به گزارش “راهبرد انرژی“، دولت ایالات متحده بارها ادعا کردهاست که تولید عظیم نفت آمریکا، این کشور را در برابر شوکهای قیمتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز «مصون» میکند. نویسنده میگوید معلوم نیست آنها از روی حماقت چنین میگویند یا خیانت، اما در هر صورت «اشتباه میکنند.» به دلیل آنکه قیمت نفت توسط «تعامل عرضه و تقاضا در بازار جهانی» تعیین میشود، نه میزان تولید داخلی یک کشور.
اقتصاددانان بازار نفت را به «یک وان حمام عظیم با شیرهای آب (تولیدکنندگان) و زهکشها (مصرفکنندگان)» تشبیه میکنند. اینکه کدام مولکول از کدام شیر وارد کدام زهکش میشود، مهم نیست. آنچه قیمت را تعیین میکند «سطح کلی نفت در وان» (عرضه جهانی) است. بسته شدن تنگه هرمز حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز (۱۰ درصد عرضه ۱۰۰ میلیون بشکهای روزانه) را به طور ناگهانی از وان خارج کرده است. این کاهش سطح، قیمت را برای «همه کشورهای متصل به بازار جهانی نفت» (از جمله آمریکا) افزایش میدهد، صرف نظر از اینکه آیا مستقیماً نفت خلیج فارس را مصرف میکنند یا نه.
نویسنده میگوید «جریان نفتکشهای خالی که برای بارگیری نفت آمریکا از اقیانوس اطلس عبور میکنند (چیزی که رئیس جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی خود به آن مباهات میکرد) دقیقاً همان سازوکار انتقال شوک به آمریکاست.» این نفتکشها اکنون برای فروش به آسیا (جایی که قیمتها بالاتر است) به سمت آمریکا میآیند و محمولههای آمریکایی را از بازار داخلی خارج میکنند. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) برای هفته منتهی به ۲۴ آوریل کاهش عظیم ۶.۲ میلیون بشکهای از ذخایر نفت آمریکا را نشان میدهد که تأیید میکند این انحراف (تغییر مسیر به آسیا) «از قبل در حال وقوع است.» EIA تخمین میزند میانگین قیمت بنزین آمریکا در آوریل به ۴.۲۴ دلار در هر گالن جهش کرده است (از ۳.۷۷ دلار در مارس و ۳.۰۳ دلار در فوریه، پیش از جنگ).
«شدت نفتی» یعنی مقدار نفتی که اقتصاد برای تولید هر واحد تولید ناخالص داخلی میسوزاند. آمریکا «دوبرابر اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد بیشتر از چین، و ۲۰ درصد بیشتر از روسیه» نفت مصرف میکند (که این برای یک پترواستیت واقعاً شگفتآور است). دو عامل:
· فرهنگ عشق به خودرو (automobile-loving culture) و وابستگی بیشتر سیستم حملونقل به خودرو.
· عقبماندگی در گذار به خودروهای برقی (EV). چین به دلایل راهبردی (درک مزایای امنیتی جدا کردن سیستم ترانزیت از بازار جهانی نفت مستعد شوک) مدتهاست خودروهای برقی و ریلی برقی را ترویج کرده است.
مصرف نفت یک «ضرورت» است که نمیتوان آن را سریع کاهش داد. خانوادههای آمریکایی در خانهای که زندگی میکنند زندگی میکنند، ماشینی که دارند را دارند و باید سر کار بروند. بنابراین قیمت بالای بنزین، آنها را مجبور میکند «هزینههای خود را در همه چیز دیگر کاهش دهند» که منجر به شوک تقاضای عظیم برای همه کالاهای دیگر میشود. هزینههای حملونقل اقلامی مانند غذا و پوشاک نیز افزایش مییابد و تورم را تشدید میکند. نویسنده هشدار میدهد: «اغراق نیست اگر بگوییم نتیجه میتواند یک ذوب اقتصادی جهانی (global economic meltdown) باشد.» شوکهای قیمت نفت با رکودهای اقتصادی مرتبط هستند: ۱۰ رکود از ۱۲ رکود پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا، بلافاصله با جهش قیمت نفت پیشی گرفته شده است.
در کوتاهمدت، تنها راهحل «توافق با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز است، و هرچه زودتر بهتر.» با افزایش اختلال و جهش قیمتها در آمریکا، قدرت چانهزنی ایالات متحده در برابر ایران سقوط خواهد کرد. هر هزینهای که آمریکا برای بازگشایی هرمز باید به ایران بپردازد، با وخامت بحران نفت «چند برابر خواهد شد.» نویسنده نتیجه میگیرد: «زمان به نفع آمریکا نیست.» در بلندمدت، آمریکا باید استراتژی چین (کاهش ریسک از نفت از طریق سیاستهای دولتی برای تشویق گذار از خودروهای بنزینی) را کپی کند.