استراتژیک دشواری قرار گرفته است. با وجود بلندپروازیهای ریاض برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه، رویکرد فعلی این کشور ترکیبی از بیطرفی محتاطانه، تکذیبهای دیپلماتیک و عقبنشینیهای اقتصادی است. فشار جنگ، پادشاهی را مجبور به اولویتبندی مجدد پروژههای «چشمانداز ۲۰۳۰» و کاهش هزینهها در بخشهای غیرضروری کرده است. تحلیل وضعیت نشان میدهد که ریاض بین تمایل به شکست ایران و ترس از پیامدهای پیروزی احتمالی تهران یا خروج نابهنگام آمریکا گرفتار شده است. برای حفظ اعتبار منطقهای، عربستان باید موضع شفافتری اتخاذ کرده و مسئولیت بیشتری در حفاظت از منافع خود بپذیرد.
پیامدهای اقتصادی و بازنگری در چشمانداز ۲۰۳۰
جنگ کنونی فشارهای اقتصادی قابل توجهی بر پادشاهی وارد و مقامات سعودی را مجبور ساخته تا در جدول زمانی و دامنه پروژههای بزرگ خود بازنگری کنند.
– تغییر تمرکز سرمایهگذاری: صندوق سرمایهگذاری عمومی اکنون اولویت خود را بر بخشهای زیر متمرکز کرده است:
انرژیهای جایگزین و تجدیدپذیر.
تولید پیشرفته، لجستیک و آب.
گردشگری و پروژه نئوم (شهر آیندهنگر در سواحل شمال غربی).
– اقدامات ریاضتی و فروش داراییها:
لغو برنامه لیگ گلف نوپای محمد بن سلمان.
فروش ۷۰ درصد از سهام باشگاه فوتبال الهلال.
کاهش هزینههای کلی و تمدید بازههای زمانی پروژههای زیرساختی بزرگ.
– تقویت بنیه دفاعی: با وجود قطع هزینهها در بخشهای دیگر، ریاض همچنان به سرمایهگذاری در صنعت دفاعی خود و تنوع بخشیدن به منابع تأمین تسلیحات ادامه میدهد.
دیپلماسی دوگانه و چالشهای ارتباطات
ریاض در یک تضاد آشکار میان گزارشهای رسانهای و اظهارات رسمی خود گرفتار شده است.
– گزارشهای لابیگری:
در اواخر فوریه، واشینگتن پست گزارش داد که محمد بن سلمان مانند بنیامین نتانیاهو، دونالد ترامپ را برای حمله به ایران تحت فشار قرار داده است.
چند هفته بعد، نیویورک تایمز گزارش داد که ولیعهد عربستان بار دیگر از ترامپ خواسته است تا «کار را علیه تهران تمام کند».
– تکذیبهای رسمی: مقامات سعودی هر دو گزارش را به شدت تکذیب کرده و علناً اعلام کردهاند که خواهان جنگ نیستند، نقشی در عملیات خشم حماسی ندارند و از راهکار دیپلماتیک حمایت میکنند.
– تهدیدهای متقابل: علیرغم ادعای بیطرفی، عربستان هدف حملات ایران و گروههای نیابتی آن در عراق قرار گرفته است. ریاض اعلام کرده که «حق پاسخگویی» را برای خود محفوظ میدارد، اما تاکنون از اقدام نظامی مستقیم خودداری کرده است.
تحلیل سناریوهای احتمالی پایان جنگ
عربستان سعودی برای آینده منطقه سه خروجی اصلی متصور است که استراتژی کنونیاش بر اساس آنها شکل گرفته است:
– سناریوی بنبست: به این شکل که اعلام پیروزی توسط ترامپ بدون دستاورد استراتژیک صورت میگیرد و با ابقای تحریمها و حضور نیروهای آمریکایی همراه است. پیامد آن برای عربستان، نه بهترین و نه بدترین حالت است؛ چرا که تهدیدات پهپادی و موشکی ایران همچنان باقی میماند.
– سناریوی پیروزی قطعی آمریکا: این وضعیت شامل از بین رفتن توان تهدید ایران یا تغییر کامل رژیم است. پیامد این خروجی، بهترین حالت ممکن برای عربستان و تضمین ثبات منطقه خواهد بود.
– سناریوی پیروزی ایران: این وضعیت به معنای رفع تحریمها، مدیریت تنگه هرمز توسط تهران، بقای رژیم و خروج آمریکا از منطقه است. این سناریو بدترین خروجی ممکن و یک تهدید موجودیتی برای پروژههای اقتصادی پادشاهی محسوب میشود.
نقد استراتژی «سر زیر برف کردن»
تحلیلگران معتقدند رویکرد فعلی ریاض نشاندهنده شکاف میان ادعاهای قدرت منطقهای و واقعیتهای میدانی است.
– وابستگی به واشینگتن: پادشاهی به شدت به ایالات متحده وابسته است، در حالی که واشینگتن و اسرائیل با اقدامات خود منطقه را بیثبات کردهاند.
– عدم تأثیرگذاری: در حالی که بازیگران دیگر در حال شکل دادن به نظم جدید منطقه هستند، عربستان تنها به صدور بیانیههای تند بسنده کرده است.
– فقدان موضع شفاف: تلاش ریاض برای «همه چیز بودن برای همه خروجیهای ممکن»، باعث شده است که این کشور در لیگ قدرتهایی مانند ایران یا اسرائیل قرار نگیرد.