به گزارش “راهبرد انرژی“،مجید تفرشی، سندپژوه و تاریخنگار، میگوید درمورد مسئلهٔ تنگه هرمز، نگران تکرار رفتارهایی است که مسبوق به سابقه بودهاند. او با موفق دانستن این روش بستن تنگه برای مقابله در برابر حملات امریکا و اسراییل و افزایش قدرت چانهزنی، برخی مسائل پیش روی این روش و خطرات احتمالی آن را در گفتوگویی برشمرده است.
تفرشی درمورد طرحهای مطرح شده برای کسب عوارض از تنگه هرمز به انصاف نیوز میگوید: درمورد مسئله تنگه هرمز چند موضوع مهم را باید اشاره کنم. اولاً، مسئله مسدود کردن و کنترل تنگه هرمز چیزی بود که تقریباً همه میدانستند که ایران توانایی این کار را دارد، ولی کمتر کسی در جامعه بینالمللی فکر میکرد که ایران جسارت چنین کاری را داشته باشد؛ که البته این کار صورت گرفت و به خوبی و به طور کاملی هم انجام شد. مسئله دومی که به ندرت کسی باور داشت، این بود که ایران بتواند این کار را در یک دورهٔ نسبتاً طولانی انجام دهد و زود قطع نشود. حتی محققین مطالعات خلیج فارس و تنگه هرمز هم باور نداشتند که ایران اینقدر در نگهداری کنترل قطعی تنگه هرمز پایداری و استمرار داشته باشد. بنابراین این دو موضوع دستاورد بزرگی برای ایران است.
ولی بعد از این است که نظرهای متفاوتی مطرح میشود و این نظرات متفاوت باعث میشود که موضوع مقدار زیادی شبههانگیز شود. نکتهای را باید بگویم که مسئله عوارض گرفتن یا خرج تعمیر و نگهداری و امنیت گرفتن از تنگه هرمز موضوعی است که از نظر حقوقی مورد اختلاف است؛ بعضی میگویند این کار ممکن است، بعضی هم میگویند ممکن نیست. یعنی اگر به نام «عوارض» باشد که به احتمال قریب به یقین چنین چیزی ممکن نیست، ولی به نامهای دیگر در موارد مشابه در دنیا انجام میشود، مثل «تأمین و نگهداری»، «مسئله امنیت»، «مسئله انتظامات» و هزینههای دیگری که مترتب بر این نگهداری است. بنابراین میشود با یک تغییر عنوان حقوقی این کار را انجام داد.
تفرشی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «آمارهایی که از میزان عواید احتمالی ایران از این موضوع داده میشود را چطور ارزیابی میکنید؟» گفت: در مورد اینکه چقدر ایران میتواند از این کار عواید داشته باشد ارقامی از ۲ میلیارد دلار در سال تا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار مطرح شده است. به نظر میرسد این آمارهای نجومی نشانگر این است که اولاً برخی بر اساس تعداد «کشتی» حساب نمیکنند، بلکه بر اساس «کالا» حساب میکنند؛ هرچه کالا در کشتیها هست را حساب میکنند، یعنی فرض کنید اگر پتروشیمی، مواد شیمیایی، نفت یا گاز است، همهٔ اینها را حساب میکنند و میگویند مورد به مورد باید عوارض داده شود. ضمناً این ارقام کاملاً اغراقآمیز و بدون توجه به ارقام واقعی تردد در تنگه هرمز است. اگر فقط نفت و تردد کشتیها را در نظر بگیریم، بعید است این ارقام بالاتر از ۴ تا ۵ میلیارد دلار در سال شود.
ارقام ۸۰-۹۰ میلیاردی که بعضی گفتند، از جمله مشاور آقای قالیباف (آقای محمدی)، یا ارقام افسانهای که آقای فؤاد ایزدی گفته است، من فکر میکنم توانایی انجامش، نه با احتمال زیاد، ولی به هر حال در ایران وجود دارد. اما سؤال اصلی اینجاست که اگر ایران بتواند با تهدید یا پافشاری به دیگران بقبولاند چه اتفاقی خواهد افتاد؟!
شما در نظر بگیرید که ترامپ در مسئلهٔ لشکرکشی به ایران، سوای رژیم اسرائیل، نتوانسته است کسی دیگر را با خودش همراه کند؛ حتی کشورهای ناتو حاضر نبودند با آمریکا همکاری کنند. ولی ماجرای تنگه هرمز و تأثیرش بر اقتصاد، تجارت و صنعت جهان، یکی از معدود مواردی است که میتواند بازی را تغییر دهد و دنیای غرب، متحدان ناتو و اتحادیه اروپا را با ترامپ متحد کند. این عاملی است که میتواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد و من فکر نمیکنم هر چقدر ایران از این موضوع درآمد کسب کند، ارزش این کار را داشته باشد.