شنبه 31 مرداد 1405 – Saturday 22 August 2026

ساعت: 23:17

تنگه هرمز و سناریوهای بازار جهانی اوره

اگر اختلال تنگه هرمز هم‌زمان موجب افزایش قیمت گاز طبیعی، نفت، حمل‌ونقل و کود شود، تولیدکنندگان اروپایی و آسیایی نیز با افزایش هزینه تولید مواجه خواهند شد. در این وضعیت، بحران دیگر فقط «بحران صادرات اوره خلیج فارس» نیست؛ بلکه به یک بحران جهانی هزینه تولید کود تبدیل می‌شود.
دکتر محمد دامغانیان/کارشناس بازار بین المللی انرژی

به گزارش “راهبرد انرژی“، تنگه هرمز طی دهه‌های گذشته عمدتاً به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انتقال نفت و گاز در جهان شناخته شده است؛ بااین‌حال، تحولات سال ۲۰۲۶ نشان داد اهمیت این آبراه بسیار فراتر از بازار انرژی است. تنگه هرمز یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی کودهای شیمیایی، به‌ویژه اوره، آمونیاک و گوگرد، نیز محسوب می‌شود. ازاین‌رو، هرگونه اختلال پایدار در عبور کشتی‌ها از این مسیر می‌تواند از یک بحران لجستیکی منطقه‌ای به یک شوک عرضه در بازار جهانی کود و در نهایت به مسئله‌ای مرتبط با امنیت غذایی تبدیل شود.

بر اساس داده‌های منتشرشده توسط سازمان تجارت جهانی (WTO)، جریان محموله‌های کود از طریق تنگه هرمز پس از آغاز بحران در فوریه ۲۰۲۶ عملاً متوقف شد. قیمت جهانی اوره که پیش از بحران در محدوده حدود ۴۰۰ دلار به ازای هر تن قرار داشت، در آوریل به بیش از ۸۵۰ دلار رسید و سپس با کاهش نسبی تنش‌ها تا حدود ۴۵۳ دلار در ژوئن عقب‌نشینی کرد.

اهمیت موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۹.۲ میلیون تن اوره از تنگه هرمز عبور کرده است. در همان سال، کشورهای منطقه خلیج فارس حدود ۴۳ درصد از صادرات جهانی اوره را در اختیار داشتند.  بنابراین، مسئله فقط توقف صادرات یک یا دو کشور نیست؛ بلکه اختلال در هرمز می‌تواند بخش قابل‌توجهی از ساختار عرضه بین‌المللی اوره را تحت تأثیر قرار دهد.

 

چرا تنگه هرمز برای بازار اوره اهمیت دارد؟

اوره یک کالای استراتژیک در زنجیره کشاورزی جهان است. تولید آن به آمونیاک وابسته است و آمونیاک نیز در فرآیند هابر–بوش عمدتاً با استفاده از گاز طبیعی تولید می‌شود. در نتیجه، بازار اوره هم‌زمان تحت تأثیر سه متغیر قرار دارد:

  1. قیمت و دسترسی به گاز طبیعی؛
  2. ظرفیت تولید آمونیاک و اوره؛
  3. هزینه و امکان حمل‌ونقل دریایی.

منطقه خلیج فارس به دلیل برخورداری از منابع گسترده گاز طبیعی و سرمایه‌گذاری سنگین در صنایع پتروشیمی، به یکی از مراکز اصلی تولید کودهای نیتروژنه جهان تبدیل شده است.

برآوردهای منتشرشده در یک مطالعه دانشگاهی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۹ میلیون تن کود و خوراک مرتبط با تولید کود از تنگه هرمز عبور کرده که شامل حدود ۱۹.۲ میلیون تن اوره، ۱۱.۱ میلیون تن گوگرد، ۳.۵ میلیون تن آمونیاک و مقادیر قابل‌توجهی DAP و MAP بوده است.

از این منظر، تنگه هرمز تنها یک مسیر حمل‌ونقل نیست؛ بلکه حلقه اتصال میان گاز، پتروشیمی، کود، کشاورزی و امنیت غذایی در اقتصاد جهانی است.

 

ایران و بحران صادرات اوره

ایران یکی از تولیدکنندگان مهم اوره در منطقه خلیج فارس است و مزیت اصلی آن دسترسی به خوراک گاز طبیعی و برخورداری از مجموعه‌ای از مجتمع‌های پتروشیمی تولیدکننده اوره و آمونیاک است.

