به گزارش “راهبرد انرژی“، در کنار همه نگرانیهای ناشی از تورم مشکلات معیشتی و تهدیدهای ناشی از جنگ تحمیلی که این روزها ذهن و زندگی بازنشستگان صنعت نفت را درگیر کرده است، خبر دیگری نیز در میان بازنشستگان دهان به دهان میچرخد که نمیتوان آن را صرفاً یک تصمیم اداری ساده تلقی کرد.
بر اساس شنیدههایی که در میان فعالان صنفی و کارکنان پیشین صندوق مطرح شده، گفته میشود به برخی از بازنشستگانی که در بخشهای مختلف صندوق در حال همکاری بودهاند بهصورت شفاهی اعلام شده است که از ابتدای خردادماه دیگر نیازی به حضور آنان نیست و همکاریشان خاتمه یافته تلقی میشود.
بدیهی است که در ارزیابی عملکرد هر فرد یا هر گروهی میتوان دیدگاهها و نقدهای متفاوتی داشت و هیچ مجموعهای از ارزیابی و بازنگری مصون نیست.
اما مسئله اصلی در اینجا صرفاً ارزیابی عملکرد چند نفر نیست مسئله روندی است که با حذف بازنشستگان و کارکنان رسمی از ساختار اجرایی و تصمیمسازی صندوق مسیر تصاحب تدریجی آن را هموار میکند.
وقتی صاحبان اصلی سرمایه و ذینفعان واقعی صندوق از چرخه اداره، نظارت و تصمیمگیری کنار گذاشته میشوند نتیجه آن چیزی جز تضعیف هویت مستقل صندوق و تغییر ماهیت آن نخواهد بود.
اگر تاریخچه تأسیس و اداره صندوق بازنشستگی صنعت نفت مرور شود بهروشنی دیده میشود که از بدو شکلگیری این نهاد حضور بازنشستگان صنعت نفت در ساختارهای مدیریتی و اجرایی آن، بهویژه در ترکیب هیئت اجرایی و بخشهای راهبردی همواره یک اصل پذیرفتهشده بوده است زیرا این صندوق در ذات خود نهادی متکی بر مشارکت اعضا تجربه نسلها و اعتماد متقابل میان کارکنان و بازنشستگان صنعت نفت بوده است.
از همین رو اگر امروز برای نخستین بار ترکیب مدیریتی یا اجرایی صندوق به گونهای شکل بگیرد که در آن هیچ بازنشستهای از بدنه صنعت نفت حضور نداشته باشد این رخداد را نمیتوان یک جابهجایی معمول اداری دانست.
▪️این روند نشانه تغییر رویکردی است که نقش و حضور صاحبان اصلی این سرمایه بینالنسلی را به حاشیه رانده و مسیر فاصله گرفتن صندوق از هویت تاریخی و صنفی خود را هموار میسازد.
◽این دقیقاً همان نقطهای است که انتظار میرود کانونهای صنفی بازنشستگان که بیش از ۵۰ درصد نمایندگی جامعه بازنشستگی صنعت نفت را دارند ، وارد میدان شوند.
▪️چهرههای شناختهشده و کنشگران فعال این حوزه همچون جناب آقایان غالبی، نیکزاد، بادکوبه، ادیبی، ادیمی، ساداتی،فروزنده، بنی افضل، رسایی، زرعی، نیرومند و نظری و در رأس آنان دبیر دورهای محترم کانونها، حاج آقا افشون بیش از هر زمان دیگری در برابر یک مسئولیت تاریخی قرار دارند.
امروز زمان سکوت، ملاحظهکاری و واکنشهای دیرهنگام نیست.
وقت بسیار تنگ است و انتظار طبیعی جامعه بازنشستگان آن است که این بزرگواران با ورود جدی، شفاف و مسئولانه نسبت به روندهای جاری موضعگیری کرده و از حقوق و جایگاه صاحبان اصلی صندوق صیانت کنند.
جامعه بازنشستگان و بازماندگان صنعت نفت حق دارند بدانند چه تصمیماتی درباره صندوقی که سرمایه آن از اندوخته و کسورات آنان شکل گرفته اتخاذ میشود چه تغییراتی در ساختار مدیریتی آن در حال وقوع است و فلسفه حذف یا کاهش حضور بازنشستگان و کارکنان رسمی در مدیریت و اجرا چیست.
◽سکوت در برابر چنین تحولاتی نه به نفع ذینفعان است و نه به سود اعتماد عمومی بازنشستگان و بازماندگان این صنعت کهن.
صندوق بازنشستگی صنعت نفت تنها یک سازمان اداری نیست، این صندوق حاصل دههها خدمت و اندوخته نسلهای پیاپی کارکنان این صنعت است.
صیانت از چنین نهادی پیش از هر چیز نیازمند آگاهی، شفافیت و حضور مسئولانه نمایندگان جامعه بازنشستگان در لحظات حساس است لحظاتی که سکوت یا تأخیر در واکنش میتواند پرسشهای بزرگتری را در افکار عمومی ایجاد کند.
امروز موضوع صرفاً یک تغییر مدیریتی نیست مسئله، حفظ هویت، مالکیت و موجودیت صندوقی است که باید برای حال و آینده بازنشستگان صنعت نفت باقی بماند، نه آنکه در سایه سکوت و حذف تدریجی صاحبان اصلی آن، از ماهیت واقعی خود تهی شود.