به گزارش “راهبرد انرژی“، بحران انرژی دیگر صرفاً به کمبود نفت و گاز یا افزایش قیمت سوخت محدود نمیشود. تحولات سالهای اخیر نشان داده است که یک بحران انرژی میتواند همزمان از چند مسیر شکل بگیرد؛ از اختلال در مسیرهای انتقال نفت و گاز و تنشهای ژئوپلیتیک گرفته تا موجهای گرمای شدید، آسیبپذیری شبکههای برق، حملات سایبری و اختلال در زنجیره تأمین تجهیزات.
بستهشدن تنگه هرمز یکی از مهمترین نمونههای اخیر این وضعیت بود؛ رویدادی که بازارهای جهانی نفت و گاز را تحت فشار قرار داد و بهویژه کشورهای آسیایی را با پیامدهای جدیتری مواجه کرد. همزمان، گرمای شدید تابستان فشار مضاعفی بر شبکههای برق وارد کرد و در برخی کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه و مجارستان، محدودیتهایی در تولید برق هستهای ایجاد شد.
در جنوب شرق آسیا نیز توسعه سریع انرژی خورشیدی، در حالی دنبال میشود که ظرفیت شبکه در برخی کشورها هنوز متناسب با سرعت این توسعه افزایش نیافته است. وابستگی قابل توجه این کشورها به تجهیزات و قطعات چینی، نگرانی دیگری را درباره آسیبپذیری زنجیره تأمین ایجاد کرده است.
بحران بعدی چگونه شکل میگیرد؟
تحلیلهای جدید، از جمله گزارشهای منتشرشده از سوی مجمع جهانی اقتصاد، نشان میدهد که بحران انرژی آینده احتمالاً حاصل یک عامل منفرد نخواهد بود. حملات سایبری، خرابکاری، شرایط آبوهوایی شدید، اختلال در زیرساختها و ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند بهصورت همزمان یا زنجیرهای بر یکدیگر اثر بگذارند.
به همین دلیل، مجمع جهانی اقتصاد بر ضرورت استفاده از رویکردی موسوم به «تفکر سیستمی» تأکید کرده است؛ یعنی به جای آنکه هر تهدید توسط یک تیم، بودجه و ساختار مدیریتی جداگانه بررسی شود، همه این ریسکها در قالب یک سیستم بههمپیوسته مورد ارزیابی قرار گیرند.
چهار سال گذشته نشان داده است که بحران انرژی میتواند ناگهانی و بر اثر ترکیب چند عامل متفاوت ایجاد شود. تغییرات آبوهوایی، افزایش فشار بر شبکههای برق، تنشهای ژئوپلیتیک و درگیریهای نظامی در مقاطع مختلف به یکدیگر پیوند خوردهاند و بازارهای انرژی را با نوسانات شدید مواجه کردهاند.
خاموشی گسترده در اسپانیا و پرتغال در سال ۲۰۲۵ نیز نمونهای از همین آسیبپذیری سیستمهای انرژی به شمار میرود؛ رخدادی که بار دیگر نشان داد زیرساختهای انرژی در کشورهای توسعهیافته نیز از اثرات زنجیرهای اختلالات مصون نیستند.
هشدار اروپا؛ بحران هنوز تمام نشده است
در ماه مارس، شبکه خبری بیبیسی در گزارشی درباره وضعیت انرژی اروپا هشدار داد که این قاره در حالی با بحران جدید انرژی مواجه شده که هنوز درسهای بحران قبلی را بهطور کامل به سیاستهای پایدار تبدیل نکرده است.
بحران ناشی از جنگ روسیه و اوکراین نشان داده بود که وابستگی اروپا به واردات انرژی چه پیامدهایی میتواند داشته باشد. اکنون نیز اختلال در جریان نفت و گاز از مسیرهای حیاتی، بار دیگر همان آسیبپذیری را برجسته کرده است.
در این شرایط، دولتهای اروپایی علاوه بر تلاش برای کنترل قیمت انرژی، با پرسش بزرگتری مواجه هستند: چگونه میتوان امنیت انرژی را در جهانی تضمین کرد که در آن مسیرهای انتقال، بازارها، زیرساختهای برق، تغییرات آبوهوایی و تحولات ژئوپلیتیک بیش از گذشته به یکدیگر وابسته شدهاند؟
تهدید جدید؛ «اوج نفت Peak Oil» یا کاهش عرضه؟
برخی گزارشهای منتشرشده در ماه آگوست، از جمله تحلیلهایی در نشریه National Interest، نسبت به یک تهدید دیگر برای اروپا هشدار دادهاند: کاهش صادرات نفت و گاز از سوی برخی تولیدکنندگان کلیدی.