اهمیت ایران در این بازار تنها به میزان تولید محدود نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از اوره تولیدشده در ایران ماهیت صادراتی دارد و بازارهای آسیایی، آفریقایی و منطقه‌ای از مقاصد مهم آن محسوب می‌شوند.

بنابراین، زمانی که عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز دچار اختلال می‌شود، مسئله برای تولیدکننده ایرانی صرفاً «عدم امکان فروش» نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از مشکلات ایجاد می‌شود:

در ژوئیه ۲۰۲۶، مؤسسه ICIS گزارش کرد که حدود ۸۵۰ هزار تن اوره در ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در اثر اختلال مجدد در هرمز گرفتار شده بود که حدود ۵۰۰ هزار تن آن در ایران قرار داشت.

این مسئله نشان می‌دهد که حتی اگر مجتمع پتروشیمی بتواند به تولید خود ادامه دهد، نبود مسیر صادراتی مطمئن می‌تواند به همان اندازه محدودیت تولید، برای بازار مشکل‌ساز شود.

 

بحران عرضه؛ تفاوت هرمز با شوک‌های قبلی بازار اوره

بحران تنگه هرمز از یک جهت با شوک بازار کود پس از جنگ اوکراین تفاوت اساسی دارد. در بحران ۲۰۲۲، بخشی از تجارت محصولات روسیه از طریق تغییر مسیرهای تجاری و یافتن خریداران جدید ادامه پیدا کرد. اما در مورد تولیدکنندگان خلیج فارس، مشکل اصلی دسترسی فیزیکی به مسیر دریایی جایگزین است.

مطالعات NDSU نشان می‌دهد که طی سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، به‌طور متوسط ماهانه حدود ۰.۹ تا ۱.۷ میلیون تن اوره از خلیج فارس از طریق هرمز خارج می‌شده است. همچنین کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ میلیون تن از صادرات جهانی اوره را به خود اختصاص داده بودند.

این یعنی در صورت بسته‌شدن یا اختلال جدی در هرمز، مسئله را نمی‌توان به‌سادگی با افزایش تولید در سایر مناطق جبران کرد.

حتی اگر تولیدکنندگان آمریکای شمالی، شمال آفریقا، روسیه، چین و سایر مناطق ظرفیت خود را افزایش دهند، افزایش سریع عرضه با محدودیت‌هایی مانند ظرفیت تولید، خوراک گاز، حمل‌ونقل، بنادر، قراردادهای موجود و زمان لازم برای تغییر جریان تجاری مواجه است.

 

اثر مستقیم بحران تنگه هرز بر قیمت اوره

بازار اوره در برابر اختلال عرضه بسیار حساس است. دلیل این حساسیت، محدود بودن ظرفیت مازاد تولید و همچنین وابستگی شدید قیمت تمام‌شده به گاز طبیعی است.

داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد که قیمت اوره در آوریل ۲۰۲۶ به بالاتر از ۸۵۰ دلار در هر تن رسید؛ یعنی حدود ۸۰ درصد بالاتر از فوریه و بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۲.

WTO نیز گزارش کرده است که قیمت اوره در فاصله پیش از بحران تا آوریل تقریباً دو برابر شد؛ سپس با کاهش نسبی اختلالات، در ژوئن تا حدود ۴۵۳ دلار کاهش یافت.

این رفتار قیمتی یک نکته مهم را نشان می‌دهد: «بازار اوره صرفاً به میزان واقعی کمبود واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه به «ریسک کمبود آینده» نیز قیمت می‌دهد.»

به عبارت دیگر، حتی اگر امروز موجودی کافی در برخی بازارها وجود داشته باشد، احتمال توقف صادرات ایران، قطر یا عربستان می‌تواند معامله‌گران را به خرید زودهنگام وادار کند. همین رفتار، قیمت‌ها را پیش از وقوع کمبود واقعی افزایش می‌دهد.

 

تاثیر بحران تنگه هرمز بر کشورهای واردکننده اوره

تأثیر اختلال تنگه هرمز در همه کشورها یکسان نیست. کشورهایی که تولید داخلی اوره محدودی دارند و وابستگی بالایی به واردات دارند، آسیب‌پذیرتر هستند. از مهم‌ترین مناطق در معرض ریسک می‌توان به بخش‌هایی از ازارهای زی اشاره کرد:

– جنوب آسیا؛

– شرق و جنوب‌شرقی آسیا؛

– آفریقا؛

– خاورمیانه خارج از کشورهای تولیدکننده؛

– و برخی بازارهای اروپایی.

