به گزارش “راهبرد انرژی“، چین بین دو سناریوی فاجعهبار گیر افتاده است. از یک سو، پیروزی ایران و بستن تنگه هرمز به معنای گروگان گرفتن امنیت انرژی چین توسط ایران و تبدیل شدن پکن به «کشوری وابسته» به تهران است. از سوی دیگر، شکست ایران و تحکیم هژمونی آمریکا و اسرائیل در منطقه، منافع حیاتی و سرمایهگذاریهای کلان چین در کشورهای حاشیه خلیج فارس (مانند عربستان و امارات) را در معرض فشار واشنگتن قرار میدهد.
چین با ۱.۳۹ میلیارد بشکه نفت در ذخایر استراتژیک، تنها تا حدود ژوئن ۲۰۲۶ (حدود خرداد ۱۴۰۵) ذخیره کافی دارد. برخلاف ژاپن، کره جنوبی یا اروپا که میتوانند به ذخایر و نفت آمریکا (یا ونزوئلا) روی بیاورند، پکن به دلیل رقابت ژئوپلیتیک با واشنگتن، نمیتواند امنیت انرژی خود را به آمریکا وابسته کند. بنابراین بسته ماندن تنگه هرمز برای چین یک «تهدید وجودی» است.
جنگ ایران نه تنها واردات نفت چین (۵۵٪ نفت خام از خلیج فارس) را مختل کرده، بلکه زنجیرههای دیگر را نیز نشانه رفته است: قطع کودهای شیمیایی از خلیج فارس (۳۰-۳۵٪ اوره جهانی) امنیت غذایی چین را تهدید میکند. همچنین حملات ایران به زیرساختهای گاز قطر، تأمین هلیوم (ماده کلیدی در ساخت تراشههای پیشرفته نیمههادی) را قطع کرده و برنامه چین برای خودکفایی در تولید چیپهای هوش مصنوعی را به خطر انداخته است.
پکن نمیتواند اجازه دهد ایران کاملاً پیروز شده یا بهکلی شکست بخورد. بهترین گزینه برای چین «حمایت حسابشده» از ایران (فقط به اندازه بقای آن برای حفظ موازنه قدرت) و همزمان رهبری یک «ائتلاف چندجانبه از کشورهای جنوب جهانی» برای باز کردن تنگه هرمز تحت عنوان آزادی کشتیرانی است. این اقدام ضمن خنثیسازی وابستگی به ایران، نقش آمریکا را به عنوان ضامن امنیت تجارت جهانی تضعیف کرده و نظم چندقطبی مورد نظر پکن را تقویت میکند.