در چنین شرایطی، مسئله فقط افزایش قیمت نفت نیست. کاهش عرضه میتواند همزمان هزینه تولید برق، حملونقل و صنایع را افزایش دهد و فشار بیشتری بر شبکههای انرژی وارد کند.
اما این آسیبپذیری تنها به اروپا محدود نیست. کشورهای آسیایی، بهویژه اقتصادهای در حال توسعه، در برابر شوکهای انرژی با محدودیتهای بیشتری مواجهاند؛ زیرا توان مالی و زیرساختی آنها برای جذب افزایش ناگهانی هزینه انرژی کمتر است.
انرژی پاک؛ راهحل یا آسیبپذیری جدید؟
بسیاری از اقتصادهای نوظهور برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، توسعه انرژیهای پاک و بهویژه انرژی خورشیدی را با سرعت دنبال میکنند. با این حال، سرعت توسعه نیروگاههای خورشیدی در برخی کشورهای جنوب شرق آسیا از ظرفیت توسعه شبکه برق فراتر رفته است.
از سوی دیگر، بخش مهمی از تجهیزات مورد نیاز این صنعت از زنجیره تأمین چین تأمین میشود. بنابراین، وابستگی به انرژی خورشیدی لزوماً به معنای حذف ریسک ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه ممکن است شکل این وابستگی را از واردات سوخت به واردات تجهیزات و فناوری تغییر دهد.
این موضوع یک پرسش مهم برای سیاستگذاران ایجاد میکند: آیا انتقال سریع به انرژیهای پاک بدون ایجاد زنجیرههای تأمین متنوع و شبکههای برق انعطافپذیر، خود میتواند به یک نقطه آسیبپذیر جدید تبدیل شود؟
مشکل اصلی کجاست؟
از نگاه مجمع جهانی اقتصاد، مشکل اساسی در نحوه مدیریت ریسکهاست.
شرکتهای انرژی طی سالهای گذشته معمولاً حملات سایبری، خرابکاری فیزیکی، شرایط آبوهوایی شدید و اختلالات ژئوپلیتیکی را به عنوان تهدیدهایی جداگانه مدیریت کردهاند. هرکدام نیز تیم، بودجه و برنامه ریسک مخصوص خود را داشتهاند.
اما شبکههای انرژی امروز بهشدت دیجیتالی، بههمپیوسته و وابسته به زنجیرههای تأمین جهانی هستند. در چنین شرایطی، یک حمله سایبری میتواند با یک نقص فنی همزمان شود؛ یک بحران ژئوپلیتیکی میتواند زنجیره تأمین تجهیزات را مختل کند و یک موج گرما میتواند همان شبکهای را تحت فشار قرار دهد که همزمان با کاهش عرضه سوخت مواجه است.
بنابراین، بحران بعدی ممکن است نه از یک «حادثه بزرگ»، بلکه از ترکیب چند اختلال کوچک و همزمان شکل بگیرد.
مجمع جهانی اقتصاد سه چالش اساسی را در این زمینه برجسته میکند: ارتباطات ناکافی میان صنعت انرژی و دولتها، شفاف نبودن زنجیرههای تأمین و محدودیت اختیارات قانونی شرکتهای خدمات انرژی برای واکنش سریع به تهدیدهای شناساییشده.
واقعیت اینست که امنیت انرژی در دهه آینده دیگر فقط به میزان ذخایر نفت و گاز یا تعداد نیروگاهها وابسته نخواهد بود. امنیت سایبری، انعطافپذیری شبکه برق، تنوع زنجیرههای تأمین، دسترسی به تجهیزات و فناوری، تغییرات اقلیمی و تحولات ژئوپلیتیکی همگی بخشی از معادله جدید امنیت انرژی هستند.
بحران جهانی انرژی بعدی ممکن است در یک میدان نفتی، یک پالایشگاه یا یک خط لوله آغاز نشود؛ ممکن است از نقطه اتصال چند بحران متفاوت شکل بگیرد.