شنبه 18 مهر 1405 – Saturday 10 October 2026

ساعت: 15:19:09

از بحران هرمز تا محاصره سوختی کوبا؛ امنیت انرژی اروپا و آزمون انرژی خورشیدی

نه عبور نفت از یک تنگه به‌تنهایی نشانه عادی شدن بازار انرژی است و نه نصب هزاران مگاوات پنل خورشیدی، بدون ذخیره‌سازی و شبکه مناسب، به معنای دستیابی به امنیت کامل برق خواهد بود. امنیت انرژی زمانی پایدار می‌شود که تنوع منابع، زیرساخت قابل اتکا، امکان ذخیره‌سازی و دسترسی اقتصادی به انرژی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
محمود خاقانی/ کارشناس بین المللی انرژی

به گزارش “راهبرد انرژی“، بحران تنگه هرمز و اختلال در عرضه جهانی انرژی، امنیت گاز اروپا را در آستانه زمستان با چالش جدی روبه‌رو کرده است؛ هم‌زمان، محاصره سوختی کوبا این کشور را به سوی توسعه انرژی خورشیدی سوق داده است. بررسی این دو بحران نشان می‌دهد که وابستگی به مسیرهای محدود تأمین انرژی، در کنار نبود زیرساخت‌های کافی برای ذخیره‌سازی برق، می‌تواند آسیب‌پذیری کشورها را افزایش دهد. آیا انرژی‌های تجدیدپذیر بدون ذخیره‌سازی می‌توانند جایگزینی مطمئن برای سوخت‌های فسیلی باشند؟

1- بحران تنگه هرمز؛ زمستانی دشوار در انتظار اروپا

ادعای عبور یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز، آن‌گونه که به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، نسبت داده شده است، پرسش‌های مهمی درباره وضعیت واقعی بازار جهانی انرژی ایجاد می‌کند. اگر جریان انتقال نفت به چنین سطحی رسیده است، چرا قیمت فرآورده‌هایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما همچنان بالاست؟ چرا قیمت نفت خام در بازارهای جهانی از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه پایین‌تر نیامده و چرا هزینه حمل نفت با ابرنفتکش‌ها، بنا بر برخی گزارش‌ها، به سطوح کم‌سابقه رسیده است؟

پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان صرفاً در حجم نفت عبوری از یک آبراه جست‌وجو کرد. بازار انرژی علاوه بر میزان عرضه، به امنیت مسیرهای کشتیرانی، هزینه بیمه، کرایه حمل، دسترسی پالایشگاه‌ها به خوراک، ظرفیت تولید فرآورده‌ها و انتظارات معامله‌گران از آینده وابسته است. بنابراین، حتی اگر بخشی از جریان انتقال نفت برقرار باشد، استمرار نااطمینانی می‌تواند مانع کاهش محسوس قیمت‌ها شود.

یکی از نشانه‌های این وضعیت، فشار فزاینده بر بازار گاز طبیعی اروپاست؛ بازاری که با نزدیک شدن به فصل سرما، با نگرانی درباره سطح ذخایر، هزینه تأمین محموله‌های جدید و آینده واردات گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) روبه‌رو شده است.

ذخایر گاز اروپا در پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۱۱

مؤسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی آمریکا (IEEFA) در گزارشی که ۹ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، هشدار داد که اتحادیه اروپا ممکن است در زمستان ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ ناچار شود مصرف گاز طبیعی خود را حدود ۷ درصد نسبت به زمستان گذشته کاهش دهد؛ کاهشی معادل حدود ۱۴ میلیارد مترمکعب.

بر اساس این گزارش، در سوم اکتبر، ذخایر گاز اتحادیه اروپا تنها حدود ۷۲.۴ درصد ظرفیت مخازن را تشکیل می‌داد؛ سطحی که برای این مقطع از سال، پایین‌ترین میزان از آغاز ثبت آمارها در سال ۲۰۱۱ به شمار می‌رود. این وضعیت به معنای تمام شدن گاز اروپا نیست، اما حاشیه اطمینان این اتحادیه را در برابر موج‌های سرما، اختلال در واردات و افزایش ناگهانی تقاضا کاهش می‌دهد.