سازمان تجارت جهانی نیز هشدار داده است که اقتصادهای آفریقایی و آسیایی به دلیل وابستگی بیشتر به واردات کود، در برابر کاهش عرضه و افزایش قیمت آسیب‌پذیرتر هستند.

در این شرایط، خریداران بزرگ مانند هند می‌توانند با افزایش خریدهای اضطراری، فشار بیشتری بر بازار جهانی وارد کنند. هنگامی که یک واردکننده بزرگ برای تأمین حجم موردنیاز خود وارد بازار می‌شود، عرضه آزاد موجود برای سایر خریداران کاهش می‌یابد و قیمت‌ها در بازارهای مختلف افزایش پیدا می‌کند.

 

از بازار اوره تا بازار غذا

مهم‌ترین پیامد بحران هرمز ممکن است نه در بازار پتروشیمی، بلکه در بازار مواد غذایی ظاهر شود. اوره یکی از اصلی‌ترین منابع نیتروژن برای کشاورزی است. کاهش مصرف کود نیتروژنه می‌تواند در برخی محصولات و مناطق باعث کاهش عملکرد در واحد سطح شود. این رابطه را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

 

اختلال تنگه هرمز ← کاهش عرضه اوره ← افزایش قیمت کود ← کاهش قدرت خرید کشاورزان ← کاهش مصرف کود ← احتمال کاهش عملکرد محصولات ← افزایش قیمت مواد غذایی

البته این فرآیند فوری و یکسان نیست. کشاورزان ممکن است برای یک یا چند فصل از موجودی قبلی استفاده کنند، کودهای دیگر را جایگزین کنند یا میزان مصرف را کاهش دهند. اما اگر اختلال طولانی شود، اثر آن بر تولید کشاورزی می‌تواند جدی‌تر شود.

یک مطالعه منتشرشده در Journal of the Science of Food and Agriculture نیز بحران هرمز را اساساً یک «شوک نهاده‌های کشاورزی» ارزیابی کرده و بر خطر کاهش دسترسی و توان خرید کود برای کشاورزان تأکید کرده است.

 

اثر دومینویی؛ آمونیاک و گوگرد نیز درگیر هستند

تمرکز بازار معمولاً بر اوره است، اما بحران هرمز یک بحران چندمحصولی است. در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱.۱ میلیون تن گوگرد و ۳.۵ میلیون تن آمونیاک از این مسیر عبور کرده است.

این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا گوگرد در زنجیره تولید کودهای فسفاته نقش دارد. بنابراین اختلال در صادرات گوگرد می‌تواند حتی بر کشورهایی که مستقیماً اوره وارد نمی‌کنند نیز اثر بگذارد. به بیان دیگر، بحران هرمز دو کانال متفاوت دارد:

کانال اول: اختلال مستقیم در صادرات اوره ← افزایش قیمت اوره.

کانال دوم: اختلال در صادرات گوگرد و آمونیاک ← افزایش هزینه تولید سایر کودها ← افزایش قیمت DAP، MAP و محصولات مرتبط.

بنابراین، اثر نهایی بحران می‌تواند بسیار گسترده‌تر از بازار اوره باشد.

 

نقش چین و سایر تولیدکنندگان در کنترل بحران

یکی از متغیرهای کلیدی در ادامه بحران، واکنش تولیدکنندگان خارج از منطقه خلیج فارس است. چین یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان اوره جهان است و سیاست صادراتی آن می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر تعادل عرضه و تقاضای جهانی داشته باشد. هرگونه افزایش صادرات چین می‌تواند بخشی از کمبود ایجادشده در خلیج فارس را جبران کند؛ در مقابل، محدودیت صادرات چین می‌تواند فشار صعودی بر قیمت‌ها را تشدید کند.

WTO گزارش کرده است که پس از بحران هرمز، اقدامات تجاری از جمله مجوزهای صادراتی، محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های صادراتی نیز تشدید شد و این اقدامات در مقطعی می‌توانست تا ۱۵ درصد تجارت جهانی کود را تحت تأثیر قرار دهد. اگر صادرات کشورهای خلیج فارس را نیز به‌طور کامل محدودشده فرض کنیم، سهم تجارت تحت تأثیر به حدود ۲۳.۳ درصد می‌رسد.

