به گزارش “راهبرد انرژی“،همیشه با خودم، دقیقاً در همه این سالها که از پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله میگذرد، فکر میکنم که اگر هدف صدام نابودی خوزستان بود! مگر پس از جنگ ما با خوزستان چه کردیم؟ مدیریت منابع آب کشور که در ذیل پیمانکاران انحصاری نظامی تعریف شد با شهوت سدسازی و تفکر سازهای، رودخانههای جاری در پهنه جلگه سبز خوزستان را خشکاندند و آورد طبیعی چند هزار ساله به تالابها و بستر سرزمینی خوزستان را قطع کردند و تهمانده آب شیرین آن را نیز با تونلسازی و خطوط لوله با مقصد فلات مرکزی و دره دزدان به یغما بردند و نهایتاً در کانالهای رودخانهای شوکران فاضلاب شهری و صنعتی و بیمارستانی ریختند. از سوی دیگر، فلرهای نفتی و صنایع فولادی، با تولید سیاه خود نفس خوزستان را گرفتند. همچنین در دلتای خلیجفارس، زنجیره پتروشیمیهای ماهشهر، بحر تاریخی نیلگون ما را لبریز از سموم مرگبار ساختند. در نتیجه فقر و بیکاری، در شمال خوزستان هزاران بلوط: زغال و در جنوب خوزستان هزاران نخل: سر بریده شد. هورالعظیم و تالاب شادگان که ریههای تنفسی و اولین سد دفاعی محیط زیستی ایران بهشمار میرفتند، تشنه ماندند و به منبع ریزگردها تبدیل گردیدند. افتضاح سد گتوند، آب شیرین کارون را برای همیشه تلخ و دو میلیون هکتار زمین آماده کشت خوز را نمکین و لمیزرع نمود. شوربختانه در خوز آنچنان حجمی از جنایت علیه محیط زیست رخ داده که تو گویی این فهرست تروریستی از حوصله این نوشتار و دهها نوشتار دیگر خارج است.پس، از آخرین فقره ظلم محیط زیستی علیه خوزستان میگوییم، بلکه وجدانهای خفته و چشمهای خوابآلود ناظران، بیدار شوند: یعنیمیدان نفتی سهراب. که حالا بکرترین و شیرینترین حوضچه تالاب هورالعظیم را هدف قرار داده است: حوضچه یک.در طرح اولیه وزارت نفت، ۲۵ پد در دل آب وجود داشته که مخزن را بهطور کامل نابود میکرده است. محیط زیست میگوید، پدها را به ۶ و آنهم در نزدیکی دایک مرزی انتقال داده است.محیط زیست میگوید تعداد چاهها را از ۳۶ به ۲۴ حلقه کاهش داده و مساحت اشغالی به ۱۸ هکتار رسیده است.محیط زیست مدعی است، لولههای انتقال نفت کامپوزیتی و ضدشکستگی شده تا خطر نشت به صفر برسد. نفت هم متعهد شده در ازای نابودی این ۱۸ هکتار، بخش دیگری از تالاب را احیا کند.واقعیت اما این است؛ ۱۸ هکتاری که قرار است نفت در مخزن شماره یک هورالعظیم نابود کند، که عملاً احیا آن تا ابد ممکن نخواهد بود، متمرکز نبوده و در یک پهنه ۴۰ کیلومتری پراکنده است. و این یعنی مغالطه ۱۸ هکتاری. شما بدانید که همه مخزن زیر متهها، فلرها، جادههای دسترسی، دیوارهها و ژنراتورها نابود قطعی خواهد شد.بگذارید صریحتر قصه را بشکافم. نفت تکنولوژی یا هزینه انجام حفاری دوربرد و زاویهدار از خشکی را ندارد. فلذا این روش گران بینالمللی را کنار گذاشت و وارد استخراج نفت در بستر تالاب شد. بدون توجه به اثرات مخرب زیستمحیطی که دامنگیر بومزاد خوزستان خواهد شد.ضمناً اگر مدیران و کارشناسان محیط زیست فراموشکارند، ما نیستیم، تجربه تلخ فعالیت میدان نفتی آزادگان نشان داد که تعهدات نفت پشیزی ارزش ندارد، ادعای نظارت محیط زیست و راستیآزمایی تعهدات نفت هم خیال خامی در اجرا، بیشتر نیست. فلذا در صورت اجرای میدان نفتی سهراب، نابودی قلب تالاب هورالعظیم قطعی خواهد بود.صدور مجوز شروع کار میدان نفتی سهراب در مخزن شماره یک تالاب هورالعظیم، تیر خلاص به این تالاب حیاتی و آغاز شمارش معکوس مرگ خوزستان است. ما گفتیم که در برابر قاضی عادل تاریخ شرمسار نباشیم. همین.