“گزارش مؤسسه IEEFA درباره ذخایر گاز اروپا”

از زمان آغاز جنگ و تشدید بحران در تنگه هرمز، بازار گاز اروپا تحت تأثیر محدودیت‌ها و نااطمینانی‌های عرضه قرار گرفته است. تنگه هرمز یکی از مسیرهای راهبردی تجارت جهانی انرژی است و بخش مهمی از صادرات LNG قطر از این آبراه عبور می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر، نه‌تنها دسترسی مستقیم خریداران به محموله‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه رقابت میان اروپا و آسیا برای خرید محموله‌های موجود را نیز تشدید می‌کند.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت گاز به خانوارها و صنایع اروپایی فشار وارد می‌کند. دولت‌ها نیز با مسئله‌ای دشوار مواجه‌اند: تأمین گاز بیشتر با هزینه بالاتر، یا مدیریت تقاضا و کاهش مصرف در ماه‌های سرد.

ممنوعیت واردات LNG روسیه؛ عامل دیگری در معادله زمستان

بر اساس برنامه اعلام‌شده اتحادیه اروپا، ممنوعیت کامل واردات LNG روسیه از اول ژانویه ۲۰۲۷ اجرایی خواهد شد. هم‌زمانی این تصمیم با پایین بودن سطح ذخایر و تداوم نااطمینانی در بازار جهانی گاز، چالش تأمین انرژی اروپا را پیچیده‌تر می‌کند.

IEEFA برآورد کرده است که جبران کسری گاز از طریق واردات بیشتر، به‌جای کاهش تقاضا، می‌تواند حدود ۳ میلیارد یورو هزینه اضافی برای اتحادیه اروپا داشته باشد؛ رقمی که بنا بر این برآورد، حدود ۱۲ درصد بیشتر از هزینه تأمین همان حجم گاز در سال ۲۰۲۵ است.

همچنین، تحلیل‌های شبکه اپراتورهای سیستم انتقال گاز اروپا (ENTSOG) درباره سناریوهای تأمین گاز نشان می‌دهد که وضعیت آب‌وهوا، سطح واردات و دسترسی به ذخایر در تعیین میزان تاب‌آوری شبکه گاز اهمیت اساسی دارد.

در نتیجه، خطر اصلی صرفاً کمبود فیزیکی گاز نیست؛ افزایش هزینه تأمین، کاهش سرعت برداشت از مخازن در سطح پایین ذخیره‌سازی و دشواری پر کردن دوباره مخازن برای زمستان بعدی نیز می‌تواند به بحران اقتصادی و صنعتی تبدیل شود.

این تجربه بار دیگر نشان می‌دهد که امنیت انرژی با اعلام ارقام تولید یا ظرفیت واردات تضمین نمی‌شود. تنوع منابع، مسیرهای مطمئن انتقال، ذخایر کافی و مدیریت تقاضا، اجزای جدایی‌ناپذیر امنیت انرژی هستند.

۲. کوبا؛ محاصره سوختی و شتاب‌گیری حرکت به سوی انرژی خورشیدی

در سوی دیگر جهان، کوبا با نوع دیگری از بحران انرژی مواجه است. فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از سیاست‌های آمریکا، دسترسی این جزیره به سوخت را دشوارتر کرده و خاموشی‌های مکرر، زندگی روزمره مردم و فعالیت کسب‌وکارها را تحت تأثیر قرار داده است.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، از چهره‌های شناخته‌شده سیاست سخت‌گیرانه واشنگتن در قبال دولت کوباست. در این میان، محدودیت‌های سوختی و فشار بر تأمین‌کنندگان خارجی، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد و مردم این کشور تحمیل کرده است.

با این حال، بحران سوخت، کوبا را به سمت استفاده گسترده‌تر از منابع جایگزین، به‌ویژه انرژی خورشیدی، سوق داده است؛ مسیری که هم فرصت‌هایی برای افزایش تولید برق ایجاد می‌کند و هم محدودیت‌های فنی و زیرساختی این فناوری را آشکار می‌سازد.

