پنج شنبه 02 مهر 1405 – Thursday 24 September 2026

ساعت: 10:55:54

آیا تنگه هرمز به برگ مذاکره چین و آمریکا تبدیل شده است؟

مسئله اصلی برای چین این نیست که صرفاً ایران یا آمریکا در این بحران پیروز شوند؛ بلکه پکن به دنبال شرایطی است که ضمن حفظ روابط راهبردی خود با تهران، هزینه‌های انرژی و ریسک‌های ژئوپولیتیک ناشی از ادامه جنگ نیز کنترل شود.
محمود خاقانی/کارشناس بین المللی انرژی

به گزارش “راهبرد انرژی“، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک موضوع منطقه‌ای نیست؛ این آبراه راهبردی اکنون به یکی از متغیرهای مهم در معادلات ایران، آمریکا و چین تبدیل شده است. پرسش این است که آیا پکن در مذاکرات با واشنگتن می‌تواند از روابط خود با تهران و موقعیت تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم دیپلماتیک استفاده کند؟

 

دیدار دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در شرایطی انجام می‌شود که جنگ ایران و آمریکا، بازار انرژی و مسیرهای انتقال نفت و گاز را تحت تأثیر قرار داده است. گزارش‌های اخیر رویترز نیز نشان می‌دهد که موضوع ایران، در کنار تجارت، تایوان، فناوری و عناصر نادر، از مسائل مورد توجه در گفت‌وگوهای واشنگتن و پکن است.

 

پیام مهم پکن به تهران

 

یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، دیدار ۱۶ سپتامبر وانگ‌یی، وزیر خارجه چین، با عباس عراقچی در پکن است. وانگ‌یی در این دیدار از ایران و آمریکا خواست خویشتنداری کنند، به چارچوب تفاهم قبلی بازگردند و مذاکرات سازنده را از سر بگیرند.

 

اما نکته مهم‌تر، موضع چین درباره تنگه هرمز بود. وزیر خارجه چین از همه طرف‌ها خواست برای بازگشایی سریع این آبراه اقدام کنند و تأکید کرد که پکن نمی‌خواهد دامنه تنش‌ها به یمن و دریای سرخ گسترش پیدا کند.

 

این موضع نشان می‌دهد که تنگه هرمز برای چین صرفاً یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت انرژی، زنجیره تأمین و اقتصاد این کشور ارتباط دارد.

 

آیا چین حاضر است برای پایان جنگ به ایران فشار وارد کند؟

 

پاسخ را نمی‌توان صرفاً بله یا خیر دانست.

 

چین از یک سو روابط راهبردی و اقتصادی گسترده‌ای با ایران دارد و مشروعیت تحریم‌های یکجانبه آمریکا را نمی‌پذیرد. از سوی دیگر، چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل دریایی مستقیماً هزینه‌های اقتصاد این کشور را افزایش می‌دهد.

 

بنابراین پکن با یک معادله پیچیده روبه‌رو است: چین از تداوم یک بحران طولانی در خاورمیانه سود اقتصادی نمی‌برد، اما همزمان ممکن است افزایش فشارهای نظامی و مالی بر آمریکا را از منظر ژئوپولیتیک در چارچوب رقابت دو قدرت دنبال کند.

 

به همین دلیل، سیاست چین احتمالاً بیش از آنکه بر «فشار یک‌جانبه بر ایران» استوار باشد، بر بازگرداندن تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره متمرکز خواهد بود؛ موضوعی که وانگ‌یی نیز در دیدار اخیر خود با عراقچی بر آن تأکید کرده است.

 

جنگ برای چین هم هزینه دارد

 

این تصور که افزایش قیمت نفت صرفاً به اقتصاد آمریکا و اروپا آسیب می‌زند، با واقعیت بازار چین سازگار نیست.

 

در ۱۵ سپتامبر، قیمت قراردادهای نفت خام در بورس شانگهای تا ۹۲۹.۴ یوان، معادل حدود ۱۳۸.۵ دلار برای هر بشکه افزایش یافت؛ بالاترین سطح ثبت‌شده این قرارداد از زمان راه‌اندازی آن در سال ۲۰۱۸.

 

چین برای رشد اقتصادی خود به انرژی وارداتی وابسته است. بنابراین ادامه اختلال در تردد نفتکش‌ها، افزایش نرخ حمل‌ونقل و رشد قیمت نفت، هزینه واردات انرژی این کشور را افزایش می‌دهد.

 

در چنین شرایطی، پکن ممکن است خواهان پایان جنگ باشد، اما پرسش اصلی این است که هزینه سیاسی و امنیتی پایان جنگ را چه کسی باید بپردازد؟

 

هزینه جنگ برای آمریکا نیز رو به افزایش است

 

بر اساس گزارش رسمی دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO)، هزینه عملیات نظامی آمریکا در جنگ با ایران تا اول اوت ۲۰۲۶ حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم شامل هزینه مهمات مصرف‌شده، تجهیزات از دست‌رفته، پروازها، عملیات و سوخت است.

 

CBO همچنین برآورد کرده است که در صورت ادامه درگیری، هزینه مستقیم جنگ می‌تواند حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار در ماه افزایش یابد؛ هرچند این برآورد به شدت و دامنه عملیات بستگی دارد.

 

از این منظر، جنگ هم برای چین هزینه دارد و هم برای آمریکا. تفاوت در این است که هر دو کشور ممکن است بخواهند از این هزینه‌ها برای دستیابی به امتیازات گسترده‌تر در رقابت ژئوپولیتیک خود استفاده کنند.

 

تنگه هرمز؛ موضوعی فراتر از ایران و آمریکا

 

تنگه هرمز در این میان یک متغیر تعیین‌کننده است. هرگونه اختلال طولانی‌مدت در این مسیر، فقط صادرات نفت ایران یا کشورهای عربی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ بلکه قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل و زنجیره تأمین اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار می‌دهد.

 

به همین دلیل، درخواست اخیر چین برای بازگشایی هرمز را باید در چارچوب منافع مستقیم اقتصادی این کشور نیز تحلیل کرد. پکن از یک طرف خواهان کاهش تنش ایران و آمریکا است و از طرف دیگر تلاش می‌کند در رقابت راهبردی با واشنگتن، فضای مانور خود را حفظ کند.

 

بنابراین ممکن است تنگه هرمز در مذاکرات آمریکا و چین نه به‌عنوان یک «موضوع مستقل»، بلکه به‌عنوان بخشی از پرونده بزرگ‌تر ایران، امنیت انرژی، قیمت نفت و ثبات خاورمیانه مطرح شود.

 

در نهایت، مسئله اصلی برای چین این نیست که صرفاً ایران یا آمریکا در این بحران پیروز شوند؛ بلکه پکن به دنبال شرایطی است که ضمن حفظ روابط راهبردی خود با تهران، هزینه‌های انرژی و ریسک‌های ژئوپولیتیک ناشی از ادامه جنگ نیز کنترل شود.

از این منظر، تنگه هرمز می‌تواند یکی از نقاط اتصال سه پرونده بزرگ باشد: رقابت آمریکا و چین، بحران ایران و آمریکا و امنیت انرژی جهان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی