آمریکا و اسرائیل تصور می کردند و شاید هنوز می کنند، که اگر رژیم دست نشانده آنها در امارات متحده عربی از اوپک خارج شود، بهای نفت در بازار های بین المللی کاهش پیدا می کند.
سه سناریو برای آینده جنگ ایران وجود دارد. هر سه به یک نتیجه مشترک میرسند: بهترین گزینه این است که در ازای پایان محاصره، توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز انجام شود. همچنین این سناریوها نشان میدهند که آغاز این جنگ از ابتدا تصمیمی اشتباه بوده است.
بهترین گزینه برای چین «حمایت حسابشده» از ایران (فقط به اندازه بقای آن برای حفظ موازنه قدرت) و همزمان رهبری یک «ائتلاف چندجانبه از کشورهای جنوب جهانی» برای باز کردن تنگه هرمز تحت عنوان آزادی کشتیرانی است.
بر اساس گزارش شورای آتلانتیک چهارسناریو برای پیامدهای ژئوپلیتیکی پساجنگ ایران مطرح است که محور اصلی آن ها میزان شدت درگیری، نقش آفرینی چین و وضعیت ائتلاف های آمریکا است.
خروج امارات از اوپک را باید نه بهعنوان یک گسست ساده، بلکه بهمثابه یک کنش ژئواکونومیک آگاهانه در راستای بازتعریف موقعیت این کشور در ساختار قدرت منطقهای و جهانی تحلیل کرد.
تخریب و صدمه به زیر ساخت های انرژی فسیلی در منطقه خلیج فارس در اثر جنگ، می تواند در راستای راهبرد بلند مدت ترامپ برای بازآرایی بازار جهانی انرژی و انتقال قلب تپنده تامین انرژی فسیلی جهان، به نیمکره غربی و تحت رهبری آمریکا باشد.
منافع واشنگتن در این است که اطمینان حاصل کند کنترل هر دو تنگه کاملاً از دسترس پکن خارج میماند – چه از طریق حضور نظامی مستقیم، چه از طریق هرگونه توافق نهایی با ایران، یا از طریق ترکیبی از این دو.