صادرات تجهیزات خورشیدی آمریکا به کوبا افزایش یافت

بر اساس گزارشی از بلومبرگ که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، صادرات سلول‌ها و ماژول‌های خورشیدی از آمریکا به کوبا در هفت ماه نخست سال جاری میلادی به حدود ۶.۳ میلیون دلار رسید. این رقم در مقایسه با کل صادرات سال ۲۰۲۵، حدود ۱٬۰۷۰ درصد افزایش نشان می‌دهد؛ بنابراین، تعبیر «افزایشی نزدیک به دو درصد» در برخی روایت‌های اولیه با آمار منتشرشده مطابقت ندارد.

در همین حال، چین همچنان تأمین‌کننده اصلی تجهیزات خورشیدی کوباست، هرچند ارزش صادرات این تجهیزات از چین به کوبا تا پایان ژوئیه، طبق داده‌های مورد استناد بلومبرگ، نسبت به کل سال قبل حدود ۸۳ درصد کاهش یافته بود.

“گزارش بلومبرگ درباره افزایش صادرات تجهیزات خورشیدی به کوبا”

این افزایش صادرات در شرایطی رخ داده است که دولت آمریکا فشار اقتصادی بر کوبا را تشدید کرده است. با این حال، بخشی از تجارت تجهیزات خورشیدی از طریق استثناها و خلأهای موجود در مقررات تحریمی امکان‌پذیر است. به همین دلیل، شرکت‌های آمریکایی نیز توانسته‌اند سهمی از بازار رو به رشد این تجهیزات در کوبا به دست آورند.

این وضعیت تناقضی قابل‌توجه را نمایان می‌کند: سیاست‌های محدودکننده سوخت می‌تواند تقاضا برای فناوری‌های جایگزین را افزایش دهد؛ حتی اگر بخشی از این فناوری‌ها از همان کشوری تأمین شود که فشارهای اقتصادی را اعمال می‌کند.

ظرفیت خورشیدی کوبا؛ پیشرفت قابل‌توجه، اما نه بدون محدودیت

به گفته میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، این کشور دارای ۱۴۴ نیروگاه خورشیدی با ظرفیت مجموع حدود یک‌هزار و ۴۱۸ مگاوات است که نزدیک به ۲۰ درصد از نیاز برق کشور را تأمین می‌کنند.

این توسعه می‌تواند در ساعات آفتابی به کاهش مصرف سوخت و محدود کردن فشار بر نیروگاه‌های حرارتی کمک کند. با این حال، ظرفیت نصب‌شده خورشیدی به‌تنهایی تضمین‌کننده برق پایدار در تمام ساعات شبانه‌روز نیست.

خورخه پینیون، پژوهشگر مؤسسه انرژی دانشگاه تگزاس، در گفت‌وگو با بلومبرگ به کمبود سامانه‌های ذخیره‌سازی باتری در مقیاس نیروگاهی اشاره کرده است. نبود این تجهیزات باعث می‌شود امکان استفاده از برق خورشیدی پس از غروب یا در دوره‌های کم‌تابش محدود بماند و شبکه همچنان به منابع تولید دیگر نیاز داشته باشد.

در واقع، مسئله فقط نصب پنل نیست؛ تولید برق، ذخیره‌سازی، انتقال و مدیریت شبکه باید به‌صورت یکپارچه توسعه یابند. اگر این اجزا هماهنگ نباشند، افزایش ظرفیت خورشیدی الزاماً به همان میزان، قابلیت اطمینان شبکه را افزایش نمی‌دهد.

البته این محدودیت به کوبا اختصاص ندارد. بسیاری از کشورها، از جمله کشورهای اروپایی، برای مدیریت نوسان تولید برق خورشیدی و بادی به ذخیره‌سازی، شبکه‌های انعطاف‌پذیر، مدیریت مصرف و منابع پشتیبان نیاز دارند.

آیا انرژی خورشیدی بدون باتری جایگزین کامل سوخت‌های فسیلی می‌شود؟

تجربه کوبا نشان می‌دهد که انرژی خورشیدی می‌تواند بخشی از نیاز برق را در شرایط دشوار تأمین کند، اما نباید ظرفیت تولید در ساعات آفتابی را با توانایی تأمین برق شبانه‌روزی یکسان دانست.

