به گزارش “راهبرد انرژی“،بالاخره پس از ۱۱۰ روز از آغاز ثبت اظهارنامههای قضایی کارکنان، بازنشستگان و بازماندگان صنعت نفت، در راستای صیانت از ماهیت غیردولتی صندوقهای پسانداز، رفاه و بازنشستگی کارکنان صنعت نفت و حذف نام این صندوق از دو مصوبه شماره ۱۱۱۱۷۵ و ۱۱۱۲۱۲ مورخ ۱۴۰۴/۷/۱۳ هیأت وزیران، امروز، ۲۶ مرداد، نامه شماره ۲۰۵۴۸۹ مورخ ۱۴۰۵/۵/۷ آقای محسن پیرهادی، که خود را نماینده حقوقی تامالاختیار وزیر معرفی کرده است، رؤیت شد.
این نامه که در پاسخ به اظهارنامههای ارسالی به سه مرجع هیأت وزیران، وزارت نفت و صندوق بازنشستگی صنعت نفت صادر شده، با فرافکنی، مسئولیت این مصوبات را صرفاً متوجه هیأت وزیران دانسته و نقش وزارت نفت در شکلگیری آن را انکار کرده است؛ گویی وزیر محترم نفت عضوی از هیأت وزیران نبوده و در جلساتی که این مصوبات در آن به تصویب رسیدهاند، حضور نداشته است!
اصلاً فرض میگیریم وزیر محترم نفت در جلسه تصویب این مصوبات حضور نداشته است. سؤال اینجاست که پس از ابلاغ این مصوبات، چه اقدامی برای اصلاح یا لغو آنها انجام دادهاند؟
وقتی ما ثبت و ارسال اظهارنامهها را آغاز کردیم و در کنار هیأت وزیران، وزارت نفت را نیز مخاطب قرار دادیم، هدفمان متهم کردن وزارت نفت نبود. برعکس، میخواستیم با ایجاد یک پشتوانه چندین هزار نفری برای وزیر محترم نفت، دست ایشان را برای مخالفت با این مصوبات بازتر کنیم و به ایشان پشتوانهای محکم بدهیم تا با اتکای به مطالبه گسترده کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت، با قدرت بیشتری در برابر این تصمیم بایستند.
اما اکنون، به جای استفاده از این پشتوانه عظیم، تلاش میشود توپ به زمین دولت انداخته شود و وزارت نفت خود را بیتقصیر و بیارتباط با موضوع نشان دهد.
اما همین نامه میتواند به جای آنکه پایان ماجرا باشد، آغاز یک حرکت بسیار بزرگتر باشد.
این نامه باید مانند یک چاشنی انفجاری عمل کند و همه کارکنان شاغل و بازنشسته صنعت نفت را که تاکنون، به هر دلیل، برای ثبت و ارسال اظهارنامه اقدام نکردهاند، به حرکت وادارد؛ حرکتی توفنده، منسجم و گسترده که در مدت کوتاهی، چندین ده هزار اظهارنامه دیگر روانه هیأت وزیران شود تا حساب کار به دست دولت بیاید.
باید به دولت نشان دهیم که کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت اجازه نخواهند داد بیش از این در امور صندوقهایی دخالت شود که نهتنها یک ریال از بودجه عمومی دولت دریافت نمیکنند، بلکه حتی هزینههای کمرشکن تیمداری دولت در فوتبال را نیز تقبل کردهاند.
اگر قرار است وزارت نفت خود را از این موضوع کنار بکشد و ما نفتیها را در دفاع از حقوق خود تنها بگذارد، پس ظاهراً باید بپذیریم که:
ما نفتیها یتیم و بیصاحب هستیم!
پس چارهای نداریم جز اینکه خودمان به فریاد خود برسیم.
بیش از این درنگ جایز نیست.
هر یک از ما که هنوز اظهارنامه خود را ثبت نکردهایم، باید بدانیم که سکوت و بیتفاوتی، نهتنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه راه را برای تداوم دخالتها و تصمیماتی که آینده صندوقهای صنعت نفت را تهدید میکند، هموار خواهد ساخت.
امروز، هر نفتی باید بداند که سکوت او، خیانت به نسل فعلی و نسلهای آینده صنعت نفت است.
محمد آتیارتهران ـ ۱۴۰۵/۵/۲۶
اصلاً فرض میگیریم وزیر محترم نفت در جلسه تصویب این مصوبات حضور نداشته است. سؤال اینجاست که پس از ابلاغ این مصوبات، چه اقدامی برای اصلاح یا لغو آنها انجام دادهاند؟
وقتی ما ثبت و ارسال اظهارنامهها را آغاز کردیم و در کنار هیأت وزیران، وزارت نفت را نیز مخاطب قرار دادیم، هدفمان متهم کردن وزارت نفت نبود. برعکس، میخواستیم با ایجاد یک پشتوانه چندین هزار نفری برای وزیر محترم نفت، دست ایشان را برای مخالفت با این مصوبات بازتر کنیم و به ایشان پشتوانهای محکم بدهیم تا با اتکای به مطالبه گسترده کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت، با قدرت بیشتری در برابر این تصمیم بایستند.
اما اکنون، به جای استفاده از این پشتوانه عظیم، تلاش میشود توپ به زمین دولت انداخته شود و وزارت نفت خود را بیتقصیر و بیارتباط با موضوع نشان دهد.
اما همین نامه میتواند به جای آنکه پایان ماجرا باشد، آغاز یک حرکت بسیار بزرگتر باشد.
این نامه باید مانند یک چاشنی انفجاری عمل کند و همه کارکنان شاغل و بازنشسته صنعت نفت را که تاکنون، به هر دلیل، برای ثبت و ارسال اظهارنامه اقدام نکردهاند، به حرکت وادارد؛ حرکتی توفنده، منسجم و گسترده که در مدت کوتاهی، چندین ده هزار اظهارنامه دیگر روانه هیأت وزیران شود تا حساب کار به دست دولت بیاید.
باید به دولت نشان دهیم که کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت اجازه نخواهند داد بیش از این در امور صندوقهایی دخالت شود که نهتنها یک ریال از بودجه عمومی دولت دریافت نمیکنند، بلکه حتی هزینههای کمرشکن تیمداری دولت در فوتبال را نیز تقبل کردهاند.
اگر قرار است وزارت نفت خود را از این موضوع کنار بکشد و ما نفتیها را در دفاع از حقوق خود تنها بگذارد، پس ظاهراً باید بپذیریم که:
ما نفتیها یتیم و بیصاحب هستیم!
پس چارهای نداریم جز اینکه خودمان به فریاد خود برسیم.
بیش از این درنگ جایز نیست.
هر یک از ما که هنوز اظهارنامه خود را ثبت نکردهایم، باید بدانیم که سکوت و بیتفاوتی، نهتنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه راه را برای تداوم دخالتها و تصمیماتی که آینده صندوقهای صنعت نفت را تهدید میکند، هموار خواهد ساخت.
امروز، هر نفتی باید بداند که سکوت او، خیانت به نسل فعلی و نسلهای آینده صنعت نفت است.
محمد آتیارتهران ـ ۱۴۰۵/۵/۲۶