به گزارش “راهبرد انرژی“،این همزمانی، آزمونی بزرگ برای کارکنان و مدیران پالایشگاه بود؛ آزمونی که نشان داد اراده انسانی و تعهد سازمانی میتواند بر هر مانعی غلبه کند، کارکنان پالایشگاه شازند در این مدت، با وجود فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی و محدودیتهای عملیاتی ناشی از تعمیرات، پای اهداف خود ایستادند.
هیچکس حاضر نشد از مسئولیتش عقبنشینی کند، هر فرد از کارگر ساده تا مدیر ارشد، خود را بخشی از یک پیکره واحد میدانست که باید در برابر بحران بایستد،این همبستگی، روح تازهای به مجموعه بخشید و پالایشگاه را به نماد مقاومت صنعتی بدل کرد.
در روزهای نخست، نگرانیها فراوان بود، بسیاری تصور میکردند که همزمانی جنگ و تعمیرات اساسی میتواند فعالیت پالایشگاه را فلج کند،اما واقعیت چیز دیگری شد، کارکنان با برنامهریزی دقیق، تقسیم وظایف روشن و روحیهای مثالزدنی توانستند نه تنها روند تعمیرات را ادامه دهند، بلکه امنیت و پایداری تولید را نیز تضمین کنند.
این دستاورد، حاصل ایمان به هدف مشترک بود؛ هدفی که فراتر از سود و زیان اقتصادی، به معنای خدمت به کشور و مردم تعبیر میشد.
در این مدت ۳۵۰ نیروی خارجی نیز در شرکت حضور داشتند، نگرانی کنسولگریهای آنان طبیعی بود، زیرا شرایط جنگی میتوانست تهدیدی جدی برای امنیتشان باشد.
اما مدیریت پالایشگاه با تدابیر دقیق و همکاری همه کارکنان توانست شرایطی فراهم کند که هیچ آسیبی به این نیروها نرسد،این اقدام جلوهای از مسئولیتپذیری و تعهد انسانی بود که فراتر از مرزها و ملیتها معنا پیدا کرد،همزمان ورود ۶ هزار نیروی کمکی از بیرون شرکت، حجم کار و فضای پالایشگاه را به شکلی بیسابقه تغییر داد.

این نیروها برای پشتیبانی از روند تعمیرات اساسی و مقابله با خرابیهای گسترده وارد شدند، حجم خرابیها بسیار فراتر از پیشبینیهای اولیه بود؛ خطوط تولید، تجهیزات حساس و بخشهای کلیدی پالایشگاه آسیبهایی دیده بودند که بازسازی آنها نیازمند تلاش شبانهروزی بود، اما این حضور گسترده، با مدیریت هوشمندانه و تقسیم وظایف دقیق، به فرصتی برای همافزایی بدل شد.
یکی از بزرگترین چالشها، کمبود مواد اولیه بود،بسیاری از اقلام ضروری در گمرک کشور امکان ترخیص نداشتند و همین مسئله میتوانست روند تعمیرات را متوقف کند.
اما مهندسان پالایشگاه با هوش، ابتکار و استعداد خود توانستند راهحلهای جایگزین بیابند، آنان با استفاده از دانش فنی و تجربههای گذشته قطعات و مواد موجود را به شکلی خلاقانه به کار گرفتند و مانع از توقف کار شدند.
این ابتکار عمل نشان داد که توان مهندسی داخلی میتواند در سختترین شرایط جایگزین وابستگی به منابع بیرونی شود.
پایان موفقیتآمیز تعمیرات اساسی در چنین شرایطی تنها یک دستاورد فنی نبود؛ بلکه نمادی از اراده جمعی و ایمان به هدف مشترک بود.
کارکنان پالایشگاه، چه ایرانی و چه خارجی، در کنار هم ایستادند و نشان دادند که بحرانها میتوانند به فرصتی برای نمایش همبستگی و توان انسانی بدل شوند.
این تجربه در حافظه سازمانی پالایشگاه شازند بهعنوان یکی از درخشانترین فصلها ثبت شد؛ فصلی که در آن انسانها با همه تفاوتهایشان برای یک هدف مشترک تلاش کردند و موفق شدند.