به گزارش “راهبرد انرژی“،محسن پاکنژاد، وزیر نفت پرحاشیه دولت چهاردهم بار دیگر و در تازهترین اقدام غیر قابل توجیه مدیریتی خود، حسینزاده را از ریاست صندوق بازنشستگی صنعت نفت برکنار و سخاوت اسدی را جایگزین او کرد؛ تصمیمی که بیش از آنکه به پرسشهای موجود درباره مدیریت این صندوق پاسخ دهد، بر دامنه ابهامات افزوده است.
در کمتر از دو سال، ریاست یکی از بزرگترین مجموعههای اقتصادی کشور سه بار تغییر کرده است؛ ابتدا سعید خوشرو که پس از حدود هفت ماه از ریاست صندوق استعفاء داد ، سپس حسینزاده که پس از حدود ۱۴ ماه برکنار شد و اکنون سخاوت اسدی که به ریاست صندوق منصوب شده است.
این حجم از تغییر در رأس صندوقی با بیش از ۸۵۰ همت دارایی خالص و بیش از ۵۰ شرکت، دیگر نمیتواند یک جابهجایی معمول اداری تلقی شود.مسئله مهمتر آن است که درباره مدیر جدید، یعنی سخاوت اسدی، پرسشها و شبهات جدی درباره سابقه شرکتداری و تجربه اداره بنگاههای اقتصادی بزرگ مطرح است. چگونه ممکن است مدیریت مجموعهای با چنین حجم عظیمی از دارایی و دهها شرکت تخصصی و اقتصادی در فاصلهای کوتاه میان چند مدیر جابهجا شود، بدون آنکه وزارت نفت توضیح دهد معیار انتخاب این مدیران چه بوده است؟صندوق بازنشستگی صنعت نفت، یک اداره دولتی معمولی نیست.
این مجموعه، سرمایه مستقیم کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت است و بر اساس اساسنامه مصوب هیئت وزیران، وزیر نفت ریاست هیئت امنای آن را بر عهده دارد. بنابراین، مسئولیت هر تغییر مهم در ساختار مدیریتی صندوق، مستقیماً متوجه وزیر نفت است.
آقای پاکنژاد باید پاسخ دهد که آیا این تغییرات بر اساس یک نقشه راه مشخص و برنامه کارشناسی انجام شده یا صندوق بازنشستگی نفت به محلی برای آزمون و خطای مدیریتی و یا حتی معاملات سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است؟در آغاز دوره وزارت پاکنژاد، انتصاب مدیرانی باسابقه و شناختهشده در صنعت نفت، از جمله علی کاردر، حمیدرضا عراقی، احمد نصیری و سعید خوشرو، این انتظار را ایجاد کرد که قرار است اداره صندوق بر پایه تجربه، تخصص و شناخت عمیق از صنعت نفت دنبال شود. اما این رویکرد تنها مدت کوتاهی دوام آورد.
سعید خوشرو پس از حدود هفت ماه با استعفاء همراه با اعتراض از مجموعه جدا شد و پس از آن، تغییرات مدیریتی در صندوق و شرکتهای تابعه شتاب گرفت.حسینزاده نیز پس از حدود ۱۴ ماه از ریاست صندوق کنار گذاشته شد و اکنون سخاوت اسدی به این سمت منصوب شده است. این پرسش ساده اما اساسی همچنان بیپاسخ است: چرا در کمتر از دو سال، سه نفر برای اداره این مجموعه انتخاب شدهاند؟ آیا هر سه انتصاب بر مبنای یک برنامه واحد انجام شدهاند یا هر تغییر مدیر، به معنای تغییر دوباره سیاستها، مدیران و اولویتهای صندوق است؟این پرسشها زمانی جدیتر میشود که به هلدینگ اهداف و شرکتهای زیرمجموعه آن برسیم؛ مجموعهای که مدیریت بخش قابل توجهی از داراییهای کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت را بر عهده دارد.
انتصابات انجامشده در این هلدینگ و شرکتهای مرتبط با پروژههای پتروپالایش کنگان، سروش مهستان، آلای مهستان و نگین مهستان نیز نیازمند توضیح روشن درباره معیارهای انتخاب مدیران و اعضای هیئتمدیره است.«صفحه اقتصاد» حدود دو ماه پیش ۳۵ سؤال مستند را در پنج محور برای وزیر نفت ارسال کرد؛ از فروش نفت و بازگشت ارز حاصل از صادرات تا توسعه میادین، افزایش تولید و انتصابات در وزارت نفت و مجموعههای وابسته.
با وجود گذشت نزدیک به دو ماه، پاسخی به این پرسشها داده نشد.نخستین محور این پرسشها موضوع انتصابات و از جمله عزل و نصب های سئوال برانگیز در صندوق بازنشستگی صنعت نفت بود؛ مجموعهای که با بیش از ۸۵۰ همت دارایی خالص، نمیتواند با سکوت و پاسخهای کلی اداره شود. امروز، با تغییر دوباره رئیس صندوق، این پرسشها نهتنها بیاعتبار نشدهاند، بلکه فوریت بیشتری پیدا کردهاند.
آقای وزیر! اگر عملکرد حسینزاده مطلوب نبود، چرا ۱۴ ماه برای اصلاح آن زمان صرف شد؟ اگر مطلوب بود، چرا برکنار شد؟ اگر سخاوت اسدی بهترین گزینه برای اداره صندوق است، معیار این انتخاب چیست؟ سابقه اداره کدام بنگاه بزرگ اقتصادی، تجربه شرکتداری یا کارنامه مدیریتی، مبنای این انتصاب بوده است؟
وزارت نفت باید درباره این زنجیره تصمیمها پاسخ دهد؛ از خروج سریع مدیران باسابقه تا تغییرات گسترده مدیریتی و اکنون برکناری رئیس صندوق و انتصاب مدیری که درباره تجربه شرکتداری او پرسشهایی جدی مطرح است.بیش
وزارت نفت باید درباره این زنجیره تصمیمها پاسخ دهد؛ از خروج سریع مدیران باسابقه تا تغییرات گسترده مدیریتی و اکنون برکناری رئیس صندوق و انتصاب مدیری که درباره تجربه شرکتداری او پرسشهایی جدی مطرح است.بیش
از ۸۵۰ همت دارایی کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت، محل آزمون و خطا نیست. این داراییها نه ملک شخصی وزیر نفت است، نه سهمیه سیاسی مدیران و نه حیاط خلوت جریانهای مختلف.اگر دولت چهاردهم واقعاً به شفافیت، شایستهسالاری و مبارزه با رانت و فساد باور دارد، صندوق بازنشستگی صنعت نفت یکی از نخستین جاهایی است که باید این شعارها را در عمل ثابت کند. آقای پاکنژاد، اکنون بیش از هر زمان دیگری، پاسخگویی درباره انتصابات صندوق یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیت است.