به گزارش “راهبرد انرژی“، در شرایط فعلی (آوریل ۲۰۲۶)، تداوم بستن تنگه هرمز نه تنها یک فرضیه، بلکه هماکنون به بزرگترین چالش ژئواکونومیک جهان تبدیل شده و نشانههای «**انقباض تولید صنعتی**» (Industrial Contraction) در بسیاری از قطبهای اقتصادی کاملاً هویدا است.
بر اساس آخرین دادههای سال جاری، این بحران فراتر از قیمت بنزین رفته و مستقیماً به قلب زنجیره تأمین صنعت ضربه زده است:
۱. شوک ورودیهای صنعتی (Feedstock Crisis)
تنگه هرمز فقط مسیر نفت نیست؛ این مسیر شریان حیاتی موادی است که صنایع بدون آنها متوقف میشوند:
کودهای شیمیایی و اوره: حدود ۴۶٪ از تجارت جهانی اوره از این منطقه منشأ میگیرد. کمبود آن در آوریل ۲۰۲۶ باعث جهش ۳۵ درصدی هزینههای کشاورزی و صنایع غذایی شده است.
گوگرد و متانول: این مواد پایه تولید اسید سولفوریک و پلاستیکهای صنعتی هستند. توقف صادرات آنها از خلیج فارس، باعث شده کارخانههای پتروشیمی در چین و هند با ظرفیت کمتر از ۵۰٪ کار کنند.
۲. تهدید «صنعتزدایی» در اروپا و آسیا
هزینه انرژی به قدری بالا رفته که تولید در بسیاری از مناطق دیگر توجیه اقتصادی ندارد:
در اروپا: صنایع سنگین مثل فولاد و آلومینیوم با هزینههای برق کمرشکن مواجه شدهاند. بسیاری از کارخانهها در آلمان و ایتالیا «هزینه اضافی بحران» (Surcharge) تا ۳۰٪ را روی محصولات خود کشیدهاند که باعث سقوط تقاضا و انقباض تولید شده است.
در شرق آسیا: تایوان و کره جنوبی برای صنایع نیمههادی (تراشهسازی) به جریان مداوم گاز مایع (LNG) قطر وابسته هستند. اختلال در این مسیر، ریسک خاموشیهای صنعتی و توقف خطوط تولید فوقپیشرفته را به شدت افزایش داده است.
۳. تغییر مسیرهای پرهزینه و تورم ناشی از عرضه
بسته بودن تنگه هرمز باعث شده کشتیها مسیرهای جایگزین طولانی (مثل دور زدن آفریقا) را انتخاب کنند که:
زمان ترانزیت را حدود ۱۹ روز افزایش داده است.
هزینههای عملیاتی را هفتهای ۲ تا ۳ میلیارد دلار برای شبکه کشتیرانی جهانی سنگینتر کرده است.
این تأخیرها دقیقاً همان پدیدهی «تولید بهموقع» (Just-in-Time) را از بین برده و باعث انباشت کالا در انبارها یا توقف خط تولید به دلیل نبود یک قطعه کلیدی شده است.
۴. بنبست دیپلماتیک و نظامی (وضعیت آوریل ۲۰۲۶)
با شکست مذاکرات اخیر و اعلام «محاصره متقابل» توسط ایالات متحده در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، بازارها نسبت به بازگشایی سریع مسیر ناامید شدهاند. نفت برنت که هماکنون بالای ۱۰۰ دلار نوسان میکند، در صورت تداوم این وضعیت میتواند به مرز ۱۵۰ دلار برسد؛ نقطهای که اقتصاددانان آن را «تخریب تقاضا» مینامند؛ یعنی جایی که صنعت دیگر توان خرید انرژی را ندارد و رسماً وارد فاز انقباض و رکود میشود.
خلاصه کلام:
اگر این انسداد بیش از یک ماه دیگر ادامه یابد، جهان با پدیده رکود تورمی صنعتی (Stagflation) مواجه خواهد شد؛ جایی که قیمتها بالا میروند اما چرخ کارخانهها به دلیل نبود مواد اولیه و انرژی ارزان، از حرکت میایستد.