وابستگی فوقالعاده ایران به یک بازار صادراتی واحد، همراه با اتکای ساختاری چین به نفت خام تخفیفدار ایران، به این معناست که هرگونه اختلال در هر سوی این رابطه پیامدهایی دارد که فراتر از تجارت دوجانبه انرژی میرود.
برنامه هسته ای در این توافق می تواند، تنها یک ابزار چانه زنی برای دسترسی به آنچه آمریکا واقعا به آن نیاز دارد – نفت ایران – باشد. مذاکرات اورانیوم نوک کوه یخ است. اما میلیاردها بشکه نفت در زیر آب پنهان است و دقیقا به همین دلیل است که به نظر می رسد، ناوگان آمریکایی به سواحل ایران رسیده است.
ایران برای صادرات نفت با مشکل مواجه خواهد شد زیرا دیگر نمیتواند نفتکشها را بیمه کند و سایر کشورها دیگر مجاز به سرمایهگذاری در زیرساختهای نفتی ایران نیستند.
تحریم های پیشنهادی در قانون جدید، تقریبا نسخه ای از تحریم های قدیمی است که عمدتا بر ممنوعیت خدمات رسانی به نفتکش های حامل نفت ایران در بنادر آمریکا متمرکز است و در ثانی، ایران با همکاری چین تحریم ها را به شکل های مختلف دور می زند. از این رو آمریکا نمی تواند صادرات نفت ایران را حتی با تشدید تحریم ها متوقف کند.
قانونگذاران آمریکا از زمان حمله حماس به رژیم صهیونیستی در هفتم اکتبر، موارد مختلف افزایش فشار بر ایران را مورد بحث گذاشتهاند. ایران یکی از حامیان قدیمی حماس است، اما تهران مداخله خود در این حملات را رد میکند.
دولت بایدن نقض تحریم فروش نفت ایران را نادیده گرفت تا اولا، دولت ایران را پشت میز مذاکره درباره برنامه هسته ای این کشور نگه دارد و ثانیا، به اروپا برای تامین نفت مورد نیاز خود بعد از تحریم نفتی روسیه و مخالفت کشورهای خلیج فارس با افزایش تولید نفت خود، کمک کند و ثالثا، بر سر پنج آمریکایی زندانی در ایران مذاکره کند.