به گزارش “راهبرد انرژی“، برای بررسی روند توسعه صنعت نفت سوریه، لازم است ابتدا به موقعیت راهبردی این کشور میان میدانهای عظیم نفتی عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس اشاره شود. این موقعیت، امکان احداث خطوط لوله فرامرزی را فراهم میکند تا نفت از سواحل شرقی دریای مدیترانه، از طریق سوریه که دارای جایگاه ژئواستراتژیک مهم است، به بازارهای اروپا و غرب صادر شود. این جایگاه به سوریه امکان «ترانزیت» نفت از طریق خطوط لوله بینالمللی و همچنین صادرات مستقیم از سواحل شرقی مدیترانه را میدهد.
از سوی دیگر، اهمیت سوریه تنها به موقعیت راهبردی آن محدود نمیشود، بلکه به ظرفیت بالقوه آن برای جذب غولهای بزرگ بازارهای نفتی نیز بازمیگردد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، مقادیر عظیمی از نفت از سواحل سوریه از طریق دریای مدیترانه به بازار اروپا صادر میشد. صادرات گسترده نفت از طریق خطوط لولهای که از سوریه عبور میکردند، پس از جنگ جهانی دوم بخش مهمی از سازوکار صدور نفت عربی به بازارهای جهانی را تشکیل میداد.
شرکت دولتی نفت عربستان «آرامکو» خط لوله «تاپلاین»را در سال 1950 به بهرهبرداری رساند. از طریق این خط، نفت عربستان از میدان بقیق به بندر الزهرانی در نزدیکی صیدا در جنوب لبنان، مشرف به ساحل دریای مدیترانه، منتقل میشد. بعدها به دلایل سیاسی و با تصمیم دولت سوریه، جریان نفت در این خط لوله که از جولان اشغالی میگذشت، متوقف شد.
«شرکت بینالمللی نفت عراق» که میدان کرکوک را در سال 1927 کشف کرده بود، در سال 1952 اقدام به احداث خط لوله «کرکوک–بانیاس–طرابلس» کرد تا نفت عراق از طریق بندر بانیاس سوریه و طرابلس لبنان صادر شود. بخشی از نفت کرکوک همچنین در پالایشگاه بانیاس و پالایشگاه طرابلس تصفیه میشد. این خط لوله به دلیل اختلافات سیاسی عراق و سوریه در سال 1982 بسته شد. بعدها نیز این خط به دلیل «قانون سزار» آمریکا تعطیل ماند که به موجب آن هر کشوری که با سوریه تعامل اقتصادی داشته باشد، مجازات میشود.
توقف دو خط لوله «تاپلاین» و «کرکوک–بانیاس–طرابلس» دولتهای سوریه و لبنان را از میلیونها دلار درآمد حاصل از ترانزیت نفت محروم کرد. افزون بر آن، دهها شرکت خصوصی سوری و لبنانی از فعالیتهای خدماتی و تعمیر و نگهداری این خطوط بهرهمند میشدند. این دو خط لوله که در زمان خود جزو پروژههای بزرگ به شمار میرفتند، نقش مهمی در بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم ایفا کردند و بخشی از نفت منتقل شده از خط تاپلاین نیز به بازار آمریکا ارسال میشد. علت اصلی توقف این دو خط، بیثباتیهای سیاسی خاورمیانه در دهههای گذشته، و به ویژه ناتوانی سوریه در جدا کردن فعالیت این خطوط عظیم نفتی از اختلافات سیاسی خود با کشورهای تولید کننده نفت بود. این تجربه باعث شده است که تولیدکنندگان نفت نسبت به اتکا به مسیر صادراتی سوریه، بهویژه با توجه به تحولات بازارهای نفت، دچار تردید شوند.
بدیهی است که بازسازی خطوط مشابه امکانپذیر است اما کاری ساده نیست؛ چرا که تحولات بزرگی در صنعت و بازارهای نفت رخ داده است. در زمینه ترانزیت نفت به دریای مدیترانه، چند کشور حوزه خلیج فارس به همراه مصر خط لوله «سومد» را بهعنوان مسیر موازی با کانال سوئز احداث کردهاند و عراق نیز خط لولهای از طریق ترکیه ساخته است که تقریبا جایگزین صادرات از مسیر سوریه به شمار میرود.
از سوی دیگر، آمارهای رسمی نشان میدهد سوریه در سال 2005 بیش از 152 هزار بشکه نفت و حدود 5.5 میلیون متر مکعب گاز در روز تولید میکرد. اما آغاز جنگ داخلی سوریه در سال 2011 آسیب زیادی به میدان های نفت و گاز سوریه وارد کرد و اکنون میدان های نفت و گاز برای بازگشت به ظرفیت کامل تولید، نیازمند تعمیر و بازسازی اساسی هستند.