ایران نشان داده که قادر است هر زمانی که بخواهد، تنگه هرمز را حتی مقابل چشمان نیروی نظامی بزرگ آمریکا به روی کشتیها ببندد. واشینگتن نبايد دچار توهم نشود که زور نظامی و مانورهای دیپلماتیک میتوانند این مشکل را برای همیشه حل کنند.
از نظر نویسنده، مشوق ایران برای توافق درباره تنگه، ازسرگیری صادرات نفت و گاز و کمک به اقتصاد ضعیف کشور است. مشوق توافق هستهای نیز کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده خواهد بود.
رسانههای غربی در روزهای اخیر با تمرکز گسترده بر پیامدهای اقتصادی جنگ ایران و انسداد تنگه هرمز، این بحران را از سطح “ریسک انرژی” فراتر برده و آن را به متغیری اثرگذار بر مصرف خانوار، سود شرکتها، امنیت غذایی، سیاست پولی و رشد جهانی تبدیل کردهاند. در این روایت، هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه نفتی نیست؛ بلکه نقطه اتصال جنگ، تورم و فرسایش اقتصادی در اقتصادهای غربی و آسیایی است.
تلاش برای باز کردن اجباری تنگه با استفاده از ناوشکنهای «آرلی برک»، خطر بالای یک فاجعه را به همراه خواهد داشت. حتی اگر این حرکت با انواع پهپادهای مسلح و هواپیماهای شناسایی همراه باشد، ریسکها همچنان عظیم باقی میمانند.
تداوم جنگ اگر بدون راهبرد سیاسی و اقتصادی ایران باشد، ممکن است به جای فرسایش آمریکا، به بازتولید شکل تازهای از هژمونی آمریکا کمک کند. هژمونیای که نه الزاماً با اشغال سرزمین، بلکه با مدیریت بحران، کنترل ریسک، تحریم شبکهها، افزایش هزینه عبور و تبدیل مسیرهای جهانی به پرونده امنیتی عمل میکند.
این درگیری دیگر بهسختی میتواند به یک توافق نهایی یا تحول اساسی ختم شود و بیشتر شبیه فصل جدیدی از تقابل نیمقرنی ایران و آمریکا است. از نظر آنها، نه فشار اقتصادی، نه حملات نظامی و نه محاصره دریایی نتوانستهاند ایران را به تسلیم وادار کنند. در مقابل، ایران با بستن تنگه هرمز توانسته فشار اقتصادی سنگینی بر آمریکا و متحدانش وارد کند و نقش خود را در معادلات انرژی جهانی افزایش دهد.