به گزارش “راهبرد انرژی“، حملات نظامی به تأسیسات نفتی، پالایشگاهها و زیرساختهای صنعتی در جنگ ایران و آمریکا، زنگ خطر تازهای درباره آینده محیطزیست منطقه به صدا درآورده است. کارشناسان هشدار میدهند که دود سمی، ذرات معلق، نشت نفت و آلودگی منابع آب و خاک میتوانند پیامدهایی فراتر از میدان جنگ داشته باشند؛ پیامدهایی که حتی پس از پایان درگیریها نیز ممکن است سالها و در برخی مناطق، دههها ادامه پیدا کنند.
جنگ؛ وقتی آلودگی از مرزهای میدان نبرد عبور میکند
پیامدهای جنگ تنها به تلفات انسانی، تخریب ساختمانها و خسارت به زیرساختهای اقتصادی محدود نمیشود. حمله به تأسیسات نفتی و صنعتی میتواند ترکیبی از آلایندههای خطرناک را وارد هوا، خاک و منابع آبی کند؛ موادی که آثار آنها ممکن است از محدوده حملات فراتر رود و سلامت انسان، حیاتوحش و تعادل اکوسیستمهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
کارشناسان محیطزیست هشدار میدهند که تداوم درگیریهای نظامی در منطقه خلیج فارس میتواند میراثی آلوده و ماندگار برجای بگذارد. انتشار آلایندهها در جو، انتقال آنها با باد، نفوذ مواد سمی به خاک و آبهای زیرزمینی و احتمال گسترش آلودگی نفتی در دریا، از جمله نگرانیهایی است که در این زمینه مطرح شدهاند.
ریچارد مارکانتونیو، استادیار محیطزیست، صلح و امور جهانی در دانشگاه نوتردام آمریکا، تأکید کرده است که در ارزیابی پیامدهای زیستمحیطی جنگ، تنها ترکیبات بهکاررفته در مهمات اهمیت ندارند؛ بلکه موادی که در اثر انفجار تخریب یا سوزانده میشوند، میتوانند سهم قابل توجهی در ایجاد خطرات بلندمدت داشته باشند.
به عنوان مثال، تخریب ساختمانهای حاوی آزبست یا آتشسوزی در پالایشگاهها و مخازن نفتی میتواند مواد خطرناکی را آزاد کند که آثار آنها مدتها پس از پایان عملیات نظامی باقی بماند.
دود سمی؛ نخستین نشانه بحران زیستمحیطی
حملات به زیرساختهای نفتی و انرژی در اطراف تهران در اوایل مارس ۲۰۲۶، با آتشسوزیهایی همراه شد که ستونهای متراکم دود سیاه را بر فراز پایتخت به وجود آورد. گزارشها از آسیب به مخازن ذخیرهسازی نفت و شبکههای انتقال سوخت در تهران و استان البرز حکایت داشتند.
با گسترش دامنه درگیریها، تأسیسات بزرگ نفت و گاز نیز در معرض حملات قرار گرفتند. میدان گازی پارس جنوبی و تأسیسات مرتبط با صنایع نفت و گاز در عسلویه از جمله نقاطی بودند که نام آنها در گزارشهای مربوط به حملات مطرح شد. در سوی دیگر، حملات تلافیجویانه در منطقه خلیج فارس نیز زیرساختهای انرژی در کشورهای مختلف را در معرض خطر قرار داد.
آتشسوزی در تأسیسات نفتی میتواند مجموعهای از آلایندهها، از جمله اکسیدهای نیتروژن، اکسیدهای گوگرد، مونوکسید کربن، ترکیبات آلی فرار و ذرات معلق را وارد هوا کند. نوع و میزان این مواد به ترکیب سوخت، شرایط احتراق، نوع تأسیسات آسیبدیده و مدت زمان آتشسوزی بستگی دارد.