بنابراین، قیمت نهایی اوره فقط تابع وضعیت هرمز نیست؛ بلکه تابع واکنش هم‌زمان چین، هند، روسیه، مصر، الجزایر، آمریکا و سایر تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان بزرگ خواهد بود.

 

سناریوهای پیش‌روی بازار جهانی اوره

سناریوی اول: بازگشت پایدار کشتیرانی: در این حالت، ریسک حمل‌ونقل کاهش یافته و صادرات ایران، قطر و سایر کشورهای خلیج فارس به‌تدریج از سر گرفته می‌شود.

پیامدهای محتمل:

– افزایش عرضه فیزیکی؛

– کاهش پریمیوم ریسک؛

– کاهش هزینه حمل و بیمه؛

– کاهش خریدهای احتیاطی؛

– فشار نزولی بر قیمت اوره.

تجربه ژوئن ۲۰۲۶ نشان داد که حتی بهبود نسبی عبور کشتی‌ها می‌تواند باعث کاهش قابل‌توجه فشار قیمتی شود. پس از توافق موقت ژوئن، حدود ۴۲۷ هزار تن اوره از هرمز خارج شد، هرچند جریان تجارت همچنان بسیار پایین‌تر از شرایط عادی باقی ماند.

سناریوی دوم: اختلال طولانی‌مدت

اگر ناامنی دریایی ادامه پیدا کند، بازار وارد مرحله‌ای متفاوت می‌شود.

 

در این شرایط:

– موجودی کشورهای واردکننده کاهش می‌یابد؛

– خریداران وارد خریدهای اضطراری می‌شوند؛

– نرخ حمل افزایش پیدا می‌کند؛

– هزینه بیمه کشتی‌ها بالا می‌رود؛

– تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس با افزایش تقاضا مواجه می‌شوند؛

– و قیمت اوره می‌تواند مجدداً به سمت سطوح بسیار بالا حرکت کند.

 

سناریوی سوم: بحران ترکیبی انرژی و کود

این خطرناک‌ترین سناریو است.

اگر اختلال تنگه هرمز هم‌زمان موجب افزایش قیمت گاز طبیعی، نفت، حمل‌ونقل و کود شود، تولیدکنندگان اروپایی و آسیایی نیز با افزایش هزینه تولید مواجه خواهند شد.

در این وضعیت، بحران دیگر فقط «بحران صادرات اوره خلیج فارس» نیست؛ بلکه به یک بحران جهانی هزینه تولید کود تبدیل می‌شود.

 

پیامدهای بحران برای ایران

از منظر ایران، اختلال هرمز یک مسئله دووجهی است.

فرصت

افزایش قیمت جهانی اوره در کوتاه‌مدت می‌تواند ارزش اقتصادی هر تن محصول صادراتی ایران را افزایش دهد. اگر مسیر صادراتی باز باشد، تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی می‌توانند از افزایش قیمت جهانی بهره‌مند شوند.

 

تهدید

اما اگر افزایش قیمت با عدم امکان حمل همراه باشد، قیمت بالاتر لزوماً به معنای درآمد بیشتر نیست.

برای صادرکننده، فرمول اقتصادی واقعی چیزی شبیه این است:

 

قیمت فروش جهانی – هزینه حمل – بیمه – ریسک مالی – هزینه تأخیر – هزینه لجستیکی = حاشیه سود واقعی

اگر کشتی حاضر نباشد در منطقه بارگیری کند، یا هزینه بیمه و حمل به‌طور شدید افزایش یابد، بخشی از افزایش قیمت اوره عملاً توسط هزینه‌های لجستیکی جذب خواهد شد.

به همین دلیل، در شرایط بحران، دسترسی به کشتی و مسیر صادراتی به اندازه خود محصول اهمیت پیدا می‌کند.

 

تغییر رفتار خریداران و معامله‌گران

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بحران تنگه هرمز، تغییر ساختار معاملات اوره است.

در شرایط عادی، خریدار می‌تواند بر اساس قیمت FOB یا CFR تصمیم‌گیری کند. اما در شرایط بحرانی، پارامترهای دیگری وارد معامله می‌شوند:

– بندر بارگیری؛

– مدت اعتبار قیمت؛

– وضعیت کشتی؛

– بیمه جنگ؛

– امکان تغییر مسیر؛

– زمان حمل؛

– کشور مبدأ؛

– امکان پرداخت؛

– ریسک تحریم و تطبیق بانکی؛

– و قابلیت اجرای قرارداد.

