به گزارش “راهبرد انرژی“،در مورد تهدید/تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره دریایی علیه ایران، من خیلی به قضیه مشکوکم.
۱. کاهش بیشتر نفت از بازار، به ویژه تنها نفتی که اکنون از خلیج فارس خارج میشود، قیمت نفت را بیشتر افزایش میدهد و قیمت کاغذی نفت به قیمت واقعی که باید حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه باشد، نزدیکتر میشود. افزایش چشمگیر تورم در ایالات متحده به دنبال خواهد داشت.
۲. متوقف کردن تانکرهای حامل نفت ایران نه تنها یک تشدید تنش علیه ایران، بلکه علیه کشورهایی که نفت ایران را خریداری میکنند، از جمله چین، هند خواهد بود. من شک دارم که ترامپ برای این تشدید تنش آماده باشد، به ویژه با توجه به اجلاس آتی در پکن.
۳. این امر در مورد مجازات کشورهایی که با ایران بر سر عوارض تنگهها مذاکره کردهاند نیز صادق است. این شامل پاکستان نیز میشود که میزبان مذاکرات بود.
۴. تشدید محاصره دریایی، احتمال بسته شدن دریای سرخ توسط حوثیها را افزایش میدهد. این امر ۱۲ درصد دیگر از جریان نفت جهانی را از بازار خارج میکند. اکنون شاهد قیمت حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه نفت خواهیم بود.
حدود نه روز از آتشبس باقی مانده است. از آنجایی که هیچ یک از طرفین صراحتاً اعلام نکردهاند که مذاکرات از سر گرفته نخواهد شد، یا آتشبس از بین رفته و تمام شده است، همه این اقدامات باید به عنوان تاکتیکها و تهدیدها در مذاکرات در نظر گرفته شوند.
اگر ایالات متحده واقعاً بر غنیسازی صفر در اسلامآباد اصرار داشت، که در ابتدا خط قرمز ترامپ نبود، بلکه خط قرمز اسرائیل بود، مذاکرات بعدی شکست خواهد خورد همانطور که مذاکرات در ماه مه ۲۰۲۵ با تغییر ترامپ به خط قرمز اسرائیل از بین رفت.
با این حال، من فکر نمیکنم که این لزوماً به بازگشت به جنگ منجر شود. سناریوی محتملتر، یک وضعیت موجود جدید بدون مذاکره است که در آن تهران کنترل تنگهها را حفظ میکند اما هیچ گونه کاهش تحریمی دریافت نمیکند، در حالی که ایالات متحده از جنگ خارج میشود و این سوال مطرح میشود که آیا اسرائیل به تنهایی جنگ را ادامه خواهد داد یا خیر؟