یکی از مهمترین نگرانیها، انتشار ذرات معلق ریز موسوم به PM2.۵ است. این ذرات به دلیل اندازه بسیار کوچک خود میتوانند به بخشهای عمقی ریه نفوذ کنند و با افزایش خطر بیماریهای تنفسی و قلبی-عروقی ارتباط داشته باشند. کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای زمینهای از گروههایی هستند که ممکن است در برابر چنین آلودگیهایی آسیبپذیرتر باشند.
خطر به مناطق مجاور محل آتشسوزی محدود نمیشود. باد میتواند برخی آلایندهها را به فاصلههای دور منتقل کند؛ هرچند میزان و مسیر انتشار به شرایط جوی، ارتفاع ستون دود، ویژگیهای شیمیایی آلایندهها و مدت زمان انتشار بستگی دارد.
گزارشهای مربوط به بارش موسوم به «باران سیاه» پس از آتشسوزیهای نفتی در تهران نیز نگرانیهایی درباره آلودگی ناشی از رسوب آلایندههای موجود در هوا ایجاد کرد. با اینحال، تعیین دقیق ترکیبات موجود در چنین بارشی و میزان خطر آن برای سلامت انسان، به نمونهبرداری و آزمایشهای معتبر نیاز دارد.
در این شرایط، پایش مستمر کیفیت هوا و انتشار عمومی نتایج اندازهگیریها اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تنها با اتکا به دادههای علمی میتوان گستره آلودگی و میزان مواجهه جمعیت با مواد خطرناک را مشخص کرد.
خاک و آب؛ آلودگیای که ممکن است نسلها باقی بماند
در حالی که دود ناشی از آتشسوزیها ممکن است پس از مهار حریق و تغییر شرایط جوی کاهش یابد، آلودگی خاک و منابع آب میتواند مسالهای پیچیدهتر و ماندگارتر باشد.
مواد نفتی، ترکیبات شیمیایی صنعتی و بقایای ناشی از تخریب تأسیسات ممکن است روی سطح زمین باقی بمانند یا با نفوذ در لایههای خاک، به منابع آب زیرزمینی راه پیدا کنند. بارندگی نیز میتواند برخی از این مواد را شسته و به رودخانهها، آبراههها و دیگر منابع آب سطحی منتقل کند.
مارکانتونیو در توضیح پیامدهای بلندمدت آلودگیهای جنگی هشدار داده است که برخی آلایندهها، در صورت نبود اقدامات مؤثر پاکسازی، ممکن است برای مدتهای بسیار طولانی در محیط باقی بمانند.
البته ماندگاری آلایندهها یکسان نیست. برخی ترکیبات در شرایط محیطی مناسب بهتدریج تجزیه میشوند، اما گروهی دیگر ممکن است در خاک رسوب کنند، وارد زنجیره غذایی شوند یا برای مدت طولانی کیفیت منابع آب را تحت تأثیر قرار دهند. نوع ماده آلاینده، غلظت آن، ویژگیهای خاک و آب و شرایط اقلیمی در تعیین میزان ماندگاری و خطر آن نقش دارند.
نشت نفت به منابع آبی نیز میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. تشکیل لایههای نفتی روی سطح آب، اختلال در تبادل اکسیژن و اثرات سمی برخی ترکیبات نفتی میتواند به آبزیان آسیب برساند. در خاک نیز آلودگی نفتی ممکن است فعالیت میکرو ارگانیسمهای مفید را مختل کند و حاصلخیزی زمین را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، پاکسازی محیط آسیبدیده صرفاً به جمعآوری مواد قابل مشاهده محدود نمیشود. بررسی کیفیت خاک و آب زیرزمینی، شناسایی ترکیبات خطرناک، تعیین محدوده آلودگی و انتخاب روش مناسب برای احیای محیط، ممکن است به برنامهای چندمرحلهای و پرهزینه نیاز داشته باشد.
