به گزارش “راهبرد انرژی“، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در کنار تحمیل هزینههای سنگین به اقتصاد جهانی و افزایش فشار بر مصرفکنندگان، فرصت کمسابقهای برای افزایش درآمد برخی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان فراهم کرده است. برآوردها نشان میدهد شرکتهایی مانند Shell، BP و Total Energies در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ از افزایش چشمگیر حاشیه سود پالایش برخوردار شدهاند؛ وضعیتی که از اختلال عرضه نفت و فرآوردههای نفتی و نوسانات شدید بازار انرژی ناشی میشود.
رویترز در گزارشی در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که انتظار میرود شرکتهای بزرگ نفتی در گزارشهای مالی سهماهه سوم خود از رشد قابلتوجه سودآوری خبر دهند. اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه، قیمت انرژی را به سطوح بالای چند سال اخیر رسانده و فرصتهای سودآوری بیشتری برای بخشهای پالایش و تجارت نفت ایجاد کرده است.
پالایش نفت؛ برندگان بزرگ بحران انرژی
بر اساس برآوردهای منتشرشده، حاشیه سود پالایش در شرکتهای شل، بیپی و توتالانرژیز در سهماهه سوم نسبت به دوره مشابه سال گذشته، حدود سه تا چهار برابر افزایش یافته است.
شل انتظار دارد حاشیه سود پالایش این شرکت به رکورد ۴۲ دلار به ازای هر بشکه برسد؛ رقمی که در مقایسه با ۱۲ دلار در دوره مشابه سال گذشته، جهشی چشمگیر محسوب میشود. این شاخص در سهماهه دوم سال جاری نیز حدود ۲۴ دلار به ازای هر بشکه بود.
توتالانرژیز نیز حاشیه سود پالایش خود را برای سهماهه سوم ۳۳.۲ دلار به ازای هر بشکه برآورد کرده است؛ در حالیکه این رقم در سهماهه مشابه سال گذشته ۸.۴ دلار بود. این شرکت همچنین انتظار دارد جریان نقدی حاصل از فعالیتهای پالایش و مواد شیمیایی آن در مقایسه با سهماهه قبل دو برابر شود و به حدود ۴ میلیارد دلار برسد.
در مورد بیپی نیز برآوردها از سه برابر شدن حاشیه سود پالایش نسبت به سال گذشته حکایت دارد. با اینحال، افزایش درآمدهای پالایشی به معنای رشد یکسان سود خالص همه شرکتها نیست؛ زیرا هزینههای عملیاتی، اختلال در تولید، زیان داراییها و عملکرد سایر بخشهای تجاری نیز بر نتیجه نهایی اثر میگذارند.
اگزانموبیل؛ افزایش ۴.۵ میلیارد دلاری سود بخش پاییندستی
ExxonMobil، غول نفتی آمریکایی، نیز از چشمانداز افزایش قابلتوجه سودآوری بخش پالایش خود خبر داده است. برآورد این شرکت نشان میدهد بهبود حاشیه سود پالایش میتواند سود بخش پاییندستی را در سهماهه سوم، در مقایسه با سهماهه دوم، حدود ۴.۵ میلیارد دلار افزایش دهد.
چنین افزایشی نشان میدهد که بحران عرضه فقط به افزایش قیمت نفت خام محدود نمانده و کمبود فرآوردههایی مانند گازوئیل نیز به سودآوری بخش پالایش دامن زده است. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه و محدودیت عرضه جهانی فرآوردهها از دیگر عواملی هستند که بر بازار اثر گذاشتهاند.
سود شرکتها در برابر هزینه مصرفکنندگان
در حالیکه شرکتهای بزرگ نفتی از نوسانات بازار و افزایش حاشیه سود پالایش بهره میبرند، مصرفکنندگان و صنایع در کشورهای مختلف با هزینه بالاتر انرژی روبهرو هستند. افزایش قیمت سوخت بهطور مستقیم و غیرمستقیم هزینه حملونقل، تولید و توزیع کالاها را بالا میبرد و میتواند فشارهای تورمی را تشدید کند.
از این منظر، جنگ یک پیامد اقتصادی دوگانه دارد: از یک سو، اختلال در عرضه و افزایش قیمتها به بخشهایی از صنعت نفت امکان میدهد سود بیشتری کسب کنند؛ از سوی دیگر، خانوارها و بنگاههایی که مصرفکننده انرژی هستند، هزینه بیشتری میپردازند.
با اینحال، نباید همه شرکتهای نفتی را برنده یکسان جنگ دانست. برخی تولیدکنندگان و شرکتهای فعال در مناطق درگیر با کاهش تولید یا اختلال عملیاتی مواجهاند؛ در مقابل، شرکتهایی که ظرفیت پالایش و تجارت گستردهتری دارند و کمتر از اختلال مستقیم تولید آسیب دیدهاند، میتوانند از شرایط بازار بیشتر بهره ببرند.
آزمون بعدی: شرکتها با درآمدهای بادآورده چه میکنند؟
به گزارش رویترز، توجه سرمایهگذاران اکنون علاوه بر میزان سود سهماهه سوم، به نحوه استفاده شرکتها از منابع مالی اضافی نیز معطوف شده است. بازپرداخت بدهیها، افزایش سود سهام، بازخرید سهام و سرمایهگذاری در پروژههای جدید از گزینههای پیش روی این شرکتهاست.
برخی از شرکتها، از جمله اگزانموبیل و شورون، بر کاهش بدهیها تأکید کردهاند. در مقابل، سرمایهگذاران درباره احتمال افزایش بازخرید سهام یا توزیع سود بیشتر نیز تصمیمهای مدیریتی شرکتها را زیر نظر دارند.
آنچه این گزارش آشکار میکند، تناقض مهم اقتصاد جنگ است: هزینه بحران انرژی میان مصرفکنندگان و بخشهای مختلف اقتصاد توزیع میشود، اما فرصتهای سودآوری آن لزوماً بهطور برابر در اختیار همه قرار نمیگیرد. افزایش چندبرابری حاشیه سود پالایش برخی غولهای نفتی، بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که در زمان جهش قیمت انرژی، چه سهمی از هزینههای تحمیلشده به جامعه به درآمد شرکتها تبدیل میشود و چه سهمی از منافع حاصل، به سرمایهگذاری مولد و افزایش ظرفیت عرضه اختصاص خواهد یافت.