تخریب و صدمه به زیر ساخت های انرژی فسیلی در منطقه خلیج فارس در اثر جنگ، می تواند در راستای راهبرد بلند مدت ترامپ برای بازآرایی بازار جهانی انرژی و انتقال قلب تپنده تامین انرژی فسیلی جهان، به نیمکره غربی و تحت رهبری آمریکا باشد.
منافع واشنگتن در این است که اطمینان حاصل کند کنترل هر دو تنگه کاملاً از دسترس پکن خارج میماند – چه از طریق حضور نظامی مستقیم، چه از طریق هرگونه توافق نهایی با ایران، یا از طریق ترکیبی از این دو.
با وجود آن که عربستان سعودی بنادر نفتی و بازرگانی متعددی در خلیج فارس و دریای سرخ دارد، اما این کشور یک مشکل بزرگ دارد و آن تنگه هایی است که در اختیار این کشور نیست و لذا عربستان برای صادرات نفت و محصولات تولیدی پتروشیمی و واردات مواد غذایی، دارو و صنعتی، رنج پایان ناپذیری برای عبور از تنگه هرمز ، باب المندب و کانال سوئز می کشد.
در تحلیل «محاصره نفتی»، یک دوگانه غلط مدام تکرار میشود: یا گفته میشود اگر تولید نفت ایران متوقف شود، بخش قابلتوجهی از نفت برای همیشه در زمین حبس میشود و عملا از دست میرود؛ یا در طرف مقابل ادعا میشود هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و هر زمان اراده کنیم، تولید ظرف مدت کوتاهی به سطح قبلی برمیگردد. هردو نگاه، فاصله قابلتوجهی با واقعیت دارند.