آبشیرینکنها؛ حلقه حساس امنیت آب در خلیج فارس
یکی از ویژگیهای مهم منطقه خلیج فارس، وابستگی بسیاری از کشورهای ساحلی به آبشیرینکنها برای تأمین آب شرب و نیازهای شهری و صنعتی است. این وابستگی سبب میشود هرگونه آلودگی گسترده در آب دریا یا اختلال در تأسیسات آبشیرینکن، پیامدهایی فراتر از خسارت مستقیم به زیرساختها داشته باشد.
حمله به نفتکشها، آسیب به خطوط انتقال نفت یا وقوع نشتهای بزرگ در دریا میتواند خطر آلودگی آبهای ساحلی را افزایش دهد. جریانهای دریایی و باد ممکن است مواد نفتی را جابهجا کنند و در شرایطی خاص، آنها را به نزدیکی آبگیرهای تأسیسات آبشیرینکن برسانند.
اگر آلودگی به محدوده آبگیری یک تأسیسات برسد، اپراتورها ممکن است ناچار شوند برداشت آب خام را محدود کنند، فرآیند تصفیه را تغییر دهند یا برای جلوگیری از ورود آلایندهها، فعالیت مجموعه را بهطور موقت متوقف کنند. شدت پیامدها به نوع و غلظت آلودگی، فاصله آن از تأسیسات و امکانات فنی موجود بستگی دارد.
ترکیبات نفتی همچنین میتوانند عملکرد برخی تجهیزات و سامانههای تصفیه را مختل کنند، هزینه نگهداری را افزایش دهند و نیاز به پایش و پیشتصفیه را بیشتر کنند. با اینحال، میزان آسیب به فناوری مورد استفاده در تأسیسات و ویژگیهای آلاینده وابسته است و نمیتوان همه آبشیرینکنها را به یک اندازه آسیبپذیر دانست.
محمد داوود، کارشناس آب در سازمان محیط زیست ابوظبی، در اظهارات نقلشده درباره این خطرات، احتمال توقف موقت فعالیت برخی تأسیسات در شرایط شدید آلودگی را مطرح کرده است.
در منطقهای که امنیت آب و انرژی بهشدت به یکدیگر وابستهاند، اختلال در تأسیسات نفتی و نیروگاهها میتواند بر تولید آب نیز اثر بگذارد؛ همانگونه که آلودگی آب دریا ممکن است عملکرد زیرساختهای تأمین آب را مختل کند. از اینرو، حفاظت از آبگیرهای ساحلی، پایش آلودگیهای دریایی و پیشبینی مسیرهای احتمالی گسترش نشت نفت، بخشی ضروری از برنامهریزی برای مدیریت بحران به شمار میرود.
محیطزیست پس از جنگ؛ هزینههایی فراتر از بازسازی
تجربه درگیریهای نظامی در مناطق دیگر نشان داده است که پایان جنگ لزوماً به معنای پایان خسارتهای زیستمحیطی نیست. آوارهای آلوده، بقایای مواد خطرناک، تخریب شبکههای آب و فاضلاب و آلودگی منابع طبیعی میتوانند روند بازسازی را دشوار و پرهزینه کنند.
غزه نمونهای از پیچیدگی این مساله است؛ جایی که حجم گسترده آوار ناشی از جنگ، همراه با نگرانی درباره مواد خطرناک و آسیب به زیرساختها، پاکسازی و بازسازی را به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. تجربه چنین مناطقی نشان میدهد که عملیات پاکسازی نیز، اگر بدون برنامهریزی علمی انجام شود، ممکن است به جابهجایی آلایندهها و ایجاد مخاطرات تازه منجر شود.
پاناجیوتیس کسموپولوس، پژوهشگر ارشد رصدخانه ملی آتن، بر این نکته تأکید کرده است که آثار جنگ بر هوا، خاک، منابع آب و سلامت اکوسیستمها ممکن است سالها یا حتی دههها پس از پایان درگیریها ادامه پیدا کند.
