به گزارش “راهبرد انرژی“،اگر بخواهیم تحولات اخیر منطقه را صرفاً از دریچه تنشهای سیاسی، شعارهای رسانهای و جنگ روانی دنبال کنیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست خواهیم داد. آنچه آینده معادلات خاورمیانه را رقم میزند، بیش از هر چیز به پروژههای بزرگ انرژی، سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری و رقابت قدرتهای جهانی بر سر منابع نفت و گاز مربوط است
در هفتههای اخیر، همزمان با فضای سنگین رسانهای پیرامون ایران، شاهد بودیم که موضوعاتی مانند بازگشت ناگهانی محمود احمدینژاد به برخی مراسم رسمی، انتشار گزارشهایی در رسانههای غربی و موج گسترده تحلیلها و شایعات در شبکههای اجتماعی، افکار عمومی را به خود مشغول کرد. در همین فضا نیز مخالفتهایی با هرگونه تفاهم یا کاهش تنش میان ایران و آمریکا مطرح شد. فارغ از درستی یا نادرستی این روایتها، این پرسش مطرح است که آیا این حجم از توجه افکار عمومی، ناخواسته نگاهها را از تحولات مهمتر اقتصادی و انرژی در منطقه منحرف نکرد؟
در همان زمانی که فضای رسانهای ایران بر مسائل سیاسی متمرکز بود، عراق مسیر متفاوتی را دنبال میکرد. بغداد با بهرهگیری از فرصت کاهش نسبی تنشهای منطقهای، تلاش کرد سرمایهگذاریهای بزرگی را در صنعت نفت و گاز خود جذب کند؛ اقدامی که آثار آن میتواند دههها بر اقتصاد عراق تأثیر بگذارد
آنچه بیش از همه توجهات را جلب میکند، نوع سیاست خارجی عراق است. امروز تقریباً تمام بازیگران مهم انرژی جهان، از شرکتهای آمریکایی و انگلیسی گرفته تا روسی، چینی و اروپایی، در پروژههای نفت و گاز عراق حضور دارند. بغداد بدون آنکه خود را در یک بلوک سیاسی محدود کند، تلاش میکند میان شرق و غرب توازن برقرار کند و از رقابت قدرتهای بزرگ برای توسعه زیرساختهای انرژی خود بهره ببرد
این همان الگویی است که سالها پیش با عنوان «نه شرقی، نه غربی» در ادبیات سیاسی ایران شناخته میشد، اما اکنون عراق با رویکردی عملگرایانه، آن را در حوزه اقتصاد و انرژی به اجرا گذاشته است
از سوی دیگر، نباید از برخی تحولات سیاسی نیز به سادگی عبور کرد. تصمیم انگلیس برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی، همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، پرسشهایی را درباره اهداف راهبردی غرب در عراق و منطقه ایجاد میکند. اینگونه اقدامات صرفاً یک تصمیم حقوقی یا سیاسی نیست، بلکه میتواند بخشی از فضای روانی و سیاسی گستردهتری باشد که بر معادلات امنیتی و انرژی منطقه نیز اثر میگذارد
نمونه روشن این روند، توافق میان شرکت آمریکایی کونوکو فیلیپس و شرکت انگلیسی بیپی برای توسعه میادین عظیم نفتی کرکوک است. پروژهای که ارزش آن حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد شده و هدف آن افزایش تولید نفت و گاز عراق و احیای ظرفیت میادینی است که طی دهههای گذشته با کاهش تولید روبهرو بودهاند
بازگشت یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی آمریکا به عراق پس از بیش از یک دهه، صرفاً یک قرارداد اقتصادی نیست؛ بلکه نشانهای از تلاش واشنگتن برای تثبیت حضور راهبردی خود در صنعت انرژی عراق و رقابت مستقیم با نفوذ رو به گسترش چین در این کشور است.
در کنار این موضوع، از سرگیری صادرات نفت کرکوک از مسیر خط لوله جیحان و همچنین تلاش برای احیای خط لوله کرکوک به بانیاس در سوریه، نشان میدهد عراق تنها به افزایش تولید فکر نمیکند، بلکه به دنبال متنوعسازی مسیرهای صادراتی خود نیز هست تا وابستگیاش به گلوگاههای حساس دریایی، از جمله تنگه هرمز، کاهش یابد.
تمام این تحولات نشان میدهد که رقابت اصلی قدرتهای جهانی در منطقه، بیش از آنکه نظامی باشد، بر سر انرژی، مسیرهای انتقال نفت و گاز و بازارهای آینده است. هر کشوری که بتواند سرمایه، فناوری و بازار را همزمان جذب کند، در آینده دست برتر را خواهد داشت.
البته درباره برخی تحلیلها که جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰ یا تحولات امروز منطقه را حاصل یک طرح واحد و از پیش طراحیشده از سوی همه قدرتهای شرق و غرب میدانند، باید با احتیاط بیشتری قضاوت کرد. چنین ادعاهایی نیازمند شواهد تاریخی و اسناد معتبر هستند و نمیتوان آنها را به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت. با این حال، تردیدی نیست که انرژی، ژئوپلیتیک و رقابت قدرتهای بزرگ، هم در گذشته و هم امروز، نقش مهمی در شکلگیری بسیاری از بحرانهای منطقه داشتهاند.
تجربه عراق نشان میدهد کشوری که بتواند میان بازیگران رقیب توازن برقرار کند و رقابت آنها را به فرصت اقتصادی تبدیل کند، ظرفیت بیشتری برای توسعه خواهد داشت. این شاید مهمترین درسی باشد که امروز میتوان از تحولات صنعت انرژی عراق و رقابت آمریکا، انگلیس، چین و سایر قدرتها در این کشور آموخت.