به گزارش “راهبرد انرژی“، من این وضعیت را یک فاجعه تمامعیار میبینم؛ بحرانی که شاید بزرگترین تنش نفتی تاریخ ما باشد و حتی سایه سنگین جنگ «یوم کیپور» در ۱۹۷۳ و محاصره اوپک در ۱۹۷۹ را هم پشت سر بگذارد.
باید لفاظیهای واشنگتن را کنار بگذاریم و با واقعیت روبرو شویم. من به اینها میگویم «دکترهای جوساز»؛ همانهایی که از رونق هوش مصنوعی و رشد ۵ درصدی دم میزدند، در حالی که رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا از ۲.۳ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۲.۲ درصد در سال گذشته کاهش یافته است. وضعیت مشاغل هم یک فروپاشی واقعی بود؛ ما از ایجاد ۲.۲ میلیون شغل به رقم ناچیز ۱۸۵ هزارتا رسیدیم و برخلاف ادعاها، تعرفهها نه تنها تولید را نجات ندادند، بلکه باعث شدند ۱۰۸ هزار شغل تولیدی را از دست بدهیم. حتی پیش از شروع این درگیری، بهرهوری ما از ۳ درصد به ۲.۱ درصد سقوط کرده بود.
ما با دنیای فیزیکی کالاهای اساسی روبرو هستیم، نه لفاظیهای کاغذی. وقتی تنگه هرمز عملاً بسته میشود، فقط بحث نفت مطرح نیست. من شاهد افزایش ۵۰ درصدی قیمت کودی هستم که یکسوم تأمین جهانیاش از این تنگه میگذرد؛ آن هم دقیقاً در فصل کاشت نیمکره شمالی. کشاورزان ایالت من، آیوا، که بهخاطر مشکلات مالی، پیشخرید انجام نداده بودند، حالا در حال خریدِ گران از بازار نقدی (Spot Market) هستند. علاوه بر این که افزایش قیمت سوخت دیزل نیز موجب گرفتاریشان شده است. حتی هلیوم مورد نیاز برای تراشههای تایوان هم از همین مسیر میآید.
این یعنی یک ایست کامل فیزیکی که با باز شدن دوباره تنگه هم به سرعت جبران نمیشود، چون انبارها کاملاً خالی شدهاند و پر شدنِ مجددِ آنها زمان میبرد.
من ۶ سال عضو شورای مشورتی مالی امارات بودم و دوستان صنعتگرم در دبی به من میگویند این وضعیت برایشان به معنای واقعی کلمه یک «کابوس» شده است؛ یکی از آنها ۲۴ تن بار روی دستش مانده که هیچ جایی حتی در دریای عرب برای تخلیهاش پیدا نمیکند و حالا باید این محموله سرگردان را با هزینهای سنگین به دبی بازگرداند. این گرههای لجستیکی با زدن یک کلید باز نمیشوند.
در بازارهای مالی نیز، «پاسبانهای اوراق قرضه» (Bond Vigilantes) با قدرت وارد شدهاند و نرخ بهره ۳۰ ساله را به ۵ درصد و ۱۰ ساله را به ۴.۴ درصد رساندهاند.
ریشه این ماجرا یک خطای استراتژیک بزرگ است. موساد و نتانیاهو، ترامپ را با ایده واهی «تغییر رژیم» و «سر بریدن» ایران فریب دادند، در حالی که تاریخ نشان میدهد از میان ۷۰ مورد تلاش مشابه آمریکا، تقریباً هیچکدام به نتیجه نرسیده و فقط فاجعههایی مثل لیبی و عراق را خلق کرده است.
اکنون ما در «نردبان تنش» بالا میرویم. من نگرانم که ترامپ در این بنبست، یک «پاس مریم مقدس» [اصطلاحی در فوتبالِ امریکایی برای بیانِ حرکتِ از روی استیصال با احتمال موفقیتِ اندک] بیندازد و با اعزام نیروی زمینی، اوضاع را بدتر کند.
اگر این تنش ادامه یابد، من پیشبینی میکنم ایران با استراتژی «روپ-اِ-دوپ» (Rope-a-dope)، رقیب را خسته کرده و در نهایت با از کار انداختن تأسیسات آبشیرینکن، خلیج فارس را فلج کند؛ فاجعهای که ریاض را با وابستگی ۹۰ درصدی به آبشیرینکنها نابود خواهد کرد.
در این بازار پرآشوب، ایران با فروش نفت گرانتر و رشد ۱۳ درصدی ریال، و روسیه به عنوان برنده مطلق، بیشترین سود را میبرند. اگر هرمز و بابالمندب بسته بمانند، من به شما اطمینان میدهم که بحران مالی ۲۰۰۸ در برابر این وضعیت، شبیه به یک «جشن تولد» ساده به نظر خواهد رسید.
قمار بر سر «تغییر رژیم» و نادیده گرفتن واقعیتهای فیزیکی زنجیره تأمین، جهان را به سوی فروپاشی سوق داده است. با نرخ بهره بالا، انفجار قیمت نهادههای کشاورزی و تهدید زیرساختهای حیاتی مثل آبشیرینکنها، ما با بحرانی روبرو هستیم که بسیار عمیقتر و مخربتر از بحران مالی سال ۲۰۰۸ خواهد بود.
هنکه، برخلاف بسیاری از اقتصاددانان آکادمیک، یک معاملهگر حرفهای در بازارهای کالا و ارز بوده و نبض بازار فیزیکی را به خوبی میشناسد.