به گزارش “راهبرد انرژی“،اقتصاد ایران امروز دیگر در یک میدان صرفاً اقتصادی قرار ندارد. تحریم، تهدید خارجی، نوسان ارز، ناترازی انرژی و فشار معیشتی، حلقههای یک زنجیرهاند؛ زنجیرهای که اگر درست مدیریت نشود، فشار بیرونی میتواند به فشار داخلی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، سخنان اخیر رهبر انقلاب درباره حفظ انسجام اجتماعی و تأکید رئیسجمهور بر مشکلات اقتصادی و ناترازی انرژی، یک پیام مشترک دارد: کشور همزمان به ایستادگی و اصلاح نیاز دارد.
مسئله امروز این نیست که اصلاح اقتصادی انجام شود یا نشود؛ مسئله این است که چگونه اصلاح کنیم که هم اقتصاد قویتر شود و هم مردم هزینه سنگین آن را نپردازند.
دشمنان نباید قیمتگذار اقتصاد ایران باشند یکی از اهداف فشار اقتصادی، ایجاد اختلال در بازار ارز و تبدیل آن به موج تورمی است. وقتی یک تهدید خارجی به افزایش دلار و سپس افزایش قیمت کالاها منجر میشود، یعنی بخشی از فشار دشمن وارد زندگی روزمره مردم شده است.
راه مقابله، فقط کنترل دستوری بازار نیست. باید تولید و صادرات تقویت شود، مسیر بازگشت ارز تسهیل شود و هزینه تجارت کاهش پیدا کند. هرچه اقتصاد ارز بیشتری از مسیر تولید و صادرات به دست آورد، قدرت مقاومت کشور نیز بیشتر خواهد شد.
بنزین؛ اصلاح آری، شوک نه ناترازی انرژی را نمیتوان برای همیشه به آینده موکول کرد. مصرف بالا، قاچاق و هزینه واردات بنزین، منابع کشور را تحت فشار قرار داده است. اما اصلاح قیمت بنزین نباید به معنای وارد کردن یک شوک جدید به اقتصاد باشد.
بنزین با حملونقل، تولید و قیمت کالاها ارتباط مستقیم دارد. بنابراین اصلاح آن باید تدریجی، شفاف و همراه با حمایت هدفمند از مردم باشد. هدف اصلی هم نباید فقط افزایش قیمت باشد؛ بلکه باید کاهش مصرف، مقابله با قاچاق و افزایش بهرهوری باشد.
چهار ضلع اقتدار اقتصادی ایران برای عبور از شرایط فعلی به یک ترکیب متوازن نیاز دارد؛ نه فقط مقاومت، نه فقط اصلاح و نه فقط مذاکره.
در میدان، بازدارندگی؛ در جامعه، انسجام؛ در اقتصاد، اصلاحات؛ و در تجارت خارجی، ابتکار. این چهار ضلع میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
بازدارندگی، امنیت لازم برای فعالیت اقتصادی را ایجاد میکند؛ انسجام اجتماعی، پشتوانه اجرای اصلاحات است؛ اصلاحات اقتصادی، قدرت داخلی کشور را افزایش میدهد و ابتکار در تجارت خارجی، امکان نفس کشیدن اقتصاد در شرایط تحریم را فراهم میکند.
باید برخاست و باید عبور کرد واقعیت این است که اقتصاد ایران با مجموعهای از مشکلات انباشته روبهروست؛ اما تسلیم شدن در برابر مشکلات، راهحل نیست. باید برخاست. باید از اقتصاد دستوری به اقتصاد رقابتیتر حرکت کرد؛ از خامفروشی فاصله گرفت؛ تولید و صادرات را جدیتر گرفت؛ ناترازی انرژی را اصلاح کرد و راههای تجارت خارجی را گسترش داد.
باید برخاست و باید عبور کرد؛ نه با انکار مشکلات، بلکه با پذیرفتن واقعیتها و تبدیل تهدیدها به فرصت. اصلاح اقتصادی، بخشی از مقاومت است نباید تصور کنیم در شرایط تحریم، اصلاحات اقتصادی باید متوقف شود. برعکس، اقتصاد ضعیف بهترین هدف برای فشار خارجی است.
اما اصلاحات نیز نباید به معنای انتقال همه هزینهها به مردم باشد. اگر قرار است قیمت انرژی اصلاح شود، همزمان باید اتلاف و رانت نیز اصلاح شود. اگر قرار است بازار ارز سامان بگیرد، باید تولیدکننده و صادرکننده نیز امکان فعالیت داشته باشند.
اگر قرار است هزینههای دولت کنترل شود، باید از هزینههای غیرضروری و ناکارآمدیها نیز شروع کرد. مردم باید ببینند که اصلاح اقتصادی فقط اصلاح قیمتها نیست؛ اصلاح رفتار اقتصادی دولت هم هست. تجارت خارجی؛ جایی برای ابتکار در شرایط تحریم، نمیتوان منتظر ماند تا مسیرهای عادی تجارت دوباره باز شوند.
تنوع بازارهای صادراتی، توسعه تجارت با کشورهای همسایه، کاهش هزینه مبادلات و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی، بخشی از راه عبور است.
کشوری که بتواند در شرایط فشار همچنان صادر کند، ارزآوری داشته باشد و بازارهای جدید پیدا کند، عملاً بخشی از اثر تحریم را خنثی کرده است. اقتصاد، بخشی از قدرت ملی است امروز اقتدار فقط در توان نظامی خلاصه نمیشود.
کشوری که تولید میکند، صادر میکند، انرژی خود را مدیریت میکند، ارزآوری دارد و اجازه نمیدهد تحریم اقتصادش را متوقف کند، از قدرت اقتصادی برخوردار است. بنابراین پاسخ به تهدیدهای خارجی فقط یک پاسخ سیاسی یا نظامی نیست؛ یک پاسخ اقتصادی قدرتمند نیز لازم است. اقتصاد ایران در برابر یک انتخاب بزرگ قرار دارد: یا اجازه دهد فشار خارجی به بیثباتی داخلی تبدیل شود، یا از این فشار برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد و ساختن اقتصادی مقاومتر استفاده کند.
راه دوم آسان نیست؛ اما تاریخ ایران بارها نشان داده است که سختی، پایان راه نیست.
باید برخاست و باید عبور کرد. با انسجام مردم، با تدبیر دولت، با توان تولیدکنندگان و با ابتکار فعالان اقتصادی.
و مسیر این عبور را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: در میدان، بازدارندگی؛ در جامعه، انسجام؛ در اقتصاد، اصلاحات؛ و در تجارت خارجی، ابتکار. تا اقتصاد ایران بتواند از زیر فشار بیرون بیاید و تهدید را به فرصت، فشار را به توان و ایستادگی را به اقتدار ملی تبدیل کند.