به گزارش “راهبرد انرژی“، به رسمیت شناخته شدن سومالیلند از سوی اسرائیل به عنوان کشوری مستقل، به عنوان بخشی از رقابت و کشمکش بر سر گذرگاههای حیاتی کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب محسوب میشود. با اینحال، مهم ترین دستاورد اسرائیل از حضور در بابالمندب اینست که برای آمریکا همچنان کشوری مهم و متحدی کارآمد باقی میماند، به ویژه در سایه تحولات اخیر که از تغییر در سیاست آمریکا نسبت به کشورهای خلیج فارس و فاصله گرفتن نسبی از اسرائیل حکایت دارد. به بیان دیگر، اسرائیل اکنون به دنبال یافتن راههایی برای اعمال فشار بر آمریکا است تا دولتهای آینده آمریکا از آن دست نکشند.
سومالیلند در ساحل خلیج عدن و در مجاورت تنگه بابالمندب قرار دارد که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند. این موقعیت راهبردی، به اسرائیل جایگاهی راهبردی برای نظارت و تأمین امنیت کشتیرانی در این منطقه حساس میدهد. از نظر تئوریک، بهرسمیت شناختن سومالی لند، نفوذ ائتلاف آمریکا ـ اسرائیل را در برابر تهدیدهایی مانند حملات حوثیها تقویت میکند و زمینه را برای همکاریهای نظامی احتمالی، از جمله ایجاد پایگاهها یا نظارت مشترک بر تنگه، فراهم میسازد. این امر به تعمیق کنترل بر تجارت جهانی به طور کلی، و بهویژه تجارت انرژی میانجامد که شامل نفت خام، فرآوردههای نفتی، گاز مایع و زغالسنگ است. تحول جدید این است که اسرائیل با استقرار در سومالیلند، خود را به عنوان یک متحد راهبردی برای آمریکا حتی کشورهای اتحادیه اروپا تحمیل میکند، به ویژه که موقعیت کنونی آن، در مقایسه با مناطقی مانند سومالی و یمن، از نظر راهبردی چندان برجسته نیست.
در سالهای اخیر، دریای سرخ به مهمترین گذرگاه تجاری جهان تبدیل شده است، به ویژه اگر بر منابع انرژی سنتی و همه نیازهای مرتبط با گذار انرژی و سیاستهای تغییرات اقلیمی تمرکز کنیم. قبلا تعداد ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر مستقر در دریای سرخ، نزدیکی کانال سوئز در دریای مدیترانه، و تنگه بابالمندب در خلیج عدن و اقیانوس هند، بسیار محدود و قابلشمارش با انگشتان یک دست بود. اما پس از حملات حوثیها، شمار ناوها و ناوهای هواپیمابر از سوی کشورهای مختلف به شدت افزایش یافت و حضور آمریکا در دریای سرخ، به بهانه حفاظت از کشتیرانی در برابر حوثیها، به طور چشمگیری گسترش پیدا کرد تا جایی که اکنون قدرت آتش این ناوها و هواپیمابرها برای نابود کردن کامل چندین کشور کفایت میکند. این واقعیت نشان میدهد که مساله حوثیها از ابتدا و همچنان موضوعی فرعی بوده است.
واقعیت آنست که تغییر مسیر کشتیها و نفتکشها و کشتیهای حمل گاز مایع از دریای سرخ و دور زدن قاره آفریقا، تنها به سود یک کشور است و آن هم آمریکا است. آمریکاییها به اهمیت دریای سرخ پی بردند و تصمیم گرفتند بر آن مسلط شوند، اما به یک بهانه نیاز داشتند و این بهانه را حوثیها فراهم کردند. با بهرسمیت شناختن «سومالیلند» از سوی اسرائیل، این سلطه فراگیرتر میشود چرا که اسرائیل با حمایت آمریکا میتواند حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کند این مساله امنیت مصر و کشورهای همجوار را تهدید و کنترل مسیرهای تجاری را تشدید میکند، یا دستکم اسرائیل میتواند آمریکاییها را قانع کند که قادر نیستند از مهمترین متحد راهبردی خود در منطقه چشمپوشی کنند.
هر کس بر دریای سرخ مسلط باشد، بر تجارت چین، هند، ژاپن، روسیه، اروپا و خاورمیانه تسلط دارد؛ و هر کس بر دریای سرخ کنترل داشته باشد، بر بخش عمده تجارت کشورهای «بریکس» مسلط است. از این رو، آمریکا نه تنها از بازارهای خود محافظت میکند و از کنترل دریای سرخ منافع اقتصادی و راهبردی به دست میآورد، بلکه دلار آمریکا را نیز برای دهههای آینده از رقابت ارزهای دیگر کشورها مصون میدارد. در این چارچوب، اسرائیل میکوشد به آمریکاییها ثابت کند که در برابر تحولات جدید، به ویژه آنچه به چین مربوط میشود، از منافع آمریکا حفاظت میکند.
کنترل دریای سرخ بخشی از جنگ تجاری میان آمریکا از یک سو و چین، روسیه و اروپا از سوی دیگر است. محدودیتهای تجاری و تعرفههای سنگین گمرکی آمریکا بر بسیاری از کالاهای چینی، چیزی جز تنگتر کردن حلقه فشار بر چین برای جلوگیری از گسترش اقتصادی و تجاری آن نیست. بخشهایی که میتوانند رشد اقتصادی چین را رقم بزنند، به صادرات وابستهاند و همان بخشها درگیر جنگهای تجاری و تعرفههای بالای گمرکی هستند. در چنین شرایطی، اسرائیل میخواهد به آمریکاییها نشان دهد که هم از منافع آنها محافظت میکند و هم در عین حال میتواند برای تحقق منافع خاص خود، بر چین فشار وارد آورد.
خلاصه این که مسئله اصلی در نهایت، کنترل مسیرهای تجارت جهانی است. حوثیها این بهانه را در اختیار آمریکاییها قرار دادند و اسرائیل اکنون به بهانه حوثیها و ایران میکوشد بر کشورهای منطقه و حتی آمریکا فشار وارد کند. با به رسمیت شناختن «سومالیلند» از سوی اسرائیل، این کنترل بیش از پیش تثبیت میشود، چراکه اسرائیل میتواند از موقعیت راهبردی سومالیلند برای تقویت سلطه بر تنگه بابالمندب بهره ببرد و همچنان جایگاه خود را بهعنوان متحدی مهم برای ایالات متحده حفظ کند.