با اینحال، مدت زمان بازیابی محیطزیست به نوع خسارت بستگی دارد. برخی آثار آلودگی هوا ممکن است با توقف انتشار و تغییر شرایط جوی نسبتاً سریع کاهش یابند؛ اما آلودگی شدید خاک، نفوذ مواد خطرناک به آبهای زیرزمینی و تخریب زیستگاههای حساس میتواند به اقدامات تخصصی و بلندمدت نیاز داشته باشد.
در برخی موارد، پاکسازی کامل نیز ممکن است امکانپذیر نباشد یا هزینه آن بسیار بالا باشد. به همین دلیل، پیشگیری از انتشار آلایندهها و جلوگیری از گسترش آلودگی، معمولاً از بازسازی محیط پس از وقوع خسارت کمهزینهتر و مؤثرتر است.
پایش علمی؛ نخستین گام برای مهار خسارتها
کارشناسان، پایش مستمر محیطزیست را یکی از مهمترین ابزارها برای ارزیابی پیامدهای جنگ و کاهش خطرات آن میدانند. استفاده همزمان از تصاویر ماهوارهای، ایستگاههای سنجش کیفیت هوا، نمونهبرداری از آب و خاک و بررسی آزمایشگاهی آلایندهها میتواند تصویری دقیقتر از گستره خسارتها ارائه دهد.
پایش ماهوارهای برای شناسایی آتشسوزیهای گسترده، تغییرات سطح زمین و برخی نشانههای آلودگی مفید است، اما برای تعیین دقیق ترکیب شیمیایی مواد و میزان خطر آنها برای سلامت انسان، به اندازهگیریهای زمینی و آزمایشهای تخصصی نیز نیاز است.
انتشار شفاف دادهها، اطلاعرسانی به مردم درباره مناطق آلوده، بررسی کیفیت آب آشامیدنی و تدوین دستورالعملهای روشن برای مواجهه با آلودگی، از جمله اقداماتی است که میتواند خطرات فوری و بلندمدت را کاهش دهد.
در کنار اقدامات داخلی، همکاری میان کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی نیز اهمیت دارد. آلودگی هوا و دریا به مرزهای سیاسی محدود نمیشود و مدیریت مؤثر آن به تبادل اطلاعات، هماهنگی در پایش و رعایت اصول حفاظت از محیطزیست در مخاصمات مسلحانه نیاز دارد.
جنگ تمام میشود، اما آثار آلودگی ممکن است باقی بماند
جنگ در منطقه خلیج فارس، در صورت تداوم حملات به تأسیسات نفتی و صنعتی، میتواند خسارتهایی ایجاد کند که ابعاد آنها بسیار فراتر از هزینههای نظامی و اقتصادی باشد. آلودگی هوا، تخریب منابع آب، آسیب به اکوسیستمهای دریایی و افزایش فشار بر زیرساختهای تأمین آب، از جمله خطراتی هستند که ضرورت توجه فوری به پیامدهای زیستمحیطی درگیریها را نشان میدهند.
با اینحال، تعیین میزان واقعی خسارت و مدت زمان ماندگاری آن، بدون دادههای میدانی و بررسیهای علمی امکانپذیر نیست. هشدار درباره احتمال تداوم آلودگی برای دههها باید جدی گرفته شود، اما ارزیابی هر منطقه مستلزم شناسایی نوع آلاینده، اندازهگیری غلظت آن و بررسی شرایط محیطی است.
هزینه جنگ فقط در ویرانی امروز خلاصه نمیشود؛ بخشی از آن ممکن است سالها بعد، در آب ناسالم، خاک آلوده، آسیب به زیست دریایی و افزایش خطرات سلامت عمومی آشکار شود. حفاظت از محیطزیست در زمان جنگ و آغاز سریع پایش و پاکسازی پس از حملات، نه موضوعی حاشیهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از حفاظت از جان انسانها و امنیت آینده منطقه است.