در نتیجه، ممکن است یک محموله اوره با قیمت FOB پایین‌تر، از یک محموله گران‌تر اما با مسیر حمل مطمئن، اقتصادی‌تر نباشد.

این موضوع برای شرکت‌های تجارت بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در بازار بحران‌زده، قیمت اسمی محصول دیگر تنها معیار رقابت نیست و قابلیت تحویل به یک مزیت تجاری تبدیل می‌شود.

 

چشم‌انداز قیمت اوره

داده‌های سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بازار اوره می‌تواند در مدت کوتاهی نوسانات بسیار شدیدی داشته باشد. قیمت از حدود ۴۰۰ دلار در ابتدای بحران به بیش از ۸۵۰ دلار در آوریل رسید و سپس با کاهش نسبی فشار بازار پایین آمد.

بنابراین پیش‌بینی قیمت باید به‌جای یک عدد ثابت، بر اساس سناریو انجام شود.

متغیر| اثر بر قیمت اوره

بازگشت پایدار کشتیرانی از هرمز| نزولی

ادامه اختلال در صادرات ایران و خلیج فارس| صعودی

افزایش صادرات چین| نزولی

محدودیت صادرات چین| صعودی

افزایش قیمت گاز طبیعی| صعودی

کاهش تقاضای کشاورزی| نزولی

خرید اضطراری هند و سایر واردکنندگان بزرگ| صعودی

افزایش نرخ حمل و بیمه| صعودی

کاهش موجودی انبارها| صعودی

بنابراین، در ماه‌های آینده ریسک نوسان احتمالاً به اندازه سطح مطلق قیمت اهمیت خواهد داشت.

 

نتیجه‌

بحران اختلال در صادرات اوره از تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً یک مشکل حمل‌ونقل دریایی یا یک مسئله منطقه‌ای دانست. تنگه هرمز در ساختار تجارت جهانی کود، جایگاهی استراتژیک دارد و بخش قابل‌توجهی از صادرات اوره، آمونیاک و گوگرد جهان از این مسیر عبور می‌کند.

آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد حدود ۱۹.۲ میلیون تن اوره از هرمز عبور کرده و کشورهای خلیج فارس حدود ۴۳ درصد صادرات جهانی اوره را در اختیار داشته‌اند.  به همین دلیل، هرگونه اختلال پایدار در این مسیر می‌تواند یک شوک عرضه در بازار جهانی ایجاد کند.

 

تجربه سال ۲۰۲۶ نیز این حساسیت را به‌وضوح نشان داد: قیمت اوره در فاصله کوتاهی تقریباً دو برابر شد و به بیش از ۸۵۰ دلار در هر تن رسید، در حالی که بخش قابل‌توجهی از تجارت کود از منطقه متوقف شده بود.

از منظر بازار، مسئله اصلی در ماه‌های آینده این خواهد بود که آیا جریان صادرات از خلیج فارس به وضعیت پایدار بازمی‌گردد یا خیر. اگر بازگشت صادرات پایدار باشد، فشار قیمتی می‌تواند کاهش پیدا کند؛ اما اگر اختلال ادامه یابد، ترکیب کاهش عرضه، افزایش هزینه حمل، افزایش قیمت انرژی و خریدهای احتیاطی می‌تواند بازار اوره را وارد یک دوره جدید از قیمت‌های بالا و نوسان شدید کند.

در این میان، ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. کشور نه‌تنها یکی از تولیدکنندگان مهم منطقه‌ای اوره است، بلکه بخشی از ظرفیت صادراتی آن به مسیر دریایی هرمز وابسته است. بنابراین، برای صنعت اوره ایران، مسئله اصلی صرفاً افزایش قیمت جهانی نیست؛ بلکه توانایی تبدیل این قیمت بالاتر به صادرات واقعی، تحویل مطمئن و درآمد قابل وصول است.

در نهایت، بحران هرمز یک پیام روشن برای بازار جهانی دارد: امنیت غذایی جهان تا حدی به امنیت مسیرهای تجاری وابسته است که پیش از این عمدتاً از منظر انرژی مورد توجه قرار می‌گرفتند. ازاین‌رو، تنوع‌بخشی به منابع تولید، توسعه مسیرهای حمل جایگزین، ایجاد ذخایر استراتژیک کود و کاهش وابستگی بیش از حد به یک کریدور تجاری، از مهم‌ترین الزامات افزایش تاب‌آوری بازار جهانی اوره در سال‌های آینده خواهد بود.

 

منبع: www.cesis.center

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی