به گزارش “راهبرد انرژی“،اساساً اینکه تخصیص مساوی بنزین به همه افراد، یک سیاست عادلانه باشد محل بحث است. ضمن اینکه سیاست مشابه در هدفمندی یارانهها و کالابرگ هم لزوما به عدالت بیشتر منجر نشد. اصلاً اگر حکمرانی چیزی جز تقسیم مساوی منابع بین افراد نباشد چه نیازی به نهاد دولت است؟
تشکیل بازار بنزین که در آن مردم با مردم معامله کنند هم فقط ذهنی است و سابقه موفقی در این زمینه نداریم. دولتیها یا خصولتیها معمولاً در بازارها دخالت دارند و ذینفع هستند. نمونهاش بازار بورس، بازار ارز، بازار طلا و… . هدایت و نظارت بر چنان بازاری، یک دولت شفاف و مقتدر میطلبد و از عهده دولت فعلی خارج است.
چه تضمینی هست که بنزین به کالای سرمایهای تبدیل نشود؟ یعنی افراد پسانداز بنزین خود را آنقدر نگه دارند تا قیمت به حداکثر برسد. خودرو هم تحت سازوکار تقسیم سهمیهای، به کالای سرمایهای تبدیل شد و تنظیم بازار را مختل کرد.
پیوست اجتماعی این طرح چیست و چه فکری درباره آن شده؟ آیا دوقطبی و تضاد منافع بین مردم ایجاد نمیشود؟ آیا دسترسی همه مردم به قدرت اقتصادی ناشی از این طرح یکسان خواهد بود؟
چرا دولت به جای توزیع بنزین، خود چاه نفت و میدان گازی را مردمی نمیکند؟! یعنی همه مردم را در قالب تعاونیهای فراگیر یا تعاونیهای بزرگ دیگر، در استخراج و بهرهبرداری از میادین نفت و گاز سهیم کنیم و کار تولید بنزین را از مبدا به آنها بسپاریم. اینطوری تمام یارانههای قبل از تولید بنزین نیز مساوی بین مردم تقسیم خواهد شد!