تولید برق خورشیدی و بادی به شرایط طبیعی وابسته است. هنگامی که تولید از مصرف فراتر می‌رود و امکان ذخیره‌سازی یا انتقال برق اضافی وجود ندارد، قیمت برق در برخی بازارها ممکن است به‌شدت کاهش یابد یا حتی منفی شود. در چنین وضعیتی، تولیدکننده ممکن است نتواند هزینه سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری خود را از محل فروش برق جبران کند.

در بازارهای برق، منفی شدن قیمت لزوماً به معنای زیان‌ده بودن همه پروژه‌های تجدیدپذیر نیست؛ اما تکرار این وضعیت، به‌ویژه در کنار نبود ذخیره‌سازی و محدودیت شبکه، می‌تواند اقتصاد برخی پروژه‌ها را با مشکل روبه‌رو کند.

بنابراین، نتیجه‌گیری دقیق این نیست که انرژی خورشیدی جایگزین مناسبی برای سوخت‌های فسیلی نیست؛ بلکه این است که گذار موفق به انرژی‌های تجدیدپذیر بدون توسعه ذخیره‌سازی، شبکه و ظرفیت‌های پشتیبان، با محدودیت جدی مواجه خواهد شد. این فناوری‌ها می‌توانند وابستگی به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهند، اما میزان اتکاپذیری آن‌ها به ترکیب منابع و زیرساخت‌های موجود بستگی دارد.

تحریم سوخت؛ فشار بر مردم و دشواری تأمین انرژی

بحران کوبا تنها یک مسئله فنی نیست. محدودیت در واردات سوخت و دشواری تأمین تجهیزات، بر زندگی روزمره مردم، خدمات عمومی و فعالیت اقتصادی اثر می‌گذارد.

گزارش‌های منتشرشده درباره وضعیت کوبا از توقیف یا محدود شدن محموله‌های سوخت و تشدید فشار بر تأمین‌کنندگان حکایت دارند. با این حال، درباره جزئیات محموله سوخت زیستی به ارزش سه میلیون دلار که در متن اولیه به توقیف آن اشاره شده است، لازم است منبع و جزئیات خبر به‌طور مستقل بررسی شود.

کوبا حدود ۴۰ درصد نفت خام مورد نیاز خود را تولید می‌کند؛ ظرفیتی که در شرایط دشوار تأمین خارجی، بخشی از نیاز داخلی را پوشش می‌دهد، اما برای تضمین عرضه پایدار انرژی کافی نیست.

از این منظر، توسعه انرژی خورشیدی برای کوبا صرفاً انتخابی زیست‌محیطی یا اقتصادی نیست؛ بلکه راهی برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر اختلال در واردات سوخت نیز به شمار می‌رود. با این همه، بدون دسترسی کافی به باتری، قطعات، فناوری تعمیر و نگهداری و شبکه برق پایدار، این راهکار نمی‌تواند به‌تنهایی بحران را برطرف کند.

جمع‌بندی؛ امنیت انرژی با یک منبع یا یک مسیر تضمین نمی‌شود

بحران گاز اروپا و دشواری تأمین سوخت در کوبا، با وجود تفاوت‌های سیاسی و اقتصادی، یک درس مشترک دارند: وابستگی به مسیرهای محدود تأمین و نبود زیرساخت‌های پشتیبان، کشورها را در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیر می‌کند.

اروپا برای عبور از زمستان به ذخایر کافی، واردات مطمئن، مدیریت تقاضا و تنوع منابع نیاز دارد. کوبا نیز برای کاهش خاموشی‌ها، علاوه بر توسعه انرژی خورشیدی، باید امکان ذخیره برق، نوسازی شبکه و دسترسی پایدار به تجهیزات و سوخت را تقویت کند.

در نهایت، نه عبور نفت از یک تنگه به‌تنهایی نشانه عادی شدن بازار انرژی است و نه نصب هزاران مگاوات پنل خورشیدی، بدون ذخیره‌سازی و شبکه مناسب، به معنای دستیابی به امنیت کامل برق خواهد بود. امنیت انرژی زمانی پایدار می‌شود که تنوع منابع، زیرساخت قابل اتکا، امکان ذخیره‌سازی و دسترسی اقتصادی به انرژی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی