به گزارش “راهبرد انرژی“،تداوم اختلال در تنگه هرمز باعث شده این بحران از یک «شوک انرژی» (محدود به قیمت نفت و فرآوردهها) به سمت «اختلال چندلایه در اقتصاد جهانی» تغییر کند. دادهها و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد اثرگذاری هرمز دیگر صرفاً از کانال قیمت انرژی منتقل نمیشود، بلکه بهصورت زنجیرهای در حوزههای فناوری پیشرفته، کشاورزی، لجستیک و تجارت منطقهای بازتاب یافته است. به بیان دیگر *تنگه هرمز از یک گلوگاه انرژی به یک نقطه تنظیمگر امنیت تولید و معیشت در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
وقفه در صادرات «هلیوم» از قطر یکی از ابعاد شوک هرمز است. هلیوم برای تولید نیمههادیها، خنکسازی تجهیزات پیشرفته، و بخشی از کاربردهای پزشکی و آزمایشگاهی قابل استفاده است. *پولتیکـو در گزارشی با اشاره به اهمیت تولید تراشه در شرق آسیا (از جمله تایوان) بر این نکته تأکید دارد که بحران هرمز میتواند به «قلب صنعت فناوری جهانی» سرایت کند.*
بر اساس گزارش رویترز، در بخش کشاورزی و امنیت غذایی افزایش ۵۰ درصدی قیمت سوخت دیزل و کود شیمیایی، هزینه تولید را در مقیاس جهانی افزایش داده است. نتیجه سیاستی این روند روشن است: *شوک هرمز میتواند از مسیر هزینه نهادههای کشاورزی به تورم غذایی، کاهش عرضه، و تشدید ناامنی غذایی در کشورهای آسیبپذیر تبدیل شود.
در حوزه حملونقل و لجستیک، افزایش بهای گازوئیل و رشد هزینههای حملونقل، بهسرعت تاثیر خود را در قیمت تمامشده کالاها نشان داده است. این افزایش هزینه، صرفاً یک تغییر قیمتی نیست؛ بلکه یک مکانیسم انتقال شوک به کل زنجیره ارزش است: از افزایش کرایه حمل تا کندی تحویل، اختلال در برنامهریزی تولید. در همین چارچوب، *اختلال در مسیرهای تجاری پیرامونی نیز تشدید شده است؛ اختلال در مسیرهای تجاری کریدورهای آسیای مرکزی باعث کمبود کالاهای وارداتی و افزایش قیمت ها در ترکمنستان و ازبکستان شده است.*
همزمان، توقف و اختلال در صادرات «نفتا» (خوراک پلاستیک) که ۲۴ درصد از آن از مسیر هرمز جابهجا میشود، زنجیره تولید کالاهای مصرفی و صنعتی را در شرق آسیا و اروپا تحت فشار قرار داده و ریسک کمبود مواد اولیه و هزینه تولید را افزایش داده است.*
جمع بندی
آنکه اختلال در هرمز بهطور همزمان پنج پیامد کلیدی ایجاد میکند:* اختلال در زنجیرههای تأمین صنعتی (از هلیوم و گاز طبیعی تا خوراکهای پتروشیمی)، افزایش هزینه تولید کشاورزی و تهدید امنیت غذایی، جهش هزینههای لجستیکی و انتقال آن به مصرفکننده، بیثباتی در صنایع فناوری و نیمههادی، و اختلال در تجارت منطقهای و کریدورهای پیرامونی. *برآیند این تحولات، ارتقای وزن ژئوپلیتیکی هرمز به «تنظیمگر معماری اقتصاد جهانی» است؛ تغییری که اقتضا میکند دیپلماسی اقتصادی جهان، هرمز را نه فقط بهمثابه مسیر انرژی، بلکه بهعنوان زیرساخت حیاتی ثبات تولید، فناوری و معیشت در نظر بگیرد.