به گزارش “راهبرد انرژی“، دنیل بنایم و الیسا ایورس در مقاله ای در فارین افرز به تحلیل وضعیت پیچیده و بحرانی روابط ایالات متحده و کشورهای حوزهی خلیجفارس در پی درگیری نظامی اخیر (آغاز شده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶) میان ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران میپردازند. علیرغم برقراری آتشبس در ۸ آوریل، منطقه با چالشهای بیسابقهای روبروست؛ از جمله تداوم مسدود بودن تنگه هرمز توسط ایران و تردیدهای جدی در مورد اعتبار تعهدات امنیتی واشینگتن. با وجود سرخوردگی کشورهای منطقه از سیاستهای غیرقابل پیشبینی ایالات متحده، تحلیلها نشان میدهد که کشورهای خلیجفارس جایگزین استراتژیک و امنیتی مناسبی برای واشینگتن ندارند.
تحلیل پیامدهای جنگ و وضعیت فعلی
جنگ اخیر که با حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغاز شد، نظم منطقه را به شدت متزلزل کرده است. کشورهای بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی همگی هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتند.
1-آسیبهای زیرساختی و اقتصادی
◇ اهداف حملات: پایگاههای نظامی، فرودگاهها، پالایشگاههای نفت و مراکز داده (Data Centers) بارها هدف قرار گرفتند.
◇ بحران تنگه هرمز: ایران با مسدود کردن این تنگه، حمل و نقل نفت، گاز و کالاهای اساسی را متوقف کرده است که به بیثباتی اقتصاد جهانی منجر شده است.
◇ فروپاشی اعتماد تجاری: اگرچه شرکتهای چندملیتی منطقه را ترک نکردهاند، اما آسیب به تاسیسات تجاری و از دست رفتن درآمدها، جایگاه منطقه را به عنوان یک مقصد رقابتی برای سرمایهگذاری و استعدادهای بینالمللی زیر سوال برده است.
2- شکست بازدارندگی در مقابل کارآمدی دفاعی
یکی از کلیدیترین یافتههای این درگیری، تضاد میان دیپلماسی و توان نظامی بود:
◇ تعهدات امنیتی آمریکا نتوانست مانع از حملات ایران به خاک کشورهای خلیجفارس شود.
◇ تلاشهای پیشین کشورهای منطقه برای تنشزدایی با تهران در جلوگیری از درگیری شکست خورد.
3- گزینههای استراتژیک کشورهای خلیجفارس
کشورهای منطقه در حال حاضر با گزینههای محدودی روبرو هستند که هیچکدام به تنهایی تامینکننده امنیت پایدار آنها نیست:
◇ توافق جداگانه با ایران: همراه با ریسک باجخواهی (عوارض ترانزیتی) تهران و پذیرش شروط سختگیرانه برای عبور از تنگه هرمز است.
◇ اتحاد منطقهای مستقل: شکافهای سیاسی عمیق (مانند تنشهای میان عربستان و امارات) و خروج امارات از اوپک مانع وحدت رویه است.
◇ جایگزینی روسیه و چین: روسیه درگیر جنگ اوکراین است؛ چین نیز علیرغم نفوذ اقتصادی، تمایلی به پذیرش مسئولیتهای امنیتی منطقه ندارد و در جریان جنگ منفعل بوده است.
◇ همکاری با قدرتهای متوسط: کشورهایی مانند هند، کره جنوبی، ترکیه و بریتانیا حمایتهای مقطعی ارائه میدهند اما نمیتوانند جایگزین چتر حمایتی جامع آمریکا شوند.
4-فرصتهای بازسازی مشارکت میان آمریکا و خلیجفارس
ایالات متحده برای حفظ نفوذ خود و بازگرداندن ثبات، باید در سه محور اصلی اقدام کند:
الف) امنیت و دفاع مشارکتی
واشینگتن باید مدل «فروشنده-مشتری» فعلی را به «مشارکت راهبردی» تغییر دهد:
◇ تولید مشترک: کشورهای خلیجفارس اکنون تجربهای عملی در مقابله با پهپادها و موشکهای ایرانی دارند. آمریکا میتواند از این کشورها به عنوان سرمایهگذار و تولید مشترک فناوریهای دفاعی نسل جدید استفاده کند.
◇ ائتلاف دریایی: پیشروی در بازگشایی تنگه هرمز از طریق یک ائتلاف جهانی برای پلیس راه دریایی، اولویت اول پایتختهای منطقه است.
ب) دستور کار اقتصادی و فناوری
◇ احیای قراردادهای «مگا» که پیش از جنگ (در مه ۲۰۲۵) پیشبینی شده بود، ضروری است:
◇ هوش مصنوعی (AI): شرکتهای فناوری آمریکایی میتوانند با استفاده از سرمایه، انرژی و زمینهای وسیع کشورهای خلیجفارس، مراکز داده عظیم برای قدرت بخشیدن به اکوسیستم هوش مصنوعی ایجاد کنند.
◇ زیرساختهای جایگزین: سرمایهگذاری در خطوط لوله نفت و گاز و شبکههای ریلی از طریق عراق، اردن و سوریه برای اتصال خلیجفارس به دریای مدیترانه و دور زدن تنگه هرمز.
ج) تنوعبخشی جغرافیایی
عربستان سعودی و عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی، پتانسیل بالایی برای فراهم کردن مسیرهای جایگزین به دریای سرخ و اقیانوس هند دارند